: : : : علمى : : : :

Saturday, May 28, 2005

رفسنجانی در کارگاه مشاطه‌گران

دکتر شاهين فاطمی - کيهان لندن

تحمل آنچه اين روزها در ايران می‌گذرد، روز بروز طاقت‌فرساتر می‌شود. به مصداق واقعی «سنگ را بسته و سگ را گشوده‌اند»، مردم را از همه حقوق ابتدائی و انسانی خود محروم کرده‌اند، کشوری را به گورستان همه آزاديها مبدل ساخته‌اند و اکنون بر روی سنگهای گور آرزوها و آمال يک ملت باستانی، خوش‌رقصی و پايکوبی می‌کنند. در حالی که بيش از يکصد نشريه و روزنامه توقيف يا تعطيل شده و نويسندگان آنها به خيل بيکاران پيوسته‌اند، در حالی که صدها زن و مرد سياست پيشه، نويسنده، روشنفکر، خبرنگار و مفسر در زندانهای قرون وسطائی نظام ستمگر اسلامی اسير و دربندند، در حالی که حتی به برکشيدگان همين رژيم فرصت ورود به صحنه و رقابت منصفانه نمی‌دهند، با کمال بی‌شرمی مدعی انجام انتخابات آزاد می‌شوند. مردی که بيش از همه کس در ويرانی کشور طی بيست و شش سال گذشته مقصر بوده است مجددا نامزد عاليترين مقام انتخابی کشور می‌شود.

اکنون در سراسر جهان يک شبکه بسيار متشکل و سخاوتمند از جيره‌خواران رفسنجانی دست به کار مشاطه‌گری چهره کريه رئيس سابق و لاحق خود شده‌اند. کسی را که تا ديروز در نماز جمعه دانشگاه تهران با فريادهای مرگ بر آمريکا حنجره می‌سائيد و برای حذف اسرائيل از نقشه خاورميانه با بمب اتم اسلامی خط و نشان می‌کشيد، حلال مشکلات، نيکسون زمان و مردی معتدل و خردمند و مصلحت انديش معرفی می‌کنند.

در کجای دنيا کسی را که از ترس احکام جلب دادگاههای اروپائی مدتهاست جرأت سفر به خارج از کشور را نداشته است به عنوان رئيس جمهور نامزد و انتخاب می‌کنند؟ اگر حساب و کتابی در کار بود امروز در درجه اول آقای رفسنجانی بايد در برابر دادگاههای ايرانی پاسخگوی صدها اتهام جرائم جنائی، سياسی و مالی قرار می‌گرفت و سپس در دادگاههای بين‌المللی به اتهامات مشارکت در عمليات تروريستی در اروپا و آرژانتين و ساير موارد پاسخ می‌گفت.

کمتر گوشه‌ای از پرونده سياهکاريهای اين رژيم طی بيش از يک ربع قرن وجود دارد که اثر انگشت آقای رفسنجانی در آن موجود نباشد. آيا تجديد انتخاب وی طی يک انتخاب فرمايشی، مخدوش و نامشروع، می‌تواند روی اينهمه اتهامات و سئوالات سرپوش فراموشی بگذارد؟ اين پرده پوشی دقيقا هدف همان برنامه تبليغاتی عريض و طويلی است که مشاوران سياسی و تبليغاتی رفسنجانی برای او تهيه ديده‌اند.

در آمريکا جمعی از روشنفکرنماهای سنتی با نفوذ در وسائل ارتباط جمعی و پرداختهای نامرئی درصددند از او چهره‌ای نو، مؤثر و به قول خودشان عملگرا (Pragmatic) بسازند و اين متاع کهنه را با بسته‌بندی نوين به دوست و دشمن قالب کنند. فراموش نکنيم که در جهان پرتلاطم امروزی افکار عمومی مردم اروپا و آمريکا حافظه سياسی چندان وسيعی ندارد.

کمتر کسی به خاطر دارد که علی اکبر رفسنجانی همان شيخی است که در کنار خمينی بر اعدام هزارها جوان و پير و زن و مرد و کودک بيگناه صحّه می‌گذاشت. به ويژه اين روزها که بيشتر مشاطه‌گران علاقمند هستند وی را با نام جديدی در آمريکا و اروپا معرفی کنند. اولين بار که کسی از من درباره کانديدايی به نام «هاشمی» نظر خواست نمی‌دانستم چه می‌گويد و پاسخ دادم هاشمی نامی است بسيار متداول در ايران همانند «اسميت» در کشورهای انگليسی زبان. و پرسيدم اسم کوچک او چيست؟ سئوال کننده به درستی نمی‌دانست اما مطمئن هستم منظورش رفسنجانی بود. برای مردم خارج حتی پاره‌ای از مفسران و خبرنگاران ايجاد شبهه شده است. حمله تبليغاتی وسيعی در سراسر جهان در شرف تکوين است در حالی که نيروهای آزاديخواه و مخالف رژيم نه از نيروی قابل ملاحظه تسليحاتی کافی برخوردارند و نه سرمايه‌ای در اختيار دارند. آنچه امروز می‌تواند در روياروئی با اين خطر بزرگ برای آينده ايران مؤثر واقع شود ابتکار عمل فردی يکايک ايرانيان مقيم خارج است. اگر هر کدام از ما در هر گروه و دسته و يا سازمانی که به آن تعلق داريم فعالتر شويم و سعی کنيم واقعيتهای ايران را بهتر به دوستان و همکاران خود بشناسانيم، اندک اندک زمينه موجود عليه نظام جمهوری اسلامی تبلور بهتر و بيشتری خواهد يافت و حکومتهای غربی نخواهند توانست به سهولت با رژيم تهران به ساخت و پاخت بپردازند.

آنچه بيش از همه چيز بايد روی آن تاکيد گذاشت جنبه پرورش فکری و شيوه تروريست پروری نظام جمهوری اسلامی و به ويژه شخص رفسنجانی است. فکر و فلسفه تروريسم به عنوان يک سلاح سياسی و برای به نتيجه رساندن اهداف سياسی شيوه‌ايست که رفسنجانی و جمهوری اسلامی به درستی می‌توانند خود را مخترع و مبدع آن معرفی کنند. تا زمانی که فرقه فدائيان اسلام در ايران دست به کار ترورهای سياسی و مذهبی شد، کسی حرفی از اسلام سياسی و تروريسم اسلامی نشنيده بود. سلسله قتلهای اين جماعت با ترور دانشمندی به نام احمد کسروی شروع شد، سپس دست به کار قتلهای سياسی شدند. يکی از معروف‌ترين تروريستهای اين جمع خليل طهماسبی بود که سپهبد رزم‌آرا نخست وزير وقت را کشت و متأسفانه در آن دوران هيجان انگيز مبارزات ملت ايران برای ملی کردن صنعت نفت، عامل اين قتل فجيع با تصويب طرحی از طرف مجلس آن زمان بخشيده شد. اين عمل خلاف قانون يکی از بزرگترين ضربه‌هائی بود که بر حيثيت ملی ايران وارد آمد و هنوز که هنوز است مشمول پرداخت کفاره آن هستيم. در دوران نزديکتر به زمان ما همين گروه حسنعلی منصور نخست وزير وقت را به قتل رساندند. شخص رفسنجانی به مشارکت در اين قتل و تهيه اسلحه مورد استفاده قاتل متهم شده است. ترورهای سياسی از طرف گروههای مخالف در نظام پيشين کم کم به صورت يک حربه مبارزاتی درآمد و سازمان مجاهدين خلق و گروههای مذهبی ديگر ابتکار اين عمليات را در دست گرفتند.

پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی برای اولين بار در تاريخ، يک دولت به طور رسمی مروج و مشوق تروريسم شد. احتمالا حادثه آتشسوزی سينمای رکس در شروع انقلاب برای هميشه به صورت معمائی باقی خواهد ماند اما همه قرائن و شواهد موجود گناه آن را نيز در جهت تروريستهای اسلامی سوق می‌دهد.

آنچه امروز بيش از هميشه در جهان جنبه فوريت دارد همين مسأله تروريسم است. اسم شخص آقای رفسنجانی حداقل در ارتباط با دو حادثه تروريستی بين‌المللی در دادگاههای معتبر کشورهای ديگر به عنوان متهم مطلع مطرح شده است. اين دو مورد از آنجا که متکی به اسناد و در مطبوعات بين‌المللی مطرح بوده و هستند بيش از هر مورد ديگری قابل استفاده خواهند بود و می‌توان در اين روزها درباره آنها گفت و نوشت و توجه رسانه و مطبوعات بين‌المللی را به آنها جلب کرد. در هر دو مورد اسم شخص رفسنجانی مطرح است.

مورد اول کشتار رستوران ميکونوس است در ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ که حوالی ساعت يازده شب يک عده تروريست مسلح به کافه ميکونوس در قلب شهر برلن حمله‌ور شدند و چهار نفر از رهبران حزب دمکرات کردستان را به قتل رساندند. مهاجمين تروريستهای ايرانی و لبنانی بودند. دادگاهی که به اين امر رسيدگی کرد برای علی فلاحيان وزير اطلاعات در دوران رياست جمهوری آقای رفسنجانی حکم جلب صادر کرده و از شخص رفسنجانی به عنوان مطلع در پرونده اين قتل نام برده شده است.

مورد دوم مربوط می‌شود به دو بمب گذاری در سفارت اسرائيل و مرکز فرهنگی و مذهبی يهوديان در بوئنوس آيرس پايتخت آرژانتين در سال ۱۹۹۴ که بيش از يکصد کشته بجای گذاشت. در اين مورد اتهامات زيادی عليه شخص رفسنجانی مطرح شده است از جمله پرداخت ۱۰ ميليون دلار رشوه به کارلوس منام رئيس جمهور پيشين آرژانتين برای پرده پوشی بر روی ارتباط جمهوری اسلامی با اين اقدام تروريستی.

اين مطالب از طرف يکی از عوامل سابق وزارت اطلاعات به نام « شاهد C » در دادگاههای بين‌المللی مطرح شده و سوابق آن در مطبوعات غربی مندرج است.

در شرايط فعلی تحقيق و نگارش در اين موارد و نمونه‌های مشابه و انتشار اين مطالب در جرايد و ساير رسانه‌ها بهترين پاسخ خواهد بود به آن عواملی که برای فريب افکار عمومی در مورد رفسنجانی و سوابق او دست به کار شده‌اند. شبکه اين عوامل در آمريکا بيشتر از اروپا فعال هستند و بودجه چند ميليون دلاری در اختيار دارند. هدف آنها ساختن چهره جديدی از رفسنجانی است به عنوان يگانه سياستمدار ايرانی آماده ساخت و پاخت با آمريکا به هر قيمت و تحت هر شرايط. اگر چنين نقشه‌ای موفق شود نه تنها ملت ايران بلکه ملت آمريکا هم هزينه بسيار گزافی به خاطر پذيرش چنين فريبی خواهد پرداخت.

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^



ايران خانوم !

Tuesday, May 24, 2005

الانتخابات

زین حقه که المکرر آید
الحوصله‌مان دگر سر آید

الوقتِ گزینشِ ریاست
ای وای که حاجی اکبر آید

گر دیو رود ز خانه بیرون
الاهرمنی تبه‌تر آید

تا باد ز چرخِِ خاتمی رفت
النوبتِ مارِ چنبر آید

الاکبر اگر چو کوسه‌ای بود
کروبیِ ما چو اژدر آید

الچند فقیه و شیخ و ملا؟
از ملتِ ما پدر در آید

السیدکی جفنگ و پر رو
یا بی‌نمکی سبکسر آید

الخلقِ خدا! نه قم نه کاشان
تاپو و تپو برابر آید

الشیخ سوارِ دوشِ ما، وای!
این ننگ چگونه آخر آید؟

گر رای دهید، چون همیشه
بی‌شک به حسابِ رهبر آید

تکلیف؟
- ( اگر ز من بپرسید؟ )- :
تحریم!
- نه راهِ دیگر آید!


یاور استوار خرداد 84
Yavar.ostvar@gmail.com

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%