: : : : علمى : : : :

Saturday, January 21, 2006

مانع واقعی دستيابی ايران به تکنولوژی هسته‌ای کيست؟
دکتر شاهين فاطمی - کيهان لندن

«همه را می‌توان برای چند زمانی فريب داد و چندی را برای هميشه، اما همه را نمی‌توان برای هميشه فريفت»
آبرهام لينکلن

هاشمی رفسنجانی، علی خامنه‌ای، محمود احمدی نژاد و ديگر متوليان رژيم تهران مدعی هستند که غربيها به ويژه آمريکائيها نمی‌خواهند و نمی‌گذارند ملت ايران از مواهب انرژی هسته‌ای و صنايع وابسته به آن بهره‌مند شود و اين بيگانگان هستند که می‌خواهند ايران را از اين حق مسلم محروم کنند.
احتمالا آن اقليتی که پذيرفته است که برای هميشه فريب بخورد و چشم به چاه جمکران دوخته است نسنجيده اين ادعا را خواهد پذيرفت و درجهل مرکب برای هميشه خواهد ماند؛ اما اين دليل نمی‌شود که اين ادعای رژيم را بی‌پاسخ رها کنيم و اجازه دهيم شعبده‌بازان بازار تزوير و ريا کماکان مردمان را گمراه کنند.
در عهده ما نيست که در اين ستون به روانکاوی «بيگانگان» و يا بررسی نيات آنها بپردازيم؛ چنين بررسی نيازمند زمان بيشتر و امکاناتی بسيار وسيعتر است و به احتمال زياد نتيجه قابل استفاده‌ای هم حاصل نخواهد شد زيرا «غرب» دارای مفهومی بسياروسيع است و ازعوامل و عناصر گوناگونی تشکيل شده است و هريک از اين عوامل و عناصر مقاصد و منافع خودرا منظور می‌دارند کما اين که در دوران پيش از انقلاب آمريکائيها و فرانسويها آماده همکاری هسته‌ای با ايران بودند در حالی که بعد از انقلاب و در دوران حکومت‌اسلامی نخست ژاپن و سپس روسها و ديگران برای ورود به صحنه داوطلب شده‌اند؛ بنا براين، بيگانگان عملا نشان داده‌اند که عداوت خاصی با ايران ندارند؛ آنچه می‌توان در اين مقاله مورد بررسی قراردارد رفتار و اعمال جمهوری‌اسلامی در ارتباط با بيگانگان و به ويژه با آمريکا و غرب است.
اگر ما به اين نکته توجه کنيم حداقل برای بخشی از سئوال خود پاسخ لازم را خواهيم يافت؛ به عبارت ديگر بايد ديد چگونه می‌توان انتظار داشت که غرب و غربيها، به ويژه آمريکائيها، در برابر رژيمی که مدت ۲۷ سال روزانه آرزوی مرگ و نابودی آنها را می‌کنند بی‌تفاوت باقی‌بمانند؟ نظامی که از اعماق حلقومش تا پهنه ديوارهای خيابانهايش آرزوی مرگ برای آمريکا و اسرائيل و گهگاه فرانسه و انگلستان را ندا می‌دهد چگونه می‌تواند انتظار احترام و اعتماد مردم و حکومتهای غربی را داشته باشد؟ چگونه می‌توان ادعای صلح‌آميز بودن برنامه تحقيقاتی کسانی را باور کرد که برای مدت ۱۸ سال تعهدات بين‌المللی خود را زيرپا گذاردند و درخفا و در بازار سياه وسائل و راه و روش تحقيقات اتمی دو جانبه (که هم به درد جنگ افزار می‌خورد و هم استفاده غيرنظامی دارد) را به بهای گزاف خريده‌اند؟

برای جلب اعتماد بين المللی امروز بسيار دير است؛ برای رژيمی که اين چنين منافع ملی ايران را ناديده گرفته و بی جهت با ماجراجوئيهای خود بهرسو تاخته است، ديگر دوستی در غرب باقی نمانده است.

احمدی‌نژاد اولين شخصی نيست که بنام اين نظام، خواستار محو اسرائيل از نقشه جهان شده است؛ از دوران آيت‌الله خمينی تا به امروز، بدون درنظرگرفتن مصالح ملی ايران هر آخوند بزرگ و کوچکی که برای موعظه مطلبی ديگر نداشته وعده فتح اورشليم و به دريا ريختن يهوديها را ترجيع بند به اصطلاح خطبه‌های نماز جمعه خود قرارداده است؛ در تمام اين مدت حتی يکنفر در داخل رژيم شهامت آنرا نداشته است که بردهان اين خطبه خوانان دهنه‌ای‌بزند و آنها را از نتايج احتمالی اين اراجيف بی‌ثمر و نهايتا زيان بخش برحذر دارد.

جمهوری اسلامی و سران نظام حتی اگر به قصد و عمد می‌خواستند کار«دشمنان» را ساده کنند و عليه طرح انرژی هسته‌ای ايران زمينه سازی‌کنند نمی‌توانستند بهتر از اين به منافع دراز مدت ايران لطمه بزنند.
بحث امروز دنيا در مورد اين مسأله آنچنان با ماهيت جمهوری‌اسلامی و رفتار و گفتار اين نظام طی ۲۷ سال گذشته آميخته است که تفکيک دو مسأله غيرممکن شده است؛ حال که کار ازکارگذشته است سران نظام به فکرسوء استفاده از احساسات ملی و ميهنی مردم افتاده‌اند و سعی می‌کنند حقايق امر را دگرگونه جلوه دهند.

دنيای غرب به گذشته اين نظام و به رفتار و گفتار رهبران امروزی آن نگاه می‌کند و از اين که چنين کسانی به سلاح هسته‌ای دست يابند نگران می‌شود و حق هم دارد.

مانع اصلی پيشرفت ايران، نه تنها در زمينه تحقيق و استفاده از انرژی هسته‌ای بلکه در بسياری از زمينه‌های ديگر وجود نظام جمهوری اسلامی ‌است؛ لطمه‌هايی در ساير جوانب برمنافع ملی ما وارد آمده است از اهميت کمتری نسبت به قضيه اخير برخوردار نيست؛ چه کسی مسئول فرار مغزها و مهاجرت صدها مدير، پزشک و دانشمند وپژوهشگر ايرانی به خارج ازکشور است؟ مسئول فرارصدهاميليارد دلارسرمايه از کشورکيست؟ چرا امروز ميهن ما نمی‌تواند مانند هند و حتی چين کمونيست از گشايش و جهانی شدن تجارت و شغل و درآمد بيشتر بهره‌مند شود؟

بايد مسأله انرژی هسته‌ای ايران را در چهارچوب واقعيات ۲۷سال گذشته مورد بررسی قرار داد. آيا دنيای خارج خواهد توانست اين نکته اساسی را درک کند؟ آيا آنها خواهند توانست در عوض جنگ و ويرانی يا تحريمهای مردم آزارخواستار استقرار دمکراسی واقعی در ايران شوند؟ آيا آنها می‌دانند که در يک ايران دمکرات و آزاد انرژی هسته‌ای و تحقيق و تحقق آن خطری برای جهان خارج نخواهد بود؟

در شرايط امروز دنيا و منطقه گزينش استقرار دمکراسی در ايران نه تنها سازنده‌ترين گزينش است بلکه يگانه راه منطقی، معقول و کم هزينه است.

¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬


Friday, January 20, 2006