: : : : علمى : : : :

Friday, December 17, 2004

دوباره - قفل شکن / آزاد کننده تلفن همراه؟

اخيراً مطلبی با عنوان بالا در اين وبلاگ ارائه شد که مورد توجه دوستان زيادی قرار گرفت، که با تماسهای متعدد خواستار اطلاعات بيشتری در اين باره شدند.

مطالب قبلی، موجود در آرشيو (اينجا)، بهمراه معرفی سايت ناشر نرم‌افزار، بيشتر در مورد چگونکی شکستن قفل گوشی‌های تلفن " نوکيا" بود؛ اما به درخواست دوستان و با جستجويی کوتاه در دنيای بزرگ اينترنت، سايت‌های ديگری در اينجا معرفی می‌شوند که توانايی کار با ديگر گوشی‌های تلفن موبايل را نيز دارند.

* در سايت زير شکستن قفل موبايل در محل انجام می‌شود و نيازی به دريافت نرم‌افزار نيست:
http://www.trycktill.com/eng/


* و در سايت بعدی ميتوانيد قفل انواع ديگر تلفن موبايل را آزاد کنيد:
http://www.mobilestuff4u.com/

پيروز باشيد

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++



Wednesday, December 15, 2004

اندرز رئيس IMF و ولخرجی دولت خاتمی

شاهين فاطمی - کيهان لندن


رئيس جديد صندوق بين‌المللی پول (IMF) طی سفر چند روزه‌ای از اکثر کشورهای خاورميانه به‌استثنای ايران ديدن کرده است؛ «رودريگو دوراتو» در دولت پيشين اسپانيا در زمان «خوزه ماريا ازنار» وزير دارايی اسپانيا بود.

وی پس از ديدار از کشورهای عضو شورای همکاری خليج فارس وساير کشورهای منطقه در بيروت، در يک مصاحبه مطبوعاتی به رهبران کشورهای منطقه يادآوری کرد که بهتر است از موقعيت استثنائی افزايش قيمت نفت استفاده کرده به اوضاع اقتصادی کشورهای خود سر و سامانی ببخشند؛ در مورد لبنان و مصر که از درآمد نفت برخوردار نيستند نصايح آقای دوراتو بيشتر به موعظه شباهت دارد تا راهنماييهای دقيق اقتصادی و مالی.

چندی پيش همين صندوق به کشورهای صادرکننده نفت در منطقه توصيه کرده بود که دست از ولخرجی بردارند و فکر روزهايی باشند که بهای نفت مجدداً سقوط خواهد کرد و گرفتاريهای مزمن بازمی‌گردند!

تاريخچه صندوق ذخيره‌های ارزی در ايران بسيار جالب است؛ بر اثر توصيه صندوق بين‌المللی پول در اکثر کشورهای صادرکننده، صندوق ويژه‌ای به‌نام حساب تعديل درآمد نفت يا OSF ايجاد شد؛ قرار بر اين بود که هر سال آن مقدار از درآمد نفت که از بودجه پيش‌بينی شده بيشتر است در حساب ويژه سپرده شود تا چنانچه بهای نفت مجدداً همانند سالهای ۹۹/۹۸ به حدود ۱۰ دلار هر بشکه سقوط کرد کشورهای صادرکننده بطور ناگهانی دچار رکود اقتصادی نشوند.

در سال ۲۰۰۰ / ۱۹۹۹ ايران ۱۷ ميليارد دلار درآمد داشت و توانست ۷ ميليارد دلار در اين صندوق بسپارد؛ طی سالهای گذشته اگر حکومت اسلامی به‌ عهد خود وفادار مانده بود هم اکنون بايستی متجاوز از ۵۰ ميليارد دلار در اين حساب سپرده باشد.

بودجه سال ۲۰۰۱ / ۲۰۰۰ بر مبنای بهای ۸/۱۳ دلار محاسبه شده بود در حالی که درآمد ايران از هر بشکه نفت به متجاوز از ۲۵ دلار رسيد؛ در سالهای بعد، مبنای بودجه را بر اساس ۱۶ دلار قرار دادند در حالی که بهای هر بشکه همچنان در حال افزايش بوده و تا مرز ۵۰ دلار هم بالا رفته است.

با آنکه اين درآمد بايد طبق مصوبه مجلس مورد هيچ گونه استفاده‌ای جز آنچه قانون تعيين کرده است قرار نگيرد، همانند گوشت شتر قربانی همه سازمانهای دولتی و نهادهای غير دولتی با انواع بهانه‌های گوناگون ازاين حساب برداشت می‌کنند.

اندرز رئيس صندوق بين‌المللی به کشورهای صادرکننده نفت نه تنها بر مبنای دورانديشی اقتصادی استوار است بلکه ارائه راه حلی است برای مقابله با مشکلات درازمدت کشورهای منطقه از قبيل بيکاری و تورم.

آنچه بيش از همه در اين کشورها، به‌ويژه در ايران، از ضرورت فوری برخوردار است سرمايه‌گذاری در زير بنای اقتصادی کشور است؛ در مورد ايران، به‌ويژه چون از سرمايه‌گذاری خارجی بهره‌مند نمی‌شود، نياز به پس از انداز ملی و سرمايه‌گذاری در زيربنای اقتصادی کشور بيش از ساير کشورها محسوس است.

شکست دولت خاتمی در حيطه برنامه‌های اقتصادی يکی پس از ديگری نمايان می‌شود و زمانی که درآمد بادآورده از افزايش بهای نفت قطع شود يک بارديگر کشور با رکود بيسابقه اقتصادی روبرو خواهد شد.

¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬




Monday, December 13, 2004

«ح» مثل حسنى!
احمد شيرازى- روزنامه نيمروز

در ميان انواع زبان هاى رسمى، يك زبان غير رسمى كه عجالتاً در ايران ما رسمى شده، هست و آن زبان زور است.
اصحاب حكومت ولائى در «مكتب ديكتاتورها» الفباى اين زبان را آموخته و راه كاربردش را طى بيست و پنجسال آزموده‌اند؛ اما بيچاره ها گوئى تا مدتى پيش نمى‌دانستند كه اين زبان الفبا و دستگاه هاى آوائى و صورت و ساختمان هاى متفاوت دارد و اغيار غير فارسى دان هم از آن زبان بسا سررشته دارند و به موقع مى‌توانند از آن استفاده ابزارى! بكنند. بستگى دارد به رفتار طرف مقابل كه بفهمد با زبان خوش از خر شيطان پائين بيايد يا نفهمد و همچنان به خر شيطان بتازد.
زبان زور اصحاب ولائى طور ديگرى عمل مى‌كرد و يك هدف كلى بيشتر نمى‌شناخت و آن هم سركوبى و بازدارندگى بود كه اهالى محترم ايران به منظور رستگارى در اين دنيا از حقوق مسلم خود به سود سرورى و پيشوائى ولى فقيه و اصحاب او، صرف نظر كنند.

زبان زور مى‌گويد اين حق انحصارى فقهاى حاكم، سرسپردگان ولى فقيه و سينه چاكان دكان داران دين، است و باقى اهالى محترم بروند نان و بوقلمون و اگر ندارند نان و پنير و اگر اين را هم ندارند، هر چه گيرشان آمد بخورند و شكر نعمت به جا آورند، دور و بر آزادى و دمكراسى و حقوق بشر را هم خط بكشند كه اين مملكت امام زمان جاى كفر و الحاد و فساد غربى نيست؛ از اين زبان زور، مردم ايران هيچگاه جا نخوردند، مانند هميشه باورهاى نوين خويش را به طور گويا و رسام زبان مى‌آورند و مى‌گويند، امروز نشد، فردا، دير و زود دارد ولى سوخت و سوز ندارد.

اين را زبان زور برنمى‌تابد؛ در كمترين صورت آن را همواره واژگون نشان مى‌دهد و در بدترين شكل به طور وحشيانه سركوب مى‌سازد؛ در هر دو حالت هم هر بار وامانده و ورشكسته، بازى را از سر مى‌گيرد؛ زيرا حماقت و شرارت و زورگوئى توان درس آموزى از تاريخ را ندارد؛ تنها هنگامى از نفس مى‌افتد كه سرش به صخره واقعيت نيرومند زندگى بخورد يا در تندباد رويدادها چون پركاهى محو شود.
هيچ دستگاه استبدادى اين فرجام را براى خويش حتى قابل محاسبه نمى‌داند؛ اصحاب ولائى كه جاى خود دارند.

«حسنى» امام جمعه اروميه مى‌انديشد كه طبيعى تر و عادلانه تر از آنچه به عنوان حكومت اسلامى در ايران برپا شد، در جهان وجود ندارد؛ در واقع همه اصحاب حكومت ولائى حسنى وار مى‌انديشند؛ به خودشان دروغ مى گويند و همان را باور كرده اند، حسنى امام جمعه نهاد و نماينده اينگونه پندار مؤمنانه است، منتها به اندازه ساير حسنى هاى حاكم در رژيم فقها، از قوائد بازى آخوندى سر رشته ندارد، شعبده بازى نمى‌داند، نمى‌تواند جلوى زبانش را بگيرد؛ فاش مى‌گويد و از گفته خود دلشاد است. بقيه اصحاب ولائى البته حسنى وار استدلال مى‌كنند اما در پوشش هاى ديپلماسى.
امام جمعه اروميه ديپلماسى نمى‌داند، صحبت هايش ظاهراً خنده دار است؛ پريشان گوى حرافى به نظر مى‌رسد كه مدام ياوه مى‌بافد، اما انصافاً بايد گفت كه آنچه را كه «نظام» سرراست نمى‌گويد و از گفتنش به طور آشكار پرهيز مى‌كند، حسنى مى‌گويد: حسنى وار حرف زدن البته شيوه و سبك نوظهور و مختص اهل ولايت فقيه نيست، هر انديشه استبدادى و جامعه ستيز، خود محور، همين سرنوشت را دارد كه حسنى وار خويشتن را عريان كند.

هنر حسنى امام جمعه كه خودش از آن خبر ندارد اين است كه تا حال به يادآورى پيشينه به خصوص بيست و پنجساله اين سبك و شيوه در كشور جم به بهترين شكل يارى مى‌رساند؛ اين كه مردم ايران و جامعه جهانى، هر دو يادشان نرود كه در كشور ايران چه موجودات كميابى پيدا مى‌شوند؛ تا فراموش نكنند كه:
از مرداب استبداد، مرواريد آزادى به دست نخواهد آمد و سراغ آن را مى‌بايد در درياى انديشه هاى خردمندانه بشريت متمدن گرفت.
كهنه كاران استبداد از جمله با همان زبان زور، در ايران و با زبان ديپلماسى در جامعه جهانى مى‌گويند چنان تكاپوئى در ايران تلاشى است بى حاصل كه با ويژگى هاى جامعه ايران نمى‌خواند؛ حسنى امام جمعه هم اين را با زبان و واژگان خودش مدام به اهالى اروميه و توابع مى‌گويد.

على فلاحيان و حسين شريعت مدارى و اكبر و رهبر و رونوشت هاى برابر با اصل آنها هم همين صحبت را با شگرد و ترفند خاص خودشان مى‌گويند در ضمن اگر دستشان برسد مردم را لينچ و سلاخى هم مى‌كنند كه ادعاى خود را مستدل كرده باشند؛ در حال برخلاف حسنى امام جمعه مى‌دانند كه اين زبان زور و استبداد، به خفگى مزمن و محتوم دچار شده و علاوه بر آن مدام مخاطبان و شنوندگان خويش را از دست مى‌دهد.
بيچاره حسنى امام جمعه از اين يكى به كلى بى خبر است؛ ديپلماسى هم سرش نمى‌شود كه مانند حسنى هاى بالاتر از خودش بگويد ما دنبال دست يافتن به سلاح اتمى نيستيم، راستش را مى‌گويد كه: «چرا ما بمب اتمى نداشته باشيم اگر اين انرژى را از ما بگيرند، ديگر مرده‌ايم، واجب است كه انرژى اتمى از تمام جهات هم چهار درصدش هم صددرصدش در اختيار مسلمانان و يك مرجع دينى باشد.»

درباره مردم سالارى هم صاف و پوست كنده نظرش را مى‌گويد كه «جناح چپ و راست در ايران معنى ندارد، من بارها گفته‌ام كه چپ دين ندارد، راست عقل ندارد؛ چون اگر اينها عاقلانه فكر كنند رهبرى بس است؛ اسلام واقعى اين است و به تشخيص من رهبر اكنون جاى» رسول الله «نشسته است» ياوه اگر بگويد، سياست نظرى نظام ولائى را بيان مى‌كند.
همچنان كه سياست عملى نظام را شهردار تبريز بنام «حاجى پول» نشان مى‌دهد؛ آن هم عجالتاً نه به شكل سر بريدن و خفه كردن كه مرسوم بوده و باز هم مى‌تواند مرسوم گردد؛ اين بيچاره حاجى پول، از شيوه قندان پرتاب كردن منهاى گاز گرفتن مرجع تقليدش پيروى كرده است؛ حاجى پول- كه نبايد غلط چاپى باشد- در برابر اعتراض خزانه دار شوراى شهر تبريز به نحوه هزينه كردن بودجه شهردارى، به طرف اسماعيل چمن، خزانه دار قندان پرتاب مى‌كند؛ اسماعيل سرش را مى‌دزدد، قندان سر «ليندا گرامى آذر» عضو ديگر شوراى شهر را مى‌شكافد!
«حاجى پول» باز هم دست برنمى‌دارد، بشقاب حواله سر اسماعيل چمنى مى‌كند، اين از شهردار تبريز و آن هم از حسنى امام جمعه، بقيه را هم كه مى‌شناسيد يا نمى‌شناسيد و در كشور ايران در مقامات هستند، اغلب سوء سابقه‌اى بيش از اينها دارند و خلاصه حسنى وار امور مملكت امام زمان را مى‌گردانند!

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""





آئينه دق

از روضه خوان پير جواديه، همسرش پرسيد:
اوضاع كار و بار تو آيا به ميمنت انقلاب تفاوت كرده است؟!

گفتا: بلى، به شكر خدا كار روضه خوانى من هم عجيب راحت و آسان شده است!! زيرا كه سالهاى ازين پيش تا كه قطره اشكى زچشم مستمعان گيرم، بايد هزار قصه زبيداد شمر مى‌گفتم!

اكنون ولى در اول منبر، اين خلق تا چشمشان به چهره من مى‌افتد برسرنوشت خويشتن، همگى زارزار مى‌گريند!!

نعمت آزرم – روزنامه نيمروز

--------------------------------------------------