: : : : علمى : : : :

Sunday, November 27, 2005

در جمهوری آخوندی اتفاق افتاد

اسد مذنبی – سايت شهروند

کاسترو و اسلام
يکی از مقامات مذهبی کشور با ارسال نامه و کتاب های اسلامی فيدل کاسترو را به پذيرش اسلام دعوت کرده. اين مقام مذهبی گفته که آدمهای بی پول و غريب و بی کس هميشه آمادگی لبيک را دارند. مخصوصا اگر دهان وی را شيرين کنی. و ناآگاهان نيز گفته‌اند که جناب کاسترو که خود روضه خوان قهاری است مشکل چندانی در اين زمينه نخواهند داشت فقط بايد قدری تحمل داشته باشد چون در سن و سال کاسترو سر دادن در راه اسلام قدری دردناک خواهد بود. البته بعد از اينکه سر مبارک را در راه اسلام ناب محمدی از دست بدهد، دنيا به کامش شيرين تر ميشود و بيشتر مورد توجه حوری‌های بهشتی قرار خواهد گرفت. مضافا اينکه جناب فيدل کاسترو قبلا در جريان سفر به ايران و زيارت قبر امام از فوايد نزديکی با اسلام آگاهی دارند!
***

احمدی نژاد پنج هزار تومان!
شنيده شده که فروشنده‌های دوره گرد در نقاط مختلف شهر تهران فرياد ميزنند احمدی نژاد پنج هزار تومان. و گويا مثل اينکه احمدی نژاد روی دست توليدکنندگان مانده و کسی حاضر نيست تا احمدی نژاد را به پنج هزار تومان بخرد و توليدکنندگان ناچار شده‌اند چوب حراج بزنند به جناب احمدی نژاد. و از همه مهمتر وقتی احمدی نژاد پنج هزار تومان (پول يک عدد پيتزای ناقابل) ميارزد، معلوم نيست هيئت دولت و بقيه مسئولان چقدر ميارزند. البته نبايد ناشکری کرد چون وقتی رئيس يک مملکت اينقدر قيمتش پايين بيايد يعنی که مملکت بسيار ارزانی داريم!
***

وزير بازرگانی و کلاس سوادآموزی
گفته ميشود که ۵ وزير بازرگانی بعد از انقلاب که در وزارت بازرگانی برای دنيا و آخرت خود تجربيات قيمتی اندوخته‌اند، به دعوت ميرکاظمی در اين وزارت خانه گرد‌ آمده‌اند تا اندوخته‌های خود را به وزير جديد منتقل نمايند و برای ايشان صبح و عصر کلاس گذاشته‌اند و گويا در اين دوره فشرده موارد زير به ايشان انتقال و نامبرده را شيرفهم مينمايند که:
۱ــ ‌بازرگانی يعنی تجارت
۲ــ بازرگان يعنی تاجر ليبرال
۳ــ تعرفه به معنای گمرکی است
۴ــ گمرک يعنی سرگردنه
۵ــ ترازنامه همان ترازونامه است
۶ــ معاهده به معنای قرارداد است که با کشورهای دوست در آژانس بين المللی اتمی مانند روسيه و چين و ونزوئلا منعقد ميگردد
۷ــ خاموشی يعنی وزير بی چراغ
۸ــ ارز يعنی قرض و ارز خارجی يعنی قرض خارجی
۹ــ بای بک يعنی ايزد در بيابانت دهد باز!
و اما وزير محترم بازرگانی گفته که همه اين مسايل کار يک نفر و دو نفر و يک سال و چهار سال نيست!
***

زندانبانان و استانداران
جناب احمدی نژاد استانداران را به شرح زير انتصاب کردند.
۱ــ عباس رهی (معاون اداری و مالی سازمان زندانها) استاندار مازندران
۲ــ مظفر الوندی (مديرکل روابط عمومی زندانها) استاندار کردستان
۳ــ سيد صولت مرتضوی (مديرکل امور اداری زندانها) استاندار خراسان جنوبی
۴ــ قوام نوذری (مديرکل دفتر فنی مهندسی سازمان زندانها) استاندار زنجان
۵ــ سيد مرتضی بختياری (رئيس سازمان زندانها) استاندار اصفهان
۶ــ محمدرضا محسنی (مديرکل زندانهای خراسان) استاندار لرستان
از رئيس جمهوری دليل اين انتصابات را پرسيدند، جواب دادند دولت قصد دارد زندانی به بزرگی ايران بسازد و گويا قرار شده با همت استانداران دور تا دور ايران را بی سيم خاردار بکشند.
ضمنا حميدرضا اکبری سردبير روزنامه حمايت (ارگان سازمان زندانها) به عنوان سفير جمهوری اسلامی در لوگزامبورگ برگزيده شده است. زيرا ميگويند کشور لوگزامبورگ زندان ندارد و جمهوری اسلامی داوطلب شده تا در آنجا زندان غيرانتفاعی بسازد.
***

سفر سراسيمه جلال طالبانی به ايران
جلال طالبانی و معاون امنيت عراق سراسيمه به ايران آمدند و با همه کسانی که لازم بود ملاقات کردند. در پايان اين سفر خبرنگاران احمدی نژاد و طالبانی را دوره کردند و از دلايل اين سفر پرسيدند، طالبانی دلايل خود را اينطور توضيح داد:
۱ــ ولله کردهای عراقی از زمان ملامصطفی به ايران رفت و آمد دارند
۲ــ کردهای عراق و شيعيان عراق، عراقی هستند!
۳ــ شنيدم که جمهوری اسلامی سالهاست در منطقه به دنبال دوست ميگردد و اينجانب آمدم تا کتاب آئين دوست يابی اثر ديل کارنگی را به احمدی نژاد بدهم شايد به دردش بخورد.
از احمدی نژاد درباره اين سفر سراسيمه پرسيدند ايشان دلايل اين سفر را چنين برشمردند:
۱ــ شيعيان دوازده امام دارند
۲ــ پايتخت عراق بغداد است
۳ــ جمعيت عراق ۱۲ ميليون نفر است
۴ــ ايرانی ها و عراقی ها هر دو رشيد و قد بلند هستند و دنبال شر نميگردند.
۵ــ هم سايه از هم سايه ارث ميبرد و ضمنا سايه همديگر را با تير می‌زنند.
***

سال خورده
روزنامه جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع روز سه شنبه گذشته نوشت: کمتر از دويست نفر در سالگرد قتل فروها شرکت کردند که اکثرا مردان "سال خورده" بودند. کارشناسان گفتند همان بهتر که آدم را سال بخورد تا امدادهای غيبی و عوامل خودسر!
***

کابينه امام زمانی
يکی از وزرای احمدی نژاد همسر خود را به عنوان منشی برگزيد و احمدی نژاد نيز به ايشان تذکر داده که اگر روزی اوضاع قمر در عقرب شود احتمال دارد‌ وزير مذکور به جرم داشتن ارتباط نامشروع با منشی خود تحت پيگرد قرار گيرد.
در همين رابطه يکی ديگر از اعضا ارشد هيئت دولت، همسر خود را به عنوان بازرس ويژه "مجموعه تحت مديريت" خويش منصوب کرده و وقتی احمدی نژاد در جلسه هيئت دولت دليل اين کار را جويا شده، عضو ارشد جواب داده که مجموعه تحت مديريت وی بسيار گسترده است چون ما فاميل خيلی گنده‌ای هستيم!
***

)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))


Saturday, November 26, 2005

هشدار آزاديخواهان درونمرز به حاکميت
دکتر شاهين فاطمی - کيهان لندن

هفته‌ای که گذشت شاهد بحرانی‌‌تر شدن اوضاع رژيم در درونمرز و در صحنه بين المللی بود؛ مسافری که از ايران آمده بود و از مطلعين اوضاع پشت پرده است در تجزيه و تحليل و نتيجه‌گيری خود اظهار می‌کرد که نظام براثر قدرت طلبی و لجام گسيختگی بی حد وحصر، خود را دريک موضع بسيار خطرناک و آسيب پذير قرار داده است؛ از سويی ياوه سراييهای بی سر وته رئيس جمهوری درصحنه بين‌المللی تتمه آبروی نظام را هم بباد داده است و ديگرحتی سمج‌ترين مدافعان رژيم نيز قادر به دفاع از اين مواضع ماجراجويانه نيستند؛ در موضوع هسته‌ای، آمريکا با سياست جديد خود توانسته است نه تنها اروپائيان را با خود همسو کند بلکه اکنون درصدد خنثی کردن مخالفت روسيه و چين با ارجاع پرونده جمهوری اسلامی به شورای امنيت است.
در چنين شرايطی تصميم نظام برای تغيير چهل سفير نمودار ديگريست از بی‌کفايتی و عدم اعتماد به نفس انحصارگران قدرت در تهران.

از سوی ديگر، درحالی که مجله هفتگی اکونوميست درآخرين شماره خود درآمد ايران را از صدور نفت بالغ بر پنجاه ميليارد دلار در سال جاری برآورد کرده است، در ايران شرايط زندگی، گرانی قيمتها و بيکاری بی سابقه بيش از پيش مردم عادی را در فشار و مضيقه قرار می‌دهد.
درشرايطی که اين چنين درآمد سرشار و بی سابقه‌ای بسوی مملکت سرازير شده است، ميليونها کارگر و زحمتکش برای دريافت حداقل دستمزد به تعويق افتاده خود ناچار به اعتصاب و تحمل انواع شدائد هستند؛ رئيس جمهور دانشمند نظام، بورس تهران را قمارخانه می‌خواند و زمانی که از او جويای راه حلی برای پيشگيری از سقوط آزاد بهای سهام در بورس می‌شوند می‌گويد با اجرای حکم اعدام در مورد دوسه نفر بورس باز بورس به حال عادی خود باز خواهد گشت!
همان کسی که راه حل مسأله اعراب و اسرائيل را با حذف اسرائيل از نقشه جهان پيشنهاد کرد و درسی دراين مورد به دانشمندان علوم سياسی داد اکنون مسأله دشوار تلاطم بازارهای مالی را هم برای اقتصاددانها حل کرده است و با ارائه تئوری تيرباران عاملان بازار بورس در رديف کانديداهای دريافت جايزه اقتصادی نوبل قرارگرفته است!

با توجه به شرايط و احوال موجود، مخالفان و مدافعان نظام هردو به حرکت در آمده‌اند و با اقدامات خود در هفته گذشته جامعه بين‌المللی را مورد خطاب قرارداده‌اند.
دو مورد بسيار شفاف اين فعل و انفعالات را می‌توان از سويی در بيانيه تاريخی ۶۷۴ نفر از مبارزان درونمرزی در بيانيه‌ای تحت عنوان «سخنی با ملت، هشداری به حاکميت» مشاهده کرد و از سوی ديگر مدافعان نظام نيز توانسته‌اند طی مقاله‌ای به قلم عمادالدين باقی در روزنامه کريستين ساينس مانيتور Christian Science Monitor چاپ بوستن بطور غيرمستقيم از مواضع جمهوری اسلامی تحت لوای «اصلاح طلبی» دفاع کنند؛ اما قبل از آنکه به بررسی اعلاميه تاريخی مخالفان نظام بپردازيم شايد بيجا نباشد که اشاره‌ای هم به بحث و جدل لفظی ميان پاسدار احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی بشود.
رفسنجانی که موقعيت اقتصادی و سياسی خود را در خطر می‌بيند روز چهارشنبه گذشته در جلسه‌ای با حضور «ائمه جمعه» (امام جمعه‌های انتصابی نظام درشهرهای گوناگون) بدون آنکه از احمدی نژاد اسمی ببرد در مقام پاسخگويی به او برآمده و می‌گويد: «چهارسال ديگرکسی از پس اين فاجعه برنخواهد آمد. وحدت و انسجام ملی آسيب ديده و آسيبهايی نيز در راه است و کسانی که انسجام ملی را مخدوش می‌کنند بايد مورد سئوال قرارگيرند. نمی‌توانم صريحا عوامل اين آسيب را معرفی کنم اما اگر وحدت انسجام ملی آسيب ببيند خيلی خطرناکست.» رفسنجانی با زبان بی‌زبانی به پاسدار رئيس جمهوری می‌گويد مواظب حرف زدنت باش چون:

گرحکم شود که مست گيرند
درشهر هرآنکه هست گيرند

و اگر نگران بيسوادی رئيس جمهور نبود او را به سعدی حواله می‌داد و يادآور برسر شاخه نشستن و بن بريدن می‌شد؛ اما ازآنجا که رقيب انتخاباتی خود را بهتر می‌شناسد با زبان عوامانه وی را نصيحت‌ می‌کند:

«نبايد اوضاع را طوری جلوه دهيم که نسل جوان فکرکند بيست و پنجسال به آنها دروغ گفته‌ايم. اگراعتماد نسل جوان از انقلاب سلب شود، چگونه می‌توان مجددا اين اعتماد را جلب کرد… »

نبايد گذشته را زير سئوال ببريم تحقيقاً مفاخر انقلاب آنقدر عظيم و بزرگ هستند که می‌توانند ما را به سمت اهدافمان هدايت کنند.»

هاشمی رفسنجانی بيش از همه از مبارزه با فساد حتی مبارزه لفظی نگران و آشفته حال است: «اگر می‌دانيد چه کسی مفسد اقتصاديست نام آنرا اعلام کنيد و به مجازات برسانيد. نبايد مبهم و طوری حرف بزنيد که گويی همه فاسد هستند. اين ظلم به انقلاب و آينده کشور است و بايد توجه داشت که اعتماد از دست رفته ديگر به دست نمی‌آيد» رفسنجانی اين سخنان را در جمعی از فاسدترين عوامل نظام يعنی امام جمعه‌های شهرها و مناطق مختلف بيان می‌کند و سعی او در اينست که آنها را به طوريکپارچه عليه رقيب انتخاباتی خود که از وی شکست خورده است بشوراند؛ به آنها می‌گويد مواظب باشيد اگر جلوی اين ديوانه را نگيريد فردا در هرشهر و دهی که شما از آنجا می‌آئيد مردم عليه شما و مظالم و فساد شما قيام خواهند کرد و شما به سزای اعمالتان خواهيد رسيد.
اين سخنان رفسنجانی، رئيس شورای تشخيص مصلحت که اخيرا وظيفه لـله باشی و قيم احمدی نژاد به او محول شده است، به بهترين وجهی شکاف رو به افزايش ميان جناحهای رژيم را از پس پرده برون انداخته در ملاءعام مطرح می‌کند.

در چنين شرايطی۶۷۴ نفر با اسم و رسم مشخص خود نظام را در تماميت آن از اصلاح طلب گرفته تا بنياد گرا و به ويژه شخص خامنه‌ای، بدون آنکه از او نامی ببرند، مخاطب قراردادند.

در بخشی از بيانيه آنها چنين می‌خوانيم:

«سرانجام تلاشهای هشت ساله اصلاح طلبی ازدرون حاکميت به نافرجامی انجاميد و از راه انتخابات سازمان يافته و پادگانی به سوی بنيادگرايی سوق داده شد و ايران ديرينه سال امروز در گرانيگاه سياسی ــ اجتماعی بس خطيری با ترديدها، دغدغه ها و نگرانيهای ويژه و پريشانيهای اجتماعی و آشفتگی‌های اقتصادی بنيادين روبروست.»

بايد خاطر نشان کرد که اين اعلاميه به دنبال دو بيانيه پيشين يکی با ۵۶۵ امضاء و ديگری با ۶۱۵ امضاء انتشار يافته است. در ميان امضاءکنندگان اين آخرين بيانيه مبارزان درونمرزی، اسامی پاره‌ای از شخصيت‌های معروف سياسی در کنار صدها جوان دانشجو، کارگر و کارمند دولت برمی‌خوريم.

از فعالين سياسی می‌توان از دکتر پرويز ورجاوند، سيد علی اکبرموسوی خوئينی، دکتر محمد ملکی رئيس اسبق دانشگاه تهران، علی اکبر معين فر، پرستو فروهر، خسرو سيف دبيرحزب ملت ايران، دکتر ناصر زرافشان زندانی سياسی و وکيل نامدار دادگستری، دکتر فريبرز رئيس دانا اقتصاددان، جهانگير رضوی مبارزديرينه و ملی، دکترعلی رشيدی استاد دانشگاه و اقتصاددان شهير، دکتر پرويز دبيری استاد دانشگاه، دکترکمال جناب رئيس پيشين دانشکده علوم دانشگاه تهران، مهندس عليقلی بيانی رئيس شورای مرکزی حزب ايران، پيمان پيران فعال سياسی، سيمين بهبهانی شاعر شهيرملی و عضو کانون نويسندگان، دکتر داود هرميداس باوند استاد دانشگاه تهران، عبدالعلی اديب برومند رئيس شورای مرکزی جبهه ملی ايران و سرانجام مهندس عباس امير انتظام قديمی ترين زندانی سياسی نظام جمهوری اسلامی نام برد.

امضا کنندگان بيانيه پس از اشاره به عدم رعايت حقوق ملت در انتخاب نمايندگان و رئيس جمهور به سانسور مطبوعات، رسانه‌ها و سايت‌های مخالفين پرداخته چنين نتيجه‌گيری می‌کنند:

«اندک روزنامه‌های موجود نيز يا زير تيغ سانسوردولتی هستند و يا دست به خودسانسوری زده از ترس مرگ خودکشی می‌کنند. بنيان باورهای دينی مردم به دليل دروغگويی، اعمال خلاف حق و حقيقت دکانداران دين حکومتی يا از بين رفته و يا سست شده است.
رواج افسارگسيخته اعتياد، سقوط ارزشهای اخلاقی و خانوادگی، تجاوز به عنف، قتلها، خودکشی ها، ترورهای سياسی (قتلهای زنجيره‌ای) تجاوز به حقوق شهروندی يکديگر در برخوردها و دست اندازی به حوزه خصوصی افراد، ياس و نوميدی حاکم بر نسل جوان و بسياری ناهنجاريهای ديگر نتيجه عملکرد حاکميت در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی است.
در بعد اقتصادی نيز رواج انحصارات، اشاعه بيکاری، تورم، فرار مغزها، پول شويی، فساد گسترده مالی بويژه در نزديکان هرم قدرت، برخوردهای قضايی گزينشی و دوگانه با حيف و ميل کنندگان ثروتهای ملی و در بعد بين المللی، ديپلماسی واکنشی و دشمن تراش، بی برنامه و ضد ملی همه وهمه نشان از ناکارآمدی ساختار حاکميت دارد.»

در مود پرونده هسته‌ای «ناپختگی‌های برکرسی قدرت نشستگان» و کاربرد «شعار بجای شعور» را موجب درمعرض مخاطره قراردادن تماميت ارضی کشور معرفی می‌کنند. اين بيانيه باهشداری بسيار قاطعانه به حاکميت به پايان می رسد:

«لازم است به حاکميت هشدار دهيم که حکومتگران، خدمتگزاران مردم‌اند و هيچکس درهيچ مقامی مجاز نيست خودرا حکمران مطلق مردم بداند و امور مقننه، قضايی و اجرايی کشور را يکجا در اختيار گرفته و در ريز و درشت کليه مسائل دخالت کند ولی به هيچ مرجعی پاسخگو نباشد و هر از گاه نقش اپوزيسيون به خودگرفته، ازديگران انتقادکند.

ما امضا کنندگان بدور از هرگونه خشونت، برای جلوگيری از عميق‌ترشدن اين زخمهای ژرف و خروج کشور از بن بست های پيش رو خوستار اعمال اصلاحات راستين ساختاری برمبنای اعلاميه‌های جهانی حقوق بشر و الحاقيه‌های آن و تامين آزاديهای اساسی، عدالت و حکومت قانون با همکاری و حضور دلسوزان ملت که خارج از هرم قدرت حاکميت هستند، می باشيم و از تمامی آزاديخواهان ايران که به استقلال و آزادی ايران می‌انديشند، می خواهيم، در فرصت باقيمانده پيش از آنکه دراثرسياست های ويرانگر و واپسگرايانه حاکميت، تماميت ارضی، استقلال، آزادی و امنيت کشور در معرض خطر بيشتر قرارگيرد، از آن جمله در برخورد با پرونده‌های هسته‌ای و حقوق بشر (که اجماع بين المللی بی سابقه‌ای را عليه ميهنمان شکل داده است) و خسارات جبران ناپذيری بوجود آورد، به تلاش همه جانبه دراين راه برخيزند.»

بايد بخاطر سپرد که اين زنان و مردان متهور و از جان گذشته در شرايطی بنام ملت ايران نظام غاصب و بيرحم را مخاطب قرار می‌دهند که ازکوچکترين پشتيبانی قانونی در درون کشور و حمايت موثر و معنوی در برونمرز برخوردار نيستند. تلاش آنها نشان می دهد که پس از ۲۷ سال زورگويی و ستمگری، هنوز نظام جمهوری اسلامی نتوانسته است برنهضت ملی ايرانيان که آميخته ايست از ملی گرايی و آزاديخواهی چيره شود.


¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬