: : : : علمى : : : :

Sunday, January 15, 2006



سال ۲۰۰۶

سال انتقال كامل امام زمان
از سامره به جمكران!
سال دَد، سال دود، سال داد
سال ستم، سال خرافه و سال بيداد
در تكرارِ سالهاى شومى كه گذشت
بر اين نفرين شده، پهن دشت
*
در آسمان تهران، پرنده‌اى ديده نمى‌شود
پچپچه‌ى گنجشكها، ديگر در باغچه‌ى خانه‌ها به گوش نمى‌رسد
و باغ ها و باغچه‌ها، پامال سُمّ ستوران ملايان حاكم
عقابها، ديگر بر فراز البرز كوه، بال نمى‌گشايند
و حتى كلاغ ها هم از آسمان تهران گريخته‌اند
و نه تهران كه مشهد، شيراز، كرمان، قم و اصفهان
و سراسر ايران... هواى تنفس نيست
و زمين و آسمان را گرد مرگ پوشانيده است
و ملايان حاكم، عاملان نابودى و مرگند...
*
هاشم، در وبلاگ خود مى‌نويسد:
-«... هوا آلوده است. به شدت هم آلوده است. تو تهران همه دارن يواش يواش مسموم مى‌شن. هيچ معلوم نيست اثرات اين مسموميت كى ظاهر بشه. فقط بايد دعا كنيم كه ۲۰ سال ديگه خود ما پا بچه هامون گرفتار انواع سرطانها يا بيمارى‌هاى ناشناخته نشيم.
مى‌گن ماشين هاتون رو نياريد بيرون با اتوبوس و مينى بوس و مترو و تاكسى اينور اونور بريد.
مى‌گن حدود چهارصد تا ماشين در روز عدد خيلى زيادى است كه هر روز به تعداد ماشين هاى تهران اضافه مى‌شه.
مى‌گن ماشين توليد نكنين. مى‌گن ماشين هاى قديم و از رده خارج كه دود زاست و مصرفش زياده رو نياريد تو خيابون ها. مى‌گن خيابون درست كنين. مى‌گن مردم رعايت نمى‌كنن و كلى حرف هاى ديگه...»
*
هاشم را بابت اين حرفها كه نوشته بردند دايره منكرات و تا خورده، زده‌اند ولى تأثيرى نداشته... چون هواى تهران، همچنان خفه كننده است!

شرنگ – روزنامه نيمروز

¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬


Saturday, January 14, 2006



Wednesday, January 11, 2006



ملت ايران در برابر يک بن بست بزرگ

دکتر ورجاوند: "حاکميت ايران همواره در چارچوب تخيلات و پندارگرايی‌ها خواسته است دپيلماسی جهانی خودش را به پيش ببرد."

مناقشه اتمی ايران روز بروز ابعاد خطيرتری پيدا می‌کند. بحرانی که به گفته صاحبنظران غرامت آنرا فقط مردم بايد بپردازند. اينکه مجموعه شرايط پديد آمده در عرصه جهانی چه پيامدهايی برای ايران دارد، موضوع گفتگويی است با دکتر پرويز ورجاوند صاحبنظر مسايل بين‌الملل و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ايران.

امروز در پی اقدام دولت ايران مبنی بر برداشتن لاک و مهر تاسيسات اتمی نظنز و آغاز مجدد تحقيقات هسته‌ای اين کشور، پنج قدرت اتمی جهان يعنی آمريکا، فرانسه، بريتانيا، چين و روسيه که در عين حال از اعضای دائمی شورای امنيت سازمان ملل نيز هستند، طی بيانيه‌های جداگانه‌ای رسما از ايران خواستند که اين تحقيقات و هرگونه فعاليت‌هايی که مغاير با توافق سال ۲۰۰۴ اين کشور با اتحاديه اروپاست را متوقف سازد. هم چنين طرفهای مذاکره اتحاديه اروپا با ايران اعلام کردند که احتمال لغو مذاکراتی که برای نيمه ماه ژانويه برنامه ريزی شده بود وجود دارد.

مصاحبه: مريم انصاری

دويچه وله: آقای دکتر ورجاوند فکر می‌کنيد، درخواست ۵ عضو دائمی شورای عالی سازمان ملل، يعنی آمريکا، فرانسه، بريتانيا، چين و روسيه از ايران مبنی بر توقف هرگونه فعاليت اتمی و تحقيقاتش در اين زمينه می‌تواند تاثيری برسياست دولت بگذارد؟
پرويز ورجاوند: مسئله‌ای که مهم است، عبارت از اين‌ست که اين رويداد، اين تقاضايی که از جانب اين ۵ قدرت بزرگ هسته‌ای و دارای حق وتو در شورای امنيت مطرح شده، به روشنی حکايت از اين دارد که حاکميت ايران در طول دوران بعد از انقلاب، بويژه در طی اين دو سه سال اخير که مسئله‌ی غنی‌سازی اورانيوم در ايران مطرح بوده، هيچگاه با واقعيت‌ها خودش را انطباق نداده، در چارچوب تخيلات و پندارگرايی‌ها خواسته است دپيلماسی جهانی خودش را به پيش ببرد.

دويچه وله: جدا از موضعگيری اين ۵ کشور، اتحاديه اروپا هم اعلام کرده که بی توجهی ايران به اجماع عمومی‌ای که در مقابل سياست اتمی‌اش شکل گرفته است، امکان دارد مذاکرات را که برای نيمه‌ی ماه ژانويه که در وين برگزار شده بود منتفی بکند و اسکات مک کليلن، سخنگوی کاخ سفيد هم ديروز تاکيد کرد که پرونده‌ی اتمی ايران به شورای امنيت ارجاع داده می‌شود. با توجه به مجموعه‌ای که در حال حاضر در برابر ايران صف کشيده است، فکر می‌کنيد که چه آينده‌ای در انتظار اين کشور و فعاليت‌های هسته‌ای آن هست و آيا می‌توان هنوز به يک راه حل ديپلماتيک اميد داشت؟
پرويز ورجاوند: ببينيد، دپيلماسی امروز در جهان ديکته کردن اينکه يک کشوری، حتا يک کشور پرقدرت جهانی، قادر بر اين باشد که مطلبی را بگويد و بخواهد روی آن مطلب بايستد و پافشاری داشته باشد برای قبولاندن نظر خودش، حتا اگر آن نظر يک چارچوبهای حقوقی منطقی‌ای را داشته باشد، نيست. بله، ايران در چارچوب ام.پی.تی حق غنی سازی اورانيوم را دارد. ولی چه بخواهيم، چه نخواهيم، عملکردی که از دوران بعداز انقلاب آغاز شده است تا بحال که با داستان گروگانگيری شروع می‌شود و تداوم پيدا می‌کند در ابعاد مختلف، يک فضايی را در دنيا بوجود آورده است که فضای تقابل با سياست خارجی ايران است. از سوی ديگر، در طول اين دوران حاکميت در قبال مسايل درونی نتوانسته است نحوه‌ای عمل داشته باشد که حمايت همه جانبه‌ی مردم را و ملت ايران را داشته باشد. يعنی مسايل اساسی، مثل حقوق بشر در ايران، مثل حاکميت ملی در ايران بشدت خدشه‌دار بوده است. بنابراين، قدرت‌های جهانی که درصدد ايجاد تغييراتی بنيادی که در بعد کلان در منطقه خاورميانه و حتا فراتر از آن خاورميانه‌ی بزرگ هستند از اين موقعيتی که بوجود آمده، موقعيت بشدت نامناسب از يکسو، و موقعيت تنش آفرين و به اصطلاح برخوردهای غيرمنتظرانه با دنيای غرب از سوی ديگر، بخودش اجازه داده است که از مجموعه‌ی اين فرصتها بهره بگيرد برای اينکه حاکميت ايران را در قبال آن پديده‌ای که از بعد حقوقی منطقی‌ست که ايران از آن دفاع بکند، محرومش بدارد. اين يک واقعيتی‌ست که امروز ايران با عملکرد بد ديپلماسی خودش در بيرون، با عملکرد بد خودش در قبال ملت ايران که از نحوه ساختار دور از دمکراسی در ايران نارضايی دارد، شرايطی را بوجود آورده است که اين شرايط می‌تواند ملت ايران را در برابر يک بن بست بسيار مهمی قرار بدهد که اين بن بست مهم لطمه‌های سنگينی را به ملت ايران وارد خواهد کرد. چون بی‌برو برگرد قدرتهای جهانی اصلا ذهنيت اينکه منافع ملی ايران و مردم ايران را از مسئله‌ی برخوردهای حاکميت بخواهند جدا بکنند، ندارند. يعنی اگر قرار بشود که به اين مملکت و به زيرساخت هايش حمله و ضربه زده شود، اين حمله مستقيم به ملت ايران وارد می‌شود و کک صاحبان قدرت هم نخواهد گزيد. بنابراين می‌خواهم بگويم که در عمل شرايطی بوجود آمده که ملت ايران در تنگنا قرار گرفته است و بهرحال امروز جامعه ايران را يک التهابی فراگرفته که معلوم نيست فردای ايران با برخوردها و موضعگيری‌هايی که ممکن است در شورای امنيت در چارچوب تحريم‌ها، از تحريم‌های هوشمند گرفته تا فراتر از آن و تا برخوردهای نظامی، چه خواهد بود.

دويچه وله: آقای دکتر ورجاوند، آمريکا خواهان آن بود که ۵ عضو دائمی شورای امنيت بيانيه‌ی مشترکی در برابر ايران صادر کنند. اينکار صورت نگرفت و آنها هرکدام آمدند و جداگانه بيانيه دادند. آخرين سوال من از شما اينست که آيا اين می‌تواند بعنوان فرجه‌ای برای ايران تلقی بشود، موقعيتی که بتواند از آن به نفع خودش بهره‌برداری بکند؟
پرويز ورجاوند: اين واقعا به گونه‌ای يک تفکيک کاملا درست بود و آن عبارت از اينست که اولا هم اتحاديه اروپا و هم دو کشور اروپايی دارای حق وتو در سازمان ملل و در شورای امنيت از يکسو، چين و روسيه هم از سوی ديگر اگر می‌خواستند در اين فضای موجود در قالب اعلاميه‌ای يک کاسه و يکجا اين کار را بکنند، اعتبار و موقعيت به اصطلاح چانه‌زنی خودشان را که بهرحال درابعادی دلخواه با آمريکا دارند، بکلی از دست می‌دادند و قدرت مانور خودشان را در منطقه خاورميانه از دست می‌دادند. يعنی اين استنباط بوجود می‌آمد که آمريکا قادر بر اينست که در قالب يک اجماع خيلی روشن و شفاف همه‌ی اين ۴ قدرت را به دنبال خودش بياورد. بنابراين، آنها با معادلاتی که دارند (بعنوان مثال) الان بمقدار فراوان فرانسه فرض کنيد دلش می‌خواهد در منطقه خاورميانه در لبنان به دليل سوابق و پيشينه‌اش نقش‌آفرين باشد. الان انگلستان در خاورميانه در عين حالی که خودش را به آمريکا گره زده است، دلش می‌خواهد به اعتبار پيشينه‌ی استعماری طولانی مدت خودش قدرت مانور خاص خودش را داشته باشد. چين و روسيه هم درصدد اين هستند که هم برای ايجاد بازارهای اقتصادی‌شان، هم برای نفوذ سياسی‌شان، هنوز روسيه می‌خواهد در آسيای مرکزی در قفقاز صاحب نفوذ باشد و چين می‌خواهد و تلاش می‌کند اين نفوذ را گام به گام بدست بياورد، بنابراين از نظر استراتژی کلانی که هريک از اينها دارند، بهيچوجه منطقی به نظر نمی‌رسد که کاری را که بايد در داخل جلسه ی شورای امنيت انجام بدهند با يک فاصله‌ی زمانی در قالب يک اعلاميه انجام بدهند. و اين به اعتقاد من فرصتی را فراهم آورده است تا اينکه ايران قدرت مانور واقعی و واقعبينانه‌ی خودش را بکار بگيرد که از اين نحوه‌ی عملکرد بتواند بهره بگيرد و به گونه‌ای بتواند اين معضل و اين شرايط بسيار پيچيده و بحرانی خودش را ساماندهی کند.

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""