: : : : علمى : : : :

Sunday, February 20, 2005

تغيير رژيم: يک ضرورت اجتناب ناپذير

شاهين فاطمی - کيهان لندن

هرچه اوضاع خاور ميانه بيشتر بسوی سرو سامان گرفتن می‌رود روزگار و آينده نظام جمهوری اسلامی تيره‌تر می‌شود. نظامی که نطفه آن در ظلمت و بحران جان گرفته وجز ايجاد آشوب و ترور و وحشت کاری از آن ساخته نيست با صلح و صفا و آرامش بيگانه است. نخست ايران را ويران کردند و سپس به افغانستان، عراق و لبنان پرداختند و تروريسم را در سراسرمنطقه و حتی اروپا و آمريکا گسترش دادند. مخالفان ايرانی خود را گروه گروه در خيابانها و در زندانها به قتل رساندند و زنجيره قتلها و جناياتشان به ماورای مرزهای ايران رسيد. برای کشتن روشنفکران، نويسندگان و دگرانديشان آدمکشان حرفه‌ای را به ميدان آوردند و بيشرمانه برای انجام اين جنايتها ميليونها دلار جايزه تعيين کردند. پس از گذشت قريب سه دهه از اين بلای خانمانسوز و گسترش تروريسم حکومتی در سراسر منطقه و ساير نقاط جهان سرانجام مردم و حکومتهای غربی از خواب غفلت بيدار شدند و برپيشانی «محورپليدی» مهر باطل زدند. امروز تروريسم و تروريستها در هر لباس و در هرکجا شناسايی شده‌اند و هرروز دايره عمل آنها تنگتر می‌شود.

آنچه طی چندماه اخير روی داده است همانند واکنشهای زنجيره‌ای يکی پس از ديگری با نيروگرفتن از پيروزيهای پی‌درپی، منطقه خاور ميانه را به صلح و آرامش، دمکراسی، توسعه و رفاه نزديکتر می‌کند. از افغانستان تا فلسطين و از عراق تا لبنان همه جا نقشه‌های جمهوری اسلامی و عوامل آن يکی پس از ديگری نقش برآب شده است. هرکجا مردم با موفقيت به پای صندوقهای رای رفته‌اند و توانسته‌اند به شيوه دمکراتيک به اهداف خود نزديکتر شوند ميخ ديگری برتابوت نظام جمهوری اسلامی کوبيده‌اند.

پيروزی در برگذاری انتخابات در افغانستان درپی حصول توافق درمورد قانون اساسی نوين آن کشور، مشارکت وسيع زنان افغانی در تدوين قانون اساسی و سپس تضمين سی درصد کرسيهای مجلس نمايندگان برای زنان افغانی يکی از درخشانترين نشانه‌های طلوع عصرنوين آزادی و دمکراسی درمنطقه بود. به شهادت تحليلگران بين‌المللی،‌جمهوری اسلامی از هيچگونه کارشکنی و تحريک عليه آزاديخواهان دمکرات منش افغانی کوتاهی نکرد. اسماعيل خان حاکم هرات و قطب الدين حکمتيار سرکرده تروريستهای منطقه قندهار که سالها درتهران در يکی از خانه‌های مصادره شده شمال شهر از او پذيرايی می‌شد، نمونه‌هايی از عوامل خرابکار و آشوبگر جمهوری اسلامی در افغانستان هستند. با اينهمه مردم افغانستان با پشتيبانی و دعای خير جامعه بين‌المللی سرانجام موفق شدند حکومت دلخواه خود را برمسند بنشانند و نسبت به پادشاه پيشين خود به بهترين وجهی ادای احترام و قدردانی کنند. يکی از صحنه‌های فراموش نشدنی و تاريخی روز انجام مراسم تحليف حامد کارزای حضور زنان، بی‌حجاب در کنار پادشاه پير در اين مراسم بود. با آنکه هنوز استقرارکامل دمکراسی در افغانستان مراحل اوليه خود را طی می‌کند، تصور آنچه تا امروز به واقعيت پيوسته است پنج سال پيش از محالات بود.

تحريکات جمهوری اسلامی برای ممانعت از گسترش آزادی و دمکراسی درعراق بسيار وسيعتر و دامنه دارتر از فعاليتهای آن در افغانستان بود. اگر در افغانستان به علت حضور و رقابت پاکستان و عربستان سعودی جمهوری اسلامی احساس محدوديت می‌کرد و فعاليتهای خود را بيشتر در ناحيه هرات متمرکز کرده بود، در عراق با برخورداری از پشتيبانی حکومت سوريه، برای ايجاد اغتشاش و نا آرامی، آمادگی کامل داشت.

اکثر مفسران غربی قادر به درک پيچيدگی تمايلات و سياستهای جمهوری اسلامی در عراق نيستند. از نظر آنها مسائل بيش از حد ساده به نظر می‌رسد: اکثريت رای دهندگان عراقی شيعه هستند. بنابر اين حکومت بعدی عراق در دست پيروان آيت الله های شيعه خواهد بود و اين امر موجب خواهد شد جمهوری اسلامی در آينده عراق برنده اصلی باشد. اين چنين برخورد سطحی يک نمونه کوچک از نارسايی گزارشگران غربی از درک واقعيتهای منطقه است.در درجه نخست جمهوری اسلامی دارای آن چنان نفوذی در ميان روحانيون شيعه عراق نيست و به جرأت می‌توان گفت که اعمال تحريک آميز عوامل تهران بويژه تقويت لشکر بدر و مقتدا صدر موجب ناخشنودی بسياری از عراقيها شده است. از سوی ديگر، آنچه جمهوری اسلامی را نگران کرده گسترش فکر دمکراسی درمنطقه است. زمانی که طالبان در افغانستان حکومت می‌کردند و صداميان بر جان ومال مردم عراق مسلط بودند، آخوندهای حاکم درتهران با خيمه شب بازيهای انتخاباتی خود می‌توانستند به دنيا وانمود کنند که درمقام مقايسه با آن دو رژيم، اوضاع ايران کمتر بد است. اروپائيها هم متاسفانه کاملا برای قبول اين گونه لاطائلات آمادگی فرهنگی داشتند و می‌خواستند به خودشان بقبولانند که در شوره‌زار خاورميانه نهال دمکراسی نمی‌توان کاشت.

انتخابات اخير عراق تنها يکی از مظاهر تغييرات عميق در جو منطقه است. امروز حتی در عربستان سعودی هم فشار برای تغيير آنقدر زياد است که حکومت ناچار شده است به نوعی محدود و نمايشی از«انتخابات» تن دردهد. ازسوی ديگر بازهم برای نخستين بار در مصر به مخالفان اجازه انجام تظاهرات داده شده است و به احتمال زياد در انتخابات رياست جمهوری آينده آن کشور شاهد صحنه‌های رقابت و مبارزات واقعی خواهيم بود.

آيا می‌توان تصورکرد که در چنين شرايطی جمهوری اسلامی خواهدتوانست همچنان پا برجا باقی بماند؟ پاسخ اين سئوال برای سران حکومت درتهران کاملا روشن است و دليل اصلی اين‌همه اخلال در عراق، افغانستان، لبنان و روند صلح ميان اعراب و اسرائيل دقيقا با پاسخ اين سئوال مرتبط است. مسأله پيروزی يا شکست آمريکا نيست، برای جمهوری اسلامی اصل مهم تداوم تنش درمنطقه و عقيم ماندن کوششهای مردمی برای استقرار دمکراسی است. اگر آنها در امر صلح ميان اعراب و اسرائيل اخلال می‌کنند و يا برای ياسرعرفات کشتيهای پر از اسلحه و مهمات می‌فرستادند، دليل آن اعتقاد به اصالت مبارزات مردم فلسطين نيست. اگر اندکی دلشان به حال مردم آن ديار می‌سوخت اين چنين به آشوبگران و تروريستها کمک نمی‌کردند. برای جمهوری اسلامی صلح ميان اعراب و اسرائيل مترادف با مرگ رژيم آخونديست. آنها بيجهت دايه دلسوزتر از مادر نشده‌اند، آنها می ‌دانند اگر اين زخم ديرينه درمنطقه التيام يابد ديگر جايی برای حکومتهای فاسد و ديکتاتوری در منطقه نخواهد بود. امروز درحالی که همه جهانيان چشم اميد به مذاکرات ميان ابوماذن و آريل شارون دوخته‌اند، جمهوری اسلامی بيش از هر کشور ديگری در منطقه مشغول خرابکاری و تحريک عناصر افراطی و تروريست عليه دولت خودمختار فلسطين است.

تا زمانی که اروپائيها به خاطر منافع سرشار اقتصادی از اين نظام و اين حکومت پشتيبانی می‌کنند، هرگونه اميدی به بهبود اوضاع منطقه بيهوده است. جممهوری اسلامی نمی‌خواهد و نمی‌تواند شاهد گسترش صلح و دمکراسی در منطقه باشد زيرا موجوديت نظام در تضاد آشکاربا اين اهداف است . اين پيامی است که بايد هرچه شفافتر و رساتر به اطلاع افکارعمومی غرب به ويژه مردم اروپا برسد. مسأله ملت ايران با اين نظام، مسأله سلاحهای اتمی نيست، مسأله اصلی مشروعيت نظام است. انرژی هسته‌ای اگر زيرکنترل يک حکومت مردمی و مسئول باشد جايی برای نگرانی باقی نمی‌گذارد. اين همه نگرانی و هياهو به علت ماهيت ماجراجوی نظام جمهوری اسلاميست. بايد باکمال صراحت و شفافيت به جهانيان فهماند که جز تغيير رژيم در ايران چاره ديگری برای حل مسائل منطقه وجود ندارد. تازمانی که اين نظام غيرمشروع با تسلط بر ابزار سرکوبی و خشونت موجوديت خودش را برملت ايران تحميل می‌کند، همواره بايد جهانيان درانتظار ماجراجويی منطقه‌ای و جهانی باشند. خشونت درونمرزی و ماجراجويی در صحنه خارجی دو روی سکه نظام جمهوری اسلامی است.

#####################################################


Friday, February 18, 2005

هشدار پرزیدنت بوش به جمهوری اسلامی و سوریه

ايران پرس نيوز

به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، پرزیدنت بوش روز پنج شنبه طی یک کنفرانس مطبوعاتی به رژیمهای تهران و دمشق هشدار داد و گفت روابط آمریکا و سوریه در پی ترور رفیق حریری بدتر خواهد شد و واشنگتن خواهان تحقیق بین المللی در این باره است؛ پرزیدنت بوش همچنین هشدار خود به رژیم تهران را شدت بخشید و گفت چنانچه اسرائیل از سوی جمهوری اسلامی مورد تهدید واقع شود از این کشور حمایت خواهد کرد.

پرزیدنت بوش گفت صراحتا بگویم من اگر به جای رهبران اسرائیل بودم و اظهارات ملاهای ایران را در مورد کشورم می‌شنیدم، بدون شک از اینکه رژیم تهران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، نگران می‌شدم.

پرزیدنت بوش بار دیگر بر حل بحران هسته‌ای جمهوری اسلامی از طریق دیپلماتیک تاکید کرد و گفت ما هم اکنون با دوستان خود فرانسه، آلمان و انگلستان در این زمینه همکاری می‌کنیم و به رژیم تهران می‌گوئیم که دستیابی آنها به سلاح هسته‌ای غیرقابل قبول خواهد بود.

پرزینت بوش همچنین امروز جان نگروپونته، سفیر فعلی آمریکا در عراق را به سمت مدیر سازمان اطلاعات ملی آمریکا که یک ارگان جدید التاسیس است و همه نهادهای اطلاعاتی آمریکا را در بر خواهد گرفت، منصوب کرد.


-----------------------------------------------------