: : : : علمى : : : :

Friday, February 11, 2005

كلمات قصار عقلى قصير!
شرنگ – روزنامه نيمروز

احمد جنتى، يكى از آخوندهاى حاكم ايران كه مثل همه آن ديگران، خود را «عقل كل» مى‌داند و صداى ريز خواجه‌هاى دربار قاجار را دارد گفته بود:
- آزادى واقعى تنها در آخرت تأمين مى‌شود.
- در زمان طاغوت، شرايطى بود كه انسان تا اين حد اختيار نداشت كه لباسهاى خود را انتخاب كند.
- مى‌گويند عقيده، فكر، قلم، زبان، چشم و همه چيز بايد آزاد باشد، همين است فرهنگ غربى.
- انقلابى صد درصد دينى با رهبرى صد درصد دينى انجام شد كه معجزاتى كرده و اصل قيام هم براى خدا بوده.
حاليتون شد، خانم ها! آقايان! .... ملت نانجيب! ... كه امت نجيب! شده‌ايد! ....

گوشه‌اى از ياساى حكومتى را كه برگزيده‌ايد و در همين ماه بهمن، به خاطر تحقق آن به خيابانها ريخته‌ايد و فرياد زده‌ايد: «تا شاه كفن نشود، اين وطن وطن نشود»! از زبان يكى از همين ياسانويسان، خوانده‌ايد... كلمات قصار عقلى قصير! ....
اين ياساى جانورانى است كه طى بيست و شش سال، سرزمينى آباد را به ويرانه اى بدل كردند و فساد و فحشاء و اعتيادات بنيان سوز را بر جان مردم انداختند و دوزخى در درون و بيرون ايران افروختند....

ياساى روزگار ماست كه انسان، دو ماه را در تسخير خويش دارد... ماهى كه گرد زمين ماست و انسان بر آن نشسته است و ماه بزرگ زُحل كه ميليون ها و ميليون ها كيلومتر دور از ماست و هفتصد برابر زمين است و هشت قمر دارد و اينك ابزار ساخته انديشه بشرى بر آن نشسته است و تصاويرى از آن فرستاده است...

ما، كه سيناها، رازى ها، بيرونى ها، فارابى ها، هشترودى ها و دهها چهره تابان علمى و ادبى و اجتماعى داشته‌ايم از آن فرازستان معطر زندگى انسانى با دست اين نابكاران، به فرودستان گندآلودى افتاده‌ايم كه در اين دوران تسخير كهكشانها، معجزات! قيام صددرصد دينى را به رخ ما مى‌كشند و ما همچنان بهمنى را بر بهمنى ديگر از سر مى‌گذرانيم و چون مسخ شده ها، بى حركتى برجاى مانده‌ايم...
كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش‎/ كى روى؟ ره ز كه پرسى؟ چه كنى؟ چون باشى؟! ....


&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&


Wednesday, February 09, 2005

حافظه تاريخى!

دو جوان ايرانى ٢۶ ساله در مقبره امام راحل ايستاده‌اند و محو تماشايند:

اولى:- راستى تو دوست داشتى چه كسى جاى امام راحل بود؟
دومى پس از مكث كوتاه:- راستش را بخواهى، همه شان!

اولى:- اما واقعاً كه چه مقبره باشكوهى!
دومى:- بله، واقعاً كه چه ريخت وپاشى، چه هزينه‌اى، چه اسرافى!

اولى پس از مكثى كوتاه:- بالاخره هرچه باشد، اينجا يك امام خوابيده است، هرچند امام دوازده بعلاوه يك!
دومى:- بعله، سيزده واقعاً نحوست دارد!

اولى خيره به دومى:- حالا تو چه مخالفتى با ساختن اين مقبره دارى؟
دومى، خطاب به اولى:- آخر بىانصاف، اين همه خرج براى دفن فقط يك نفر؟ با اين هزينه سنگين مى‌شد همه‌شان را يكجا دفن كرد!

****

اولى و دومى بترتيب از مقبره امام خارج شدند.
اولى پرسيد:- راستى استخدامت در وزارت ارشاد چه شد؟
دومى گفت:- ممتحن فقط يك سئوال كرد و من هم جوابش را دادم!

اولى:- چى پرسيد؟
دومى:- پرسيد، بسمه تعالى، كجا بودى تا حالا؟ بگو ببينم چرا بايد بعضى قسمتهاى نشريات خارجى را بريد، يا سياه كرد؟

اولى:- خوب تو چه جوابى دادى؟
دومى:- بسمه تعالى، درس ميخواندم تا حالا، چون اين نشريات خارجى مسلمان نيستند، براى همين ختنه‌شان مى‌كنيم!

اولى:- عجب، عجب، ممتحن چى گفت؟
دومى:- گفت، احسن‌الله‌ تبارك الخالقين! و احسن بر آن مادر مسلمانى كه تو را شير داده!

اولى:- پس به خير گذشت، تو چى گفتى؟
دومى:- گفتم، شير خشك بوده است حاج آقا! شايد هم شير پاكتى!

اولى:- واى، عكس العمل حاج آقا چى بود؟
دومى:- گفت، اى گوساله! گاو هم مخلوق خداست!

اولى:- تو كه جوابى ندادى!؟
دومى:- چرا، گفتم حق با شماست حاج آقا! مصداقش هم روبرويم نشسته است!

اولى:- عكس العمل حاج آقا چى بود؟
دومى:- هيچى، گفت برو خدا را شكر كن كه جزو سفارشى‌ها هستى، و گرنه ميدامت دست تواب سازها!

****

در اين لحظه چشم اولى به دختر محجبه زيبايى مى‌افتد:ـ گلى به گوشه چادر نمازت، اى خواهر!
دخترك لبخندى مى‌زند و وارد مقبره امام راحل ميشود.

دومى به اولى نگاه مى‌كند.
اولى، به سرعت مى‌پرسد:- به نظر تو اگر روزى نظام عوض شود، با اين مقبره بايد چيكار كرد؟
دومى، با نگاهى به مقبره، مى‌گويد:- بايد آن را درهم كوبيد و به جاى آن توالت عمومى ساخت!

اولى:- آخر اين كه نميشود! مقبره رضا شاه را يك ديوانه دستور داد درهم بكوبند و به جاى آن توالت عمومى بسازند؛ حالا تو هم ميخواهى با مقبره امام راحل همين كار را بكنى! پس حافظه تاريخى ملت چه ميشود؟
دومى، با خونسردى:- حافظه تاريحى ملت ميشود:- توالت عمومى!

اولى، به زمزمه:- براى همين، بوى گند سراسر تاريخ اين مملكت را گرفته است!

عسگر آهنين - روزنامه نيمروز

***************************************************

کارناوال دوشنبه سُرخ کاتوليک‌های آلمان

ملا برگر – همبرگر آخوند!





شکلک "ملا برگر" در کارناوال شهر دوسلدوف آلمان

برگردان نوشته روی برگر :
" ملا برگر بزودی در مک بوش"
(به مصداق رستوران همبرگر فروشی مک دونالد)

"ديگر تصاوير کارناوال دوسلدوف را در اينجا ببينيد"