: : : : علمى : : : :

Saturday, January 29, 2005

امتحان ميدان توپخانه!

شاهين فاطمی - کيهان لندن

اخبار مربوط به ايران يک بار ديگر به صفحه اول روزنامه‌های بين‌المللی منتقل شده است؛ معلوم نيست چرا مقامات حکومتی در تهران سعی دارند هرچه بيشتر توجهات بين‌المللی را به سوی خود جلب کنند؛ مثلا امروز آژانس فرانس‌پرس خبری انتشار داده است مبنی بر اينکه آيت‌الله خامنه‌ای يک بار ديگر در سخنانی خطاب به حجاج در مکه يادآوری کرده است که «کشتن ملحدی به‌نام سلمان رشدی کماکان از وظايف مسلمانان است». ايشان طی بيانات خود افاضه فرمودند که آمريکاييها از احترام برای اديان سخن می‌گويند اما «مهدورالدمی» چون سلمان‌رشدی را زير چتر حمايت خود نگهداری می‌کنند.

اين بيانات مشعشعانه همزمان است با رجزخوانيهای آقای شمخانی که آمريکا را از سلاحهای خوفناک جمهوری اسلامی می‌ترساند و تک مضرابهای آقای رفسنجانی در مورد بروز جنگ جهانی در صورت درگيری آمريکا با ايران! پاره‌ای از اين نوع جار و جنجالها بی شباهت به داستان معروف برادر حاتم طائی و چاه زمزم نيست! بعضيها برای کسب شهرت به هر کاری دست می‌آلايند.

صرفنظر از اين ياوه‌گوييهای مضر، پاره‌ای ديگر از اخبار مربوط به ايران نيازمند بررسی و تجزيه و تحليل جدی است؛ در اين باره مطالب خانم کانداليزا رايس هنگام معارفه با کميته روابط خارجی سنای آمريکا و اشارات غير مستقيم شخص رئيس جمهور به مسأله ايران و نظام جمهوری اسلامی بيش از بقيه مورد توجه ناظران امور ايران قرار گرفته است. خانم کانداليزا رايس که برای احراز مقام وزارت خارجه آمريکا نيازمند رأی اعتماد اين کميته بود و سرانجام با ۱۶ رأی موافق و دو رأی مخالف مورد تأييد قرار گرفت، در مورد نظام جمهوری اسلامی بسيار بی‌پرده سخن گفته است: «سياست حکومت ايران با نقطه‌نظرهای آمريکا در منطقه يکصد و هشتاد درجه در تضاد است». علاوه بر اختلاف نظر در مورد برنامه هسته‌ای ايران، وی به شمار ديگری از مسائل جاری مانند تروريسم به‌ويژه کمکهای جمهوری اسلامی به حزب‌الله لبنان اشاره کرده است. مطلبی که از نظر خوانندگان اين ستون احتمالا از اهميت بيشتری برخوردار است، افزودن مسأله حقوق بشر در جمهوری اسلامی به ليست موارد اختلاف ميان دو حکومت است.

وی در اين مورد می‌گويد من مايلم به مردم ايران بگويم که ما می‌دانيم که آنها از حکومتی رنج می‌برند که مقامات آن اصلا به آرمانهای مردم ايران تمايل و علاقه‌ای ندارند و سوابق آن نيز در رعايت حقوق بشر دهشتناک است. «پيام من به جمهوری اسلامی اين است که نمی‌تواند شريک مشروع نظام بين‌المللی باشد، در حالی که برنامه‌ای برای توليد سلاحهای اتمی دارد.»

اظهارات خانم دکتر رايس را بايد به دو بخش تقسيم کرد: بخش اول حاوی بياناتی است که وی از پيش تهيه ديده بود و در ابتدای جلسه قبل از آنکه سؤال و جواب سناتورها شروع شود از طرف او بيان شد و بخش دوم مربوط می‌شود به مطالبی که وی در پاسخ سؤالات سناتورهای عضو کميسيون روابط خارجی اظهار داشته است.

اهم مطالب بخش اول بطور خلاصه از اين قرارند:

- آمريکا با استفاده از حربه ديپلماسی سعی خواهد کرد که در دور دوم رياست جمهوری آقای بوش هدف و مرام ‌آزادی را هرچه بيشتر در سراسر جهان گسترش دهد.

- با استفاده از گفته يکی از «ناراضيهای» اتحاد جماهير شوروی سابق، به‌نام ناتان شرانسکی که امروز در کشور اسرائيل سمت وزارت دارد، وی برای سنجش ميزان آزادی يا عدم آن در هر کشوری آزمايشی را پيشنهاد کرد که ما آن را «امتحان ميدان توپخانه» ناميده‌ايم. وی می‌گويد: اگر کسی نتواند در وسط ميدان اصلی شهرش (ميدان توپخانه يا ميدان شهياد) حاضر شود و بدون هيچگونه ترس و بيمی از توقيف شدن، محکوميت به زندان و يا آسيب بدنی، ابراز عقيده کند، اين شخص در يک «جامعه ترس» زندگی می‌کند و ما لحظه‌ای آرام نخواهيم گرفت تا زمانی که آخرين انسان زندانی در «جوامع ترس» آزاد شود.

- همکاريهای ما با کشورهای متحدمان و با سازمانهای بين‌المللی نيز از همين روال برخوردار خواهد بود و همکاری با آنها قدرت کشورهای دوستدار آزادی را چندين برابر خواهد کرد. «اگر من مورد تأييد سنا قرار بگيرم، اين اعتقاد پايه و اساس و راهنمای فعاليتهای من خواهد بود.»

- در بخش نخستين مطالب از پيش تهيه شده خود در مورد ايران، دکتر رايس تأکيد کرد که «دولت و ملت آمريکا در کنار ملت ايران قرار دارند.»

- در بخش سؤال و جواب موقعی که از وی سؤال شد آيا سياست جاری آمريکا در ايران در پی «تغيير نظام» می‌باشد يا نه، وی چنين پاسخ داد:

«هدف حکومت آمريکا اين است که در ايران رژيمی بر سر کار باشد که به نگرانيهای ما درباره ايران پاسخگو باشد، (رژيم فعلی) يکصد و هشتاد درجه در جهت مخالف علائق ما قرار دارد.» به‌عنوان نمونه، رايس از سياست دستيابی به سلاحهای اتمی، پناه دادن به عوامل القاعده، پشتيبانی از حزب‌الله نام برد.

خانم رايس پرونده عدم رعايت حقوق بشر را در ايران وحشتناک خواند و گفت: «مردم ايران زير فشار رژيمی بسر می‌برند که کوچکترين اعتنائی به خواسته‌ها، آرمانها و آرزوهای آنها ندارد.»

دو نکته بسيار جالب در اين مورد بخصوص لازم به يادآوری است: اول اينکه اين بيانات و اظهار مواضع وزير خارجه جديد آمريکا را بايد با گفته‌های معاون پيشين همين وزارتخانه، آقای آرميتاژ، که از هيچ فرصتی برای نمک پاشيدن روی زخم ملت ايران و تعريف و تمجيد از جمهوری اسلامی غافل نمی‌ماند مقايسه کرد. در يک مورد وی نه‌تنها پيروی از سياست تغيير نظام در ايران را طی مصاحبه‌ای با روزنامه لس‌آنجلس تايمز تکذيب کرد بلکه در همان مصاحبه نظام جمهوری اسلامی را نظامی پيرو دموکراسی خواند.

در دنباله بخش سؤال و جوابها برخوردهای جالبی ميان آقای جان کری کانديدای شکست‌خورده رياست جمهوری و خانم رايس رخ داد. در اين گفت و شنود که گاهی بسيار از سوی جان کری خصمانه به‌نظر می‌رسيد در مورد عراق اختلاف نظر فاحشی پديدار شد. جان کری با اشاره به انتخابات قريب‌الوقوع در عراق گفت از کجا معلوم که انجام اين انتخابات به شکاف موجود و اختلاف نيفزايد و آنهايی که انتخاب می‌شوند مرتکب اشتباهاتی نشوند. خانم رايس در پاسخ گفت اشتباه در کار سياست اجتناب ناپذير است. حتی پدران ما که ممالک متحده آمريکا را بنيان گذاشتند هم مبرّ‌ا از خطا و اشتباه نبودند. آنها هم زمانی که دموکراسی ما جوان و نوپا بود مرتکب اشتباهاتی شدند. «من هنوز نديده‌ام که عراقيها و يا افغانها سازشهای شرم‌آوری از آن نوع که در سال ۱۷۸۹ رخ داد و اجداد مرا فقط «سه‌پنجم» يک انسان به‌‍حساب آوردند، مرتکب شوند.»

در پاسخ، يک سناتور دموکرات ديگر با اشاره به فجايع زندان ابوغريب گفت آمريکا نبايد در اين درگيری با دشمنانش در اعمال شقاوت همسنگ شود و مثل آنها عمل کند. دکتر رايس در پاسخ گفت: «اگر ما مثل آنها بوديم مسؤولان اين فجايع را مورد بازخواست و محاکمه و محکوميت قرار نمی‌داديم و رئيس جمهور آمريکا رسماً طلب پوزش نمی‌کرد.»

در مورد کشور سوريه متحد نظام جمهوری اسلامی نامزد مقام وزارت خارجه آمريکا در برابر توصيه يک سناتور آمريکايی که خواستار همکاری با دولت آن کشور بود گفت: «من گمان می‌کنم بجا باشد بگويم که دولت سوريه به نحوی عمل می‌کند که متأسفانه برای مدت زمان بسيار طولانی بر روابطش با آمريکا لطمه می‌زند.» وی افزود زمان آن رسيده است که ما بر تحريمهای خود عليه آن کشور بيفزائيم.

کميته روابط خارجی سنای آمريکا تشکيل می‌شود از ۹ سناتور دموکرات و ۹ سناتور جمهوريخواه. طبق سنت سنا، رياست کميته با حزبی است که در سنا از تعداد کرسيهای بيشتری برخوردار است و چون در دوره جديد سنا از يکصد کرسی، ۵۵ کرسی به جمهوريخواهان و ۴۵ کرسی به دموکراتها تعلق دارد، رياست اين کميته با سناتور لوگر عضو حزب جمهوريخواه است. در پايان اظهارات خانم دکتر رايس و خاتمه سؤال و جوابها که به بيش از ده ساعت در دو روز متوالی انجاميد، به‌استثنای دو سناتور دموکرات، يکی خانم باکسر و ديگری سناتور جان کری ساير اعضای کميته با ر‌أی موافق خود، پرونده نامزدی وزير خارجه آقای بوش را برای تصويب به جلسه علنی سنا ارسال داشتند.

آنچه برای ما جالب توجه است شفافيت و صراحت کم سابقه وزير خارجه جديد در مورد سياست خارجی آمريکا بطور کلی و به‌ويژه در مورد خاورميانه و ايران است. طی چهار سال گذشته به‌خوبی واضح بود که وزارت خارجه تحت نفوذ آقای کالين پاول و به‌ويژه معاونت آقای آرميتاژ (يکی از دو معاون) يکی به نعل می‌زد و يکی به ميخ. مثلا معاون ديگر اين وزارتخانه، آقای جان بولتون، که بيشتر مسؤوليت مسائل سلاحهای هسته‌ای را به‌عهده داشت از هيچ فرصتی برای رسوا کردن جمهوری اسلامی و سياست دروغ و تزوير آن رژيم خودداری نمی‌کرد. شخص آقای پاول ميان اين دو قطب دائماً در نوسان بود. از سوی ديگر خانم کانداليزا رايس که در کاخ سفيد مسؤوليت شورای امنيت ملی را به‌عهده داشت بهتر و بيشتر از بقيه به ماهيت نظام تهران پی برده بود.

بايد ديد اکنون که مسؤوليت وزارت خارجه به خانم رايس محول شده است و مسؤول شورای امنيت ملی هم معاون پيشين خانم رايس است و قاعدتاً سياست اين دو از همخوانی بيشتری بهره‌مند خواهدبود، سوای مطالب پوليميک و اظهارات هيجان‌انگيز چه تفاوتهای محسوسی در عمل نمايان خواهد شد.

متأسفانه بايد گفت که اشکال کار مبارزان دموکرات و آزاديخواه ايرانی چندان ارتباطی به نقل و انتقالات سياسی و اداری در آمريکا، اروپا وساير کشورها ندارد و تازمانی که ايرانيان مخالف نظام جمهوری اسلامی به وضع خود سر و صورتی ندهند، اين حرفها و نقل و انتقالها به سود ملت ايران تمام نخواهد شد و اين مباحث کاملا آکادميک باقی خواهد ماند.

همچنانکه ديگر مفسران، نويسندگان و مبارزان طی هفته‌های اخير تأکيد کرده‌اند امروز بيشتر از هميشه علاقمندان به ايران و آينده آن نگران اين اوضاع بحرانی هستند. يکی از دلايل يا بهانه‌هايی که پاره‌ای از سياست پيشگان اروپايی در برابر يا در رد پيشنهادات هواداران تغيير رژيم در ايران بکار می‌برند همين فقدان «آلترناتيو» يا «جانشين» برای نظام فعلی است. با آنکه نهضت رفراندم توانسته است نقطه عطفی در مبارزات‌ آزاديخواهانه ايرانيان در سراسر جهان ايجاد کند، دامنه انتظارات بين‌المللی از آزاديخواهان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی بيش از اينهاست.

همان گونه که در صربستان، گرجستان و اوکراين تا زمانی که مخالفان پراکنده نظامهای مردم‌ستيز حاکم دست به دست هم ندادند و به توافق نرسيدند، همه مبارزات بی حاصل و عقيم باقی ماند در مورد ايران هم گره کار فقط به دست ايرانيان گشوده خواهد شد. يگانه راه اجتناب از دو گزينه غير قابل قبول يعنی ادامه سلطه جمهوری اسلامی و يا دخالت نظامی بيگانه، نشان دادن بلوغ سياسی در رسيدن به نوعی وفاق ملی است.

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&




Tuesday, January 25, 2005

احتمال دخالت نظامی آمريکا در ايران مهمترين خبر رسانه‌های جهان

در دو هفته گذشته رسانه‌های آمريکائی و بين المللی بارها خبر رخنه کماندوهای آمريکائی را از مرزهای پاکستان و ترکيه به ايران منتشر کرده‌اند. همين رسانه ها( از جمله نيويورک تايمز) نوشته‌اند که با توجه به پراکندگی مرکز فعاليت‌های هسته‌ای ايران، نخست آمريکائی‌ها می‌کوشند از محل‌های پنهانی اين فعاليت‌ها آگاه شوند و بعد حملات هوائی و در صورت لزوم زمينی را برای نابودی آنها آغاز کنند.

در سنای آمريکا کوندوليزارايس وزير خارجه آمريکا در جريان گرفتن رای اعتماد اعلام داشت که آمريکا برای گسترش آزادی در جهان با سنگرهای مقدم استبداد قاطعانه برخورد خواهد کرد. او اين سنگرهای شش گانه را چنين برشمرد: ايران، کره شمالی، برمه، زيمبابوه، بلوروسی و کوبا.

کوندوليزارايس به اين پرسش سناتورهای دموکرات که آيا خبر رخنه کماندوهای آمريکائی به ايران و تدارک برای حمله نظامی به اين کشور صحت دارد يا خير پاسخ نداد. اما به گونه‌ای برخورد کرد که اگر لازم باشد چنين حملاتی صورت خواهد گرفت.

همزمان جورج بوش در پاسخ به اين پرسش که آيا احتمال حمله نظامی آمريکا به ايران وجود دارد يا خير گفت " ما هيچ يک از احتمالات را از جدول اقدامات احتمالی آمريکا در قبال ايران حذف نکرده‌ايم."

هر چند مقامات رسمی ايران و آمريکا انجام عمليات شناسائی کماندوهای آمريکائی در خاک ايران را تکذيب کرده‌اند، اما چنين می‌نمايد که نقشه هائی برای حمله به ايران تدارک شده و مناسبات ايران و آمريکا در دوره دوم رياست جمهوری جرج بوش وارد فاز جديدی از تنش‌ها که سرانجام آن هنوز ناروشن است، خواهد شد.

جورج بوش در مراسم باشکوه و بی سابقه‌ای که به مناسبت آغاز دوره دوم رياست جمهوری وی در واشنگتن برگزار شد بيش از سی بار از ضرورت گسترش آزادی در جهان سخن گفت و يکی از مهم ترين اولويت‌های سياست خارجی آمريکا را حمايت از جنبش‌های آزاديخواهانه و مبارزه با استبداد در جهان خواند. او گفت که آزادی و امنيت در آمريکا زمانی تضمين می‌شود که استبداد از همه جهان رخت بربندد او استبداد را سرچشمه رشد تروريسم و ناامنی در جهان امروز خواند.
بايد ديد در قبال فشارهای جديد آمريکا عليه ايران، سردمداران جمهوری اسلامی چه راهی را برای خروج از بن بست و جلوگيری از مداخله نظامی آمريکا در ايران برخواهند گزيد؟

برگرفته از سايت ميهن



%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%