: : : : علمى : : : :

Sunday, December 12, 2004

جوك اينترنتى – روزنامه نيمروز

نيت خير
آخوندی را به داوری بازى می‌گمارند؛ على دايى شوت می‌زنه و توپ از كنار دروازه به اوت می‌رود.
آخونده ميگه: گل!
ميگن اينكه گل نشد، ميگه چون نيتش گل بوده پس گل مقبول هست، انشاالله!!

شاف ولايت
بسيجيه ميره داروخانه ميگه آقا شربت شهادت دارين؟ يارو ميگه نه اين چيزا قديمى شده ولى شاف ولايت داريم!

جبهه
ياد جبهه ها بخير. حاجى ميفتاد رو «مينا»؛ ما «سيما» رو لخت مى‌كرديم؛ با «سحر» راز و رمزى داشتيم؛ با «سپيده» چه حال و صفايى كه نمى‌كرديم!

بازداشت مست
كميته، تركی را مست و پاتيل تو خيابان مى‌گيره و باو ميگه: مرتيكه گمشو برو تو ماشين؛ پدرت را در می‌آوريم! موقعی كه دارند اورا توی ماشين می‌اندازند، تركه هى داد و بيداد ميكرده كه چكارم داريد؟ آخه مرا برای چه گرفتيد؟
سربازه باو ميگه: برای عرق خورى.
تركه ميگه دِ، بابا اينكه دعوا نداره، خوب بيارين بخوريم!

نجات
تركه سرطان داشته، ميره مشهد و خودرا با قفل و زنجير مى‌بنده به پنجره فولادى و كليد را هم قورت ميده،
ميگه: تا شفا نگيرم نميرم.
بعد يك ساعت خبر ميرسد كه تو حرم بمب گذاشتن؛ تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعد داد ميزنه ميگه يا حضرت ابوالفضل مرا از دست اين امام رضا نجات بده!

¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬




Saturday, December 11, 2004

درياى پارس، نامى همزاد تاريخ
شرنگ – روزنامه نيمروز

كهن ترين پشتوانه‌اى كه در آن از آب هاى جنوبى ايران به نام ياد شده، سنگ نبشته‌اى است كه در پيرامون سوئز يافته‌اند كه برمى‌گردد به دو هزاروپانصد سال پيش، هنگامى كه داريوش شاه هخامنشى در راه پيوند نيل به درياى سرخ بود و در گزارش جهان پيمائى‌هاى خود از دريائى سخن مى‌گويد كه «از پارس مى‌رود» در آياتى باهاكايارساآئيتى!
پنجاه سال ديرتر «اراتوستن» نخستين جوينده جغرافيائى، در جهان نماى خود كه به راستى شگفت انگيز است، نمودارى از خليج فارس نشان مى‌دهد كه پس از بيست و پنج سده، چندان تفاوتى با نوترين نمونه‌هاى امروزى ندارد.
آنگاه مى‌رسيم به «استرابون» كه از نامدارترين پژوهندگان يونان باستان است و هم اوست كه مى‌نويسد: «... عرب‌ها مردمى هستند كه بين خليج عرب (درياى سرخ!) و خليج پارس زندگى مى‌كنند و اين نكته‌هاى تاريخى آن چنان گوياست كه دريچه‌هاى ناشناخته‌اى بر بگومگوهاى كودكانه امروزى بازمى‌گشايد.

فلامويوس آريانوس، پتولميوس، كنيتوس روفوس، واسكوراگاما داوينچى، ركاتور و بسيارى ديگر از پژوهندگان باستان، واژه» آبگاه پارس AQUARIUM PERSICO « را در رسالات و نوشته‌هاى خود به كار برده‌اند كه غالباً دوست ايران نبوده‌اند؛ نويسندگان و پژوهندگان اسلامى نيز هر بار كه از خليج فارس سخن گفته‌اند، از آن به» البحرالفارسى «يا» الخليج الفارسى «و يا» بحرفارسى «ياد كرده‌اند... ابن فقيه، ابوعلى بن عمر، ابن الموفق، عبدالله بن احمدبن خرداد، عبدالحسين على بن حسين ابن على مسعودى، ابوريحان بيرونى، عبدالقاسم محمدبن هرقل، محمد نجيب بكران و ابن البلخى، الشريف الادريسى، شهاب الدين ابوعبدالله ياقوت بن عبدالله رومى، محمود قزوينى، ابولفداالملك، شمس الدين على انصارى، شعب الدين احمدبن عبدالوهاب و ابن الوردى همه در پژوهش‌هاى خود از درياى پارس سخن مى‌گويند و مى‌نويسند:» ... آنگاه در خليجى كه از درياى پارس مى‌رود بر كشتى نشستيم و به آبادان رسيديم... «اينها همه در كتاب ها و رسالات استوار آمده است و مستند است...

حالا چه شده است كه از دور و نزديك، عرب‌ها و غيرعرب‌ها كه گوئى همه دشوارى هاى ديگرشان آسان شده به اين فكر افتاده‌اند كه تنها يك كار در برنامه هايشان به جا مانده و آن برگرداندن نام خليج فارس به خليج عربى است؟! ...
اين را بايد در آشفتگى حال و روز ملايان حاكم و بى لياقتى آنها جستجو كرد كه پس از بيست و پنج سال هنوز حكومت نشده‌اند و راه و رسم حكومت نمى‌دانند و در سياست داخلى و خارجى، درمانده و حيرانند.

روزگارى بود كه بازى با نام تاريخى درياى پارس را دهن كجى به شاه ايران مى‌خواندند و مى‌دانستند و مى‌ديدند كه با شاه، از اين شوخى‌ها نمى‌شد كرد ولى حالا كه به نام» امت «هر آنچه ويژگى ملت ايران است لگدمال مى‌شود و آخوندهاى حاكم، با ايران و مردم ايران كين توزانه رفتار مى‌كنند، مى‌بايست عالم و آدم به جان اين مردم و اين سرزمين بيفتند و درياى شمال و درياى جنوب را از آن خود بدانند! ..

مردم ايران بايد بيش از پيش به خود آيند و نشان دهند كه به اين ديوانگان شيطان صفت تمكين نخواهند كرد و ايران ما به استوارى سرستون‌هاى تخت جمشيد كه ره آورد ويژه ايرانى است، انوشه خواهد ماند.

==========================

هادی خرسندی نيز در مورد خليج فارس چنين می‌گويد:

چون قبا را ميکنی بر تن، تريجش هم تراست
مزرعه را چون شدی مالک، هويجش هم تراست
بيخود از نام عرب، غرب جلب، وحشت نکن
مملکت را چون بدست آری ، خليجش هم تراست
(ايران را مثل يک قبا تنت کنيد، تريج يا لبه قبا دقيقن همان خليج فارس است)

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~




Thursday, December 09, 2004

پيام امام به مناسبت هو کردن رييس جمهور

ای جوان که شیشه می شکنی و بی حرمت می شوی رییس جمهور را. این معنا در زمان هیچکدام از بزرگان دین نبوده است.
همه دانشجو هستند در این کهکشان لایزال از ازل تا به ابد و بالعکس. آیت الله حکیم هم دانشجو بود، خداوند تبارک و تعالی هم دانشجوست و لا کن کاری ندارد به رییس جمهور. نه می زند اورا، نه ارشاد می کند اورا و نه هو می کند او را.
این هو کردن مال طاغوت است همان گونه که دست زدن مال طاغوت بود. من همین طور مرتحل شده از او راضی هستم که در تمام این ادوار که هر بلا بر سر اطرافیانش آوردند به جای دهان چشمان خود را باز کرد و هر جا ضرورت شد بست چشمان خود را و باز کرد دهان خود را.

در تمام طول تاریخ نیامده است چنین سیدی که همیشه گوشهایش بسته باشد ولاکن نیشهایش باز باشد و این به نفع نظام است.
ای بسیج که امروز کردند ترا دانشجو، ای سردار سپه که می کردی خربوزه فروشی بزنید در دهان این دانشجو ها.
قلم ندارند قلم پایشان را بشکنید. قلم پایشان در جنگ شکسته سرشان را بشکنید.
کاری نکنید از این دنیا بیایم به آن دنیا و چوبهای دار را به پا کنم.
بگیرید جلوی اینها را که اینها آخرالامر روحانیت را به حوزه می فرستند.
من توی دهان دولت زدم شما توی دهان ملت بزنید. این زدن سنت ماست.
ابا نداشته باشید از زدن. که نظام از همین زدنها بر پاست.

برگرفته از سايت بلوچ


¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬




Tuesday, December 07, 2004

مجلس شوراى آخوندى، زکى!
مردم دنيا رو خندوندى، زکى!


عده‌اى چاقوکش و شلاق زن
توى اون با زور چاپوندى، زکى!

توى مجلس در تمام دوره‌ها
هرکه خواستى انتصابوندى، زکى!

باز رفتى و به اسم گفتمان
توى مجلس ريش جنبوندى، زکى!

باد کردى مجلسو چون بادکنک
باد کنک را هم که ترکوندى، زکى!

خاتمى، يابوى اصلاحات مرد
مثل يابو توى گلِ موندى، زکى!

مجلس و سرکار با هم مرده‌ايد
شانس "آقا" رم که سوزوندى، زکى!

وضع اين مجلس اگه خيطه خودت
رنگ مردن روش پاشوندى، زکى!

باز حرف از انتخابات مى‌زنى
باز هم آشيخ کورخوندى، زکى!

انتخاباتت هم ش قلابيه
توى صف پاسدار وايستوندى؟ زکى!

مى‌خورى اينبار هم پس گردنى
فکر کردى مارو ترسوندى؟ زکى!

مجلس بى عرضه و بى اختبار
مجلس شوراى آخوندى، زکى!

حسين پويا – سايت ادبيات و فرهنگ

===========================================



ديگر کاريکاتورهای " نيروی هسته‌ای جمهوری آخوندی" را در سايت Cagle ببينيد