Tuesday, February 09, 2010
الا ملت كورش و داريوش
اگر ماندهات ذرهاى عقل وهوش
تو علاف اعجاز اين واعظان
چه باشى؟ كزاين قوم پرچانگان
نيايد، مگر موعظه، هيچ كار
مواعيدشان چيست؟ مشتى شعار!
به تعداد عمامه، تفسير دين
تو تعداد عمامهها را ببين!
نه اسپند و آجيل مشكل گشا
نه فال و نه نذرى، نه ورد و، دعا
تو را آرد از چاه ماران برون
نگون سازد اين بختك بدشگون!
تو يك حربه دارى فقط، اعتصاب
كه نيروى خود را كنى انتخاب
نه فرمان يزدان، نه فرمان شاه
نه مجذوب خورشيد گردى، نه ماه
چو شورش ز فرمان بالا كنى،
تو هرنقشه را پوچ و خنثى كنى!
(عسگر آهنين )
بر شمايان.....
مردمان بنيانتان بر باد رفت
بر شمايان اين همه بيداد رفت
ظلم در پايين و بالاتان نشست
دادتان سر زاى و مادرزاد رفت
دست بستن، سرشكستن سالهاست
بر شما از دين و استبداد رفت
هر زبان و عقل سرخى سركشيد
در سياهى ناگهان بر باد رفت
اين زمان جاى شگفتى هيچ نيست
كاين يكى محبوس و آن ناشاد رفت
گوش و هوش و چشمها را وا كنيم
خاكمان بر سر اين جلاد رفت
" ياور استوار"
در واقع تعهد مؤمن به مذهب فقط در مقابل الله است؛ در مقابل خدا.
ديد آدم مذهبی به آسمانهاست، و بروی زمين نيست؛ آدم را نمیبيند؛ يعنی انسان برايش مهم نيست، وظيفه او فقط اجرای حقوق الله است؛ نمازش را بخواند، حجش را برود، و دعای نيمه شبش را بخواند؛ هرکس هم که مُرد – مُرد، هرکس هم که کشته شد حتماً حقش بوده، به ويژه کفار.
از اين قرار است که انسان مذهبی، به ويژه اسلامی، وقتی که از حّد گذشت، و زياده از حّد باد اسلام به شکمش افتاد، از لباس انسانيت خارج میشود.
به ياد داشته باشيد که وقاحت، شقاوت و طمع آخوند بیانتهاست؛ و به هيچ چيز هم ايمان ندارد؛ دين تنها دکان آخوند است و بس.
Sunday, February 07, 2010
