: : : : علمى : : : :

Friday, March 04, 2005

سياست آمريکا و سوداگری اروپا

شاهين فاطمی- کيهان لندن

با‌ آنکه در ظاهرامر قاعدتاً بايد هرنوع تفسير و تعبيری در مورد سفر رئيس جمهوری آمريکا به اروپا پيرامون روابط اين دو قاره دور بزند، در عمل درست عکس اين انتظار به‌وقوع پيوست. اگر گزارشهای رسمی مذاکرات را آنچنان که در مطبوعات منعکس شده است مورد توجه قرار دهيم بيشترين بخش مباحثات در اين سفر چهارروزه صرف خاور ميانه شده است. بغداد و تهران، دمشق و بيروت، با آنکه به اين گردهمائی دعوت نشده بودند با حضور «غيابی» خود و تحميل مسائلشان در دستور کار اين سفر با اهميت، احتمالا موجب نزديکتر شدن ديدگاههای متفاوت آمريکا و اروپا شده‌اند.

تا روزی که تجديد انتخاب بوش قطعی نشده بود، پاره‌ای از رهبران اروپا بسيار اميدوار بودند که بعد از انتخابات سر و کارشان با يک رئيس جمهور جديد خواهد بود و ترجيح می‌دادند سناتور کری برنده شود. از همان ساعتی که در صبحگاه روز چهارشنبه سوم نوامبر سال ۲۰۰۴ پيروزی مجدد جرج دبليو بوش محرز شد، سيل تلگرافهای تبريک به سوی کاخ سفيد سرازير شد و در پی اين پيامهای «اظهار شادمانی»، وزرای خارجه فرانسه و آلمان و انگلستان وساير کشورهای عضو اتحاديه اروپا يکايک عازم واشنگتن شدند. البته بايد خاطرنشان شود که زمامداران انگليس و ايتاليا از پيروزی مجدد جرج دبليو صميمانه خوشنود و خوشحال بودند و در پيروزی بوش نويد موفقيت خويش را در انتخابات آينده کشورهايشان احساس می‌کردند.

از سوی ديگر برای رئيس جمهور آمريکا نيز به چندين دليل اين سفر از اهميت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. در درجه نخست برای دولت بوش شکی باقی نمانده است که موفقيت طرح بزرگ خاور ميانه نيازمند پشتيبانی کشورهای اروپائی است. پر واضح است که اگر چنين پشتيبانی امکانپذير نباشد و نتوان همه رهبران و کشورهای اروپايی را همراه کرد، بايد کوشيد از مخالفت آنها کاسته شود. می‌گويند برای کسب موفقيت در سياست بايد سعی کرد مخالف را به بی طرف تبديل کرد، بی طرف را به موافق و متحد مبدل ساخت و متحدين را حفظ کرد. بنابراين اصل چه بهتر که اگر رهبران فرانسه و ‌آلمان آماده همرايی و کمک در عراق نيستند لااقل دست از مخالفت بردارند.

آنچه در اين ميان تا حدود زيادی به سود اين استراتژی «دوستيابی» تمام شد، حوادث غير مترقبه لبنان بود. ترور اسفناک و غير مترقبه رفيق حريری نخست وزير پيشين لبنان موجب نزديکتر شدن مواضع سياستمداران آمريکا و فرانسه شد. البته زمينه اين همکاری و هم‌انديشی در مورد لبنان وجود داشت چون فرانسه به دلايل تاريخی و فرهنگی در لبنان ريشه‌های عميق دارد و از اين رو با اشغال اين کشور به‌وسيله نيروهای سوری مخالف است. از سوی ديگر آمريکا نيز به دليل سوء رفتار سوريه در مورد جنگ عراق و حمايت آن کشور از انواع تروريسم و به‌ويژه تقويت حزب‌الله در پی فرصتی مناسب برای اعمال فشار عليه حکومت بود. اين اتفاق خطر موجب شد که در شورای امنيت سازمان ملل، فرانسه و‌ آمريکا مشترکاً از قطعنامه ۱۵۵۹ پشتيبانی کنند و آن را با اکثريت قريب به‌اتفاق آراء به تصويب برسانند. در اين قطعنامه از سوريه خواسته شده است که بدون هيچ گونه قيد و شرط نيروهای نظامی خود را از لبنان خارج سازد. گفته می‌شود که نخست وزير مقتول لبنان رفيق حريری در تهيه و به‌تصويب رساندن اين قطعنامه سهم مهمی داشته است و از اين رو پاره‌ای از ناظران معتقدند که ترور وی هم جنبه انتقامجويی داشته است و هم بيم از اينکه در انتخابات آينده سوريه رفيق حريری می‌توانست مظهر و سمبول ناسيوناليسم لبنان شود و اين کشور را برای هميشه از قيد تسلط و نفوذ سوريه نجات دهد.

سفر آقای بوش به اروپا در واقع دو جنبه داشت. يکی تشريفاتی يعنی شرکت در جلسات سران اتحاديه اروپا و کشورهای عضو پيمان نظامی ناتو و ديگری ملاقات خصوصی با سه شخصيت کليدی يعنی ژاک شيراک رئيس جمهور فرانسه، گرهارد شرودر صدر اعظم آلمان و ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه. هنوز نمی‌توان با اطمينان خاطر درباره ميزان موفقيت اين سفر اظهار نظر کرد و بايد در انتظار رفتار و اعمال رهبران اين کشورها در روزها و هفته‌های آينده بود. اما از ظواهر امر چنين برمی‌آيد که موفقيت بوش در جلب همکاری و موافقت اين سه رهبر يکسان نبوده است.

بهترين نتايج و اميدبخش‌ترين نمونه را بايد در ملاقات ميان بوش و صدر اعظم آلمان جستجو کرد. ملاقات بوش و شرودر در سومين روز سفر اروپائی رئيس جمهور آمريکا در شهر ماينس در آلمان صورت گرفت. بوش و شرودر بعد از ديدار در يک کنفرانس مطبوعاتی مشترک حاضر شدند و بوش رسماً از کمکهای ارزشمند آلمان در بازسازی عراق تقدير کرد. شرودر نيز به‌نوبه خود پا را از هميشه فراتر گذشت و نه‌تنها مخالفتهای گذشته خود را در مورد جنگ عراق تکرار نکرد بلکه با بيانی مثبت اظهار داشت «من بسيار خوشوقتم که دخالت آمريکا موجب به‌وجود آمدن برخی رويدادهای مثبت شده است. ما منافع مشترکی را با يکديگر در زمينه ثبات در عراق دنبال می‌کنيم و می‌خواهيم عراق از تمامی فرصتها برای بازسازيش استفاده کند و آماده‌ايم تا با آموزش نيروهای عراقی، آنها را برای برعهده گرفتن امنيت کشورشان آماده کنيم. ما آماده حمايت از آنها هستيم.»

در مورد ايران احتمالا طرفين به توافقهای مهمی رسيده‌اند. از سوئی صدر اعظم آلمان با کلامی قاطع برای اولين بار اظهار داشت که ايران نمی‌تواند و نبايد به سلاح اتمی دست يابد و بايد از احتمال وقوع چنين رويدادی جلوگيری شود. متقابلا جرج بوش شايعه حمله نظامی آمريکا به ايران را در شرايط کنونی «مسخره» و پوچ خواند.

در برابر اصرار و فشار اروپاييها در مورد پشتيبانی آمريکا از جريان مذاکرات «تروئيکای اروپايی» با ايران، بوش از قرار معلوم نرمتر شده است ولی هر نوع تصميم دراين مورد را به بعد موکول کرد و گفت «بايد راجع به آن فکر کنم.»

در مقام مقايسه ميان موفقيت قابل توجه ملاقات ميان آلمان و آمريکا ظاهراً آقای بوش در ملاقاتش با پوتين چندان موفق نبوده است و اگر قرار باشد اين سه ملاقات را درجه‌بندی کنيم بهترين نتايج در آلمان حاصل شده است و بی حاصلترين ملاقات در براتيسلاوا پايتخت اسلواکی ميان بوش و پوتين. نه‌تنها در مورد ايران بوش ظاهراً نتوانسته است پوتين را متقاعد کند بلکه در موارد ديگری که به روابط ميان دو کشور و اوضاع داخلی روسيه مربوط می‌شود نيز طرفين نتوانسته‌اند مواضع خود را به يکديگر نزديکتر کنند. در پاسخ به انتقاد بوش از روند بازگشت به شيوه‌های ديکتاتوری در روسيه، ولاديمير پوتين از دموکراسی به شيوه روسی سخن گفته است. اين تجاهل در ذهن خواننده‌ ايرانی داستان بهانه‌تراشيهايی از نوع «مردمسالاری دينی» سران حکومت ايران را تداعی می‌کند.

بحث جدی و اصلی در مورد ايران به‌احتمال زياد در ملاقات ميان پرزيدنت شيراک و آقای بوش در روز اول مسافرت و طی شام دونفره در منزل سفير آمريکا در بروکسل صورت گرفته است.

ملاقات ميان بوش و شيراک از آن رو مفيد و نتيجه‌بخش خوانده می شود که واقعاً کسی اميد چندانی به موفقيت آن نداشت و انتظارات در حد اقل بود. با وجود آنکه آقای بوش به خاک فرانسه وارد نشد آقای شيراک پذيرفت که با وی در بلژيک ملاقات کند. ظاهراً شيراک صرفاً به‌خاطر ملاقات با بوش به بلژيک نرفته بود و حضور وی در بروکسل در ظاهر امر مربوط می‌شد به جلسه سران اتحاديه اروپا و سران ناتو. از سوی ديگر اولين شام و اولين ملاقات پس از ديدار از پادشاه و نخست وزير کشور ميزبان يعنی بلژيک ميان بوش و شيراک انجام پذيرفت. نتيجه اين ملاقات را می‌توان در سه مورد بررسی کرد.

در مورد لبنان توافق کامل ميان طرفين وجود داشت و مجدداً مورد تأکيد قرار گرفت. طرفين خواستار خروج فوری و بدون قيد و شرط نيروهای سوريه از لبنان شدند. همچنين طرفين در مورد انجام تحقيقات بين‌المللی درباره ترور رفيق حريری اصرار ورزيدند و پشتيبانی بی قيد و شرط خود را از مبارزات مردم لبنان اظهار داشتند. در مورد روند صلح ميان اسرائيل و فلسطين نيز توافق کامل ميان فرانسه و آمريکا تأييد و اعلام شد. در مورد عراق کماکان فرانسه بر مواضع خود باقی بود و حتی بر سر اين که برای تعليم نيروهای عراقی کمک قابل توجهی کند به توافق نرسيدند و مسأله را به حال خود گذاشتند.

آنچه برای ما ايرانيها شايان توجه است نقش فرانسه در جريان مذاکرات با ايران است. از قرار معلوم بخش اعظم وظيفه متقاعد کردن آمريکا از اين که مذاکرات با تهران بدون شرکت مستقيم و يا لااقل غير مستقيم آمريکا در اين مذاکرات به‌جايی نخواهد رسيد به فرانسه محول شده است.

خلاصه نقطه‌نظرهای فرانسه روز شنبه ۱۹ فوريه يعنی يک روز قبل از ورود بوش به اروپا طی مقاله‌ای به‌قلم ژان فرانسوا پونسه وزير خارجه پيشين اين کشور در روزنامه آمريکايی هرالد تريبيون در پاريس به‌چاپ رسيد. در اين مقاله آقای پونسه اذعان می‌کند برنامه هسته‌ای ايران تسليحاتی است و همچنين وی معتقد است از نظارت سازمان بين‌المللی انرژی اتمی کاری ساخته نيست و آنها توانايی پيشگيری از اين امر را ندارند. در ضمن، آقای پونسه ضمانتهای ايران را چندان با اعتبار و قابل اتکا نمی‌داند. با اينهمه از آقای بوش می‌خواهد که در مذاکرات با تهران وارد شود و برای خوشنودی تهران اموال مسدود شده ايران را آزاد کند و همچنين تحريمهای يکجانبه را پايان بخشد زيرا ايران نيازمند تکنولوژی جديد به‌ويژه هواپيماهای «ارباس» اروپايی است که بدون توافق آمريکا نمی‌تواند خريداری کند. ايشان مدعی است که اگر اين آوانسها از طرف آمريکا به ايران داده شود و آمريکا از مخالفت خود با عضويت ايران در سازمان بين‌المللی تجارت دست بردارد، آن وقت ايران هم حاضر خواهد شد با اروپائيها به توافق برسد و از تعقيب سياست دستيابی به سلاحهای اتمی منصرف شود. فرانسوا پونسه اضافه می‌کند که اگر با همه اين امتيازها باز هم ايران زير قولش زد، آن وقت اروپائيها حاضر خواهند شد در کنار امريکا قرار گرفته چاره‌ای بينديشند!

از قرار معلوم مطالبی شبيه اين مقاله رسماً در مذاکرات ميان آمريکا و فرانسه مطرح شده است و تا ‌آنجا که می شود گمان برد آقای بوش هنوز متقاعد نشده و مؤدبانه به اين پيشنهادات گوش فرا داده است. بسيار جالب توجه است که در هيچ يک از صحبتهای اروپائيها سخنی ار حقوق ملت ايران و آزادی و دموکراسی مطرح نيست. خلاصه کلام سرانجام می‌رسد به تجارت و فروش هواپيماهای ارباس اروپايی که چون قطعات ساخت آمريکا و تکنولوژی آمريکايی در آن موجود است، بدون اجازه آمريکا نمی شود معامله کرد. اين نوع برخورد با آينده ايران و سياست سوداگری از سوی کشورهای اروپايی نيازمند چاره‌انديشی جدی و مؤثر از سوی مبارزان ايرانی است.

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

سياست بشار اسد، ملايان و عربهای تندرو..؟



ديگر رباعيات حکيم عمر خيام را در اينجا و بفارسی ببينيد

Thursday, March 03, 2005

معادله هسته‌اى ايران: هويج اروپايى، چماق آمريكايى و سوخت روسى

مجله اكونوميست چاپ لندن در آخرين شماره خود در مقاله‌اى تحت عنوان هويج اروپايى، چماق آمريكايى و سوخت روسى نوشته كه روسيه ديپلماسى گره خورده براى كاهش بلندپروازى‌هاى هسته‌اى ايران را بيش از پيش پيچيده كرده است.
اكونوميست سوال مى‌كند كه با درنظر گرفتن كارنامه ايران كه خالى از نادرستى نبوده، چه كشورى علاقه دارد كه مواد اتمى به ايران بفروشد، و پاسخ مى‌دهد كه ظاهرا روسيه.

به نوشته اكونوميست مدت كوتاهى پس از آن كه جورج بوش و ولاديمير پوتين روساى جمهورى آمريكا و روسيه در پايتخت اسلواكى به مذاكرات خود پايان دادند مقامات اتمى روسيه قرار است موافقتنامه‌اى را با مقامات ايرانى امضا كنند كه مدتها در انعقاد آن تاخير شده است.
بر اساس اين موافقتنامه، روسيه سوخت مورد نياز نيروگاه بوشهر را كه خود عمليات ساختمانى آن را تكميل مى‌كند به ايران مى‌فروشد كه همان اورانيوم غنى شده با درجه كم است.

اكونوميست اضافه مى‌كند كه هفته آينده هيأت رئيسه آژانس بين المللى انرژى اتمى كه نمايندگان سى و پنج كشور، عضو آن هستند در حالى تشكيل جلسه دهد كه براى اولين بار در دو سال گذشته، گزارش مفصلى از تخلفات اتمى ايران در دستور كار نيست با اين كه همچنان سئوالات بى پاسخ زيادى براى بازرسان تسليحاتى وجود دارد. آيا اين بدان معناست كه ايران از دام جسته است؟
اكونوميست در پاسخ مى‌نويسد كه بريتانيا، فرانسه و آلمان و البته ايالات متحده آمريكا مى‌گويند كه مصمم هستند نگذارند ايران از دام بجهد.
اروپايى‌ها سعى دارند ايران را قانع كنند كه از طرح‌هاى خود براى غنى سازى اورانيوم و توليد پلوتونيوم كه هردو قابل استفاده در توليد بمب اتمى هستند صرفنظر كند.
به اعتقاد اكونوميست براساس مقررات آژانس بين المللى انرژى اتمى، زمانى كه تخلفات متعدد ايران برملا شد، مى‌بايستى پرونده‌اش به شوراى امنيت سازمان ملل متحد ارجاع مى‌شد. به نوشته اكونوميست اروپايى‌ها بر خلاف نظر ديپلمات‌هاى آمريكايى از اين امر جلوگيرى كردند اما تنها تا زمانى كه ايران روند غنى سازى اورانيوم را به حال تعليق نگاه دارد.

اكونوميست مى‌نويسد كه نه سه كشور اروپايى و نه آمريكا از اين كه روسيه باز هم در زمينه اتمى با ايران همكارى مى‌كند خشنود نيستند. به اعتقاد آنان زمانى كه نيروگاه بوشهر به كار بيفتد ميله‌هاى سوخت آن، كه صرف توليد نيروى برق شده‌اند پر از پلوتونيوم قابل استفاده در توليد بمب اتمى خواهند شد.
با اين كه قرار است اورانيوم مصرف شده به روسيه عودت داده شود اما ابتدا بايد حدود يك سال در استخرهاى سردكننده بوشهر باقى بماند.
به اعتقاد اكونوميست اگر كار به جاى باريك برسد ايران هم مى‌تواند همان كار كره شمالى را بكند يعنى ابتدا قرارداد خود با روسيه را به هم بزند و بعد از پيمان عدم گسترش تسليحات اتمى خارج شود و آن وقت به بلندپروازى‌هاى اتمى خود جامه عمل بپوشاند و پلوتونيوم لازم براى توليد تسليحات اتمى را از ميله‌هاى سوخت استخراج كند.

اما اروپا و آمريكا اميدوارند كه روسيه عجله‌اى براى رساندن سوخت هسته‌اى به بوشهر نداشته باشد و در عين حال قرارداد ده ساله آن كشور با ايران جهت تامين سوخت نيروگاه بوشهر، بدين معنى است كه ايران ديگر نمى‌تواند ادعا كند كه نياز به توليد سوخت دارد. به اعتقاد اروپايى‌ها تنها تضمينى كه ايران مانند گذشته قول خود را زير پا نخواهد گذاشت، اين است كه عمليات خطرناك غنى سازى اورانيوم و توليد پلوتونيوم را به طور كامل قطع كند.
به نوشته اكونوميست براى تشويق ايران به صرفنظر كردن از اين برنامه‌ها، سه كشور اروپايى به ايران پيشنهاداتى داده‌اند از جمله گسترش روابط سياسى و بازرگانى و فروش راكتورهاى كم خطر تر به ايران. اما مقامات ايرانى گفته‌اند كه هيچ چيز باعث نخواهد شد كه آنها از تكنولوژى اتمى صرفنظر كنند. بنا بر اين آيا ايران به فعاليت هاى خود ادامه خواهد داد؟

قرار است دو طرف در ماه مارس پيشرفت كار را بررسى كنند. اگر تا آن زمان ايران مجددا غنى سازى را از سرگيرد، اروپايى‌ها گفته‌اند كه از آمريكا در ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت حمايت خواهند كرد.
به نوشته اكونوميست ايران شايق است كه از اين اقدام جلوگيرى كند بنابراين بعيد نيست كه بخواهد رويارويى اصلى تا بعد از انتخابات رياست جمهورى آن كشور در ماه ژوئن به عقب بيفتد.

اكونوميست در ادامه مى‌نويسد كه آمريكا در حال حاضر براى كمك به ابتكار اروپايى‌ها پيشنهادى از خود ندارد اما پرزيدنت بوش اين هفته گفت كه از اقدامات سه كشور اروپايى حمايت مى‌كند و كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا هم به اروپايى‌ها اطمينان داده كه آمريكا مزاحم اقدامات ديپلماتيك آنان نخواهد شد.
اما به نوشته اكونوميست، اروپايى‌ها در عين حال مى‌دانند كه تا حد زيادى به سبب چماق امريكا بوده كه ايران حاضر به مذاكره با اروپايى‌ها شده است. تا كنون فقط جك استرا، وزير امورخارجه بريتانيا علنا گفته كه حمله نظامى به ايران دور از ذهن است و ديگر كشورهاى اروپائى برخلاف هميشه ساكت مانده‌اند.

اكونوميست در پايان مى‌نويسد كه ايران بايد نشان دهد كه واقعاً قصد دارد از تكنولوژى‌هاى خطرناك صرفنظر كند. در آن صورت احتمال دستيابى به چنان سازشى فراهم مى‌شود كه حتى جورج بوش هم نمى‌تواند آن را رد كند.

برگرفته از روزنامه نيمروز


Tuesday, March 01, 2005

رژيم اسلامی دانش كامل توليد تسليحات اتمی را بدست آورده است

ايران پرس نيوز

به گزارش خبرگزاریها، روز شنبه در وين ديپلمات های نزديک به شورای حكام آژانس بین المللی انرژی اتمی هشدار دادند که جمهوری اسلامی از طریق بازار سیاه و شبکه قاچاق عبدالقدیرخان، دانشمند اتمی پاکستان، هم اینک به تمامی دانش مورد نیاز برای غنی سازی اورانیوم رسیده باشد و دیگر نیازی به کمک خارجی در این زمینه نداشته باشد.

بر پایه این گزارش، دیپلماتها گفتند تحقيقات بعمل آمده نشان می‌دهد که رژیم تهران برای حداقل دو دهه برنامه هسته‌ای زیرزمینی داشته است و دانش لازم برای غنی سازی را زودتر از آنچه تصور می‌شد بدست آورده است.

دیپلماتها می‌گویند این موضوع باعث نگرانیهای بسیار زیادی شده است و شواهدی وجود دارد که ایالات متحده در صورت شکست گفتگوهای هسته‌ای، فشار را بر رژیم تهران افزایش خواهد داد.

يك سند محرمانه نشان می‌دهد كه آمریکا خواهان ارایه گزارش جديدی در باره برنامه‌های هسته‌ای رژیم ايران تا پیش از اجلاس ماه ژوئن شورای حكام شده است.


¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬