: : : : علمى : : : :

Sunday, October 17, 2004

استفاده‌ی بيش از حد از تلفن همراه (موبايل) ريسک بروز تومور اعصاب شنوايی را دوبرابر می‌کند

محققان سوئدی دريافته‌اند که استفاده‌ی بيش از ۱۰ سال از تلفن همراه می‌تواند خطر ابتلا به نوروم صوتی که نوعی تومور خوش خيم برروی اعصاب شنوايی است را افزايش ‌دهد.

به گزارش روزنامه انگليسی تلگراف، محققان موسسه‌ی کارولينسکا در سوئد اعلام کردند که خطر بروز اين تومور در سمتی از سر بيشتر است که معمولا گوشی تلفن نگه‌داشته می‌شود.
همچنين در گزارش اين مرکز آمده است: در مورد افرادی که کمتر از ۱۰ سال از اين وسيله استفاده کرده‌اند اين پيامدها مشاهده نشده است.
اين موسسه که يکی از بزرگترين دانشگاه‌های پزشکی اروپايی و مرکز تحقيقات کلينيکی و زيست پزشکی است برنده‌ی جايزه‌ی نوبل در رشته‌های فيزيولوژی و پزشکی شده است.

برای مطالعه بيشتر به متن انگليسی روزنامه تلگراف مراجعه کنيد




نرخ خانه عفاف

يک روز همولايتی ميره خانه عفاف و اختر خانم را انتخاب می‌کند.
از دفتردار سئوال می‌کند که حق صيغه‌اش چقدر می‌شود. می‌گويد: بيست هزار تومان.
می‌گويد: چه خبر است؟ توی خيابان و در بازار آزاد که پنج هزار تومان است.
سردفتر می‌گويد: آخه، پنج تومان رهبر؛ پنج تومان اکبر؛ پنج تومان دفتر و پنج تومان هم اختر ...نه..!


Friday, October 15, 2004

انسان نبايد ازهيچکسى حتا از الله اطاعت کند

معناى « فــرمـان» درفرهنگ ايران چيست ؟

« اطاعت ازامرويا ازحُکم » را برترين فضيلت ساختن، به معناى آنست که همه افراد جامعه، سرباز بشوند، و جامعه، يک ارتش يا سپاه گردد.
جامعه‌اى که براين فضيلت، ساخته شده است، يک « جامعه ارتشى » است، هرچند که مردمان آن نيز، لباس يکنواخت ارتشى نيز نپوشيده باشند؛ ازاين رو در جوامعى که اطاعت از امر، برترين فضلت شمرده ميشود،آن جوامع، ارتشى + دينى هستند.

تفکردينى و تفکرارتشى، درچنين اديانى باهم آميخته‌اند، و ارتش دينى، يا دين ارتشى به وجود آورده‌اند.
صف بستن درمساجد، و با هم اجراى سجود و رکوع کردن و درپس يک امام نمازخواندن، مقدس ساختن انديشه ارتشى است؛ همچنين صف بستن درکليسا و کنيسه، ازهمين انديشه حکايت ميکند.
شناختن اين فضيلت يا تقوى، به کردار برترين ارزش، بيان آنست که همه افراد، سرباز در يک ارتش هستند، و فقط نياز به بسيج ساختن آنها هست.
درفرهنگ ايران، « فرمان » بنا بر پژوهشهاى ايرانشناسان ( يوستى و بارتولومه .. ) به معناى « مشورت کردن » است و بنا برپژوهش هاى اين پژوهشگر، به انديشه ژرفترى برميگردد که با تصوير انسان در فرهنگ ايران، سروکار دارد.
بهمن که « خرد سامانده » و « اصل اصل کيهان و زندگى » است، در ژرفاى هرانسانى است، ميانديشد و ميخواهد، و سروش، انديشه‌اى را که در بُن انسان ( هومان ) پديد آمده است، به آگاهبود ميآورد؛ چنانکه در آغاز شاهنامه، در داستان کيومرث، سروش دوبار پديدار ميشود.
اين سروش است که هردوبار، فرمان را از تاريکى ميآورد؛ کيومرث در اين داستان، نقش نخستين حاکم را بارى ميکند، از اين رو، شاهنامه نشان ميدهد که فرمان، ازکجا بايد سرچشمه بگيرد تا فرمان باشد؛ ازاين رو بود که هخامنشى ها خودرا « هخامنش » ميناميدند، چون « اخه + من »، نام ديگر « بهمن » است.
سروش، آورنده فرمانيست که از بهمن ( ازخرد سامانده + از آسن خرد + از اصل ضد خشم و آزار که بهمن باشد+ از اصل همپرسى يا رايزنى انجمنى ) که در بُن هرانسانيست ميآورد؛ و اينکه سروش، « تنو مانتره » خوانده ميشود، و از موبدان زرتشتى به « پيکريابى اطاعت » ترجمه ميگردد، به معناى « از زهدان سه اصل گيتى » است.
بنا براين، فرمان، مرکب از « پرمه + مان » ميباشد و پرمه، همان prime انگليسى و پرمه parama سانسکريت است.
در سانسکريت پرم تتو parama tattva به معناى قديمى ترين عنصر، جوهراصلى، نطفه واقعى است. پرم پوروشا parama purusha به معناى اولين انسان و انسان بزرگ و کامل و بشر جامعست و پرماتما paramatma به معناى روح اعلى + جان جانها + جان بزرگ + روح اوليه + حق مطلق است.
پس جاى هيچ شکى نيست که فرمان همان پرمه مان يا فرمه مان است، که به معناى « نخستين پيدايش اصل يا مينو » در انسان است.

فرمان، خواستى است که از همپرسى اصل جهان يا بهمن در درون هرانسانى، پيدايش مى‌يابد و ازآنجا که بهمن، اصل ضدخشم ( يعنى اصل ضد قهر و پرخاشگرى و تجاوزطلبى و جنگ و جهاد ) است، پس فرمان، نخستين خواست براى نگهبانى زندگى و پرورش هرجانى است.
فرمان، خواستى است که از بُن هرانسانى بوسيله سروش، که يکى از بخشهاى همين بُن است، به آگاهبود انسان آورده ميشود.
بهمن که خردسامانده است، خواست کيهانى را ازراه سروش، در آگاهى انسان، پديدار ميسازد.

بدينسان ديده ميشود که انسان درفرهنگ ايران، بايد فقط از خرد سامانده يا بهمن درخود بشنود، نه از الاهى، نه از رسولى، نه از اولوالامرى، نه از کتاب مقدسى .... . با اين انديشه بزرگ آزادى انسان در فرهنگ ايران بود، که موبدان و شاهان، هزاره‌ها درايران جنگيده‌اند، و ما بايد ازسر، اين انديشه والاى فرهنگى ايران را در مردمان، ازنو بسيج سازيم.
ازهيچکسى جز خرد بهمنى خود فرمان نبر .

منوچهرجمالى – سايت ادبيات و فرهنگ

JJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJ


Thursday, October 14, 2004

تقاضا براى اعلام امام زمانى خامنه‌اى بالا گرفت

هيچ حكومتى در ايران به اندازه جمهورى اسلامى براى ماندن آدم نكشت؛ همانطور كه در سالهاى اول انقلاب بنيان كنى كه مملكت را ويران كرد، نوحه خوانى به اسم حجازى در يك مراسم رسمى از خمينى دعوت كرد كه بيش از اينها در پرده نماند و دعوت خودش را آشكار كند.
اما شايد كسى باور نكند كه خامنه‌اى همان جواب خمينى را هم نداده است كه به حجازى گفت اينقدر تملق نگو يك دفعه باورم ميشود.
بنا به خبرى كه در يك ماهنامه مربوط به مصباح يزدى در قم چاپ شده عده‌اى از طلاب قم كه رفته بودند به تهران به ديدن آقا و همه شان از بيت المال صد هزار تومانى مشتلق گرفتند و بعد هم دستوراتى براى روضه خوانى ماه رمضان، اما جالب وقتى بوده است كه ميرحجازى كه اين كس ديگرى به جز آن حجازى است كه اول ها تملق ميگفت كه مسوول امنيتى دفتر خامنه‌اى است آمده و به هواى آنكه تا آقا بيايند موضوع مهمى را با شما در ميان بگذارم نطقى كرده كه در ماهنامه اشاره مختصرى به آن شده است اما رنود از زبان روضه خوان ها مضمون آنرا پيدا كرده‌اند و در تهران دست به دست ميگردد.

در جزوه افشاى حقيقت نوشته شده آقاى حجازى براى مداحان اهل بيت و روضه خوانان گفته‌اند كه در فرصت ماه رمضان مردم را آگاه كنند به چيزى كه نميتوان به طور رسمى افشايش كرد.
حجازى تا اين را گفته روضه خوان ها كه متوجه موضوع شده‌اند يكصدا دم گرفته‌اند محرم بيت اعلا افشاكن افشاكن.
اين شعار را در سالهاى گذشته در جاهائى كه گلپايگانى رئيس دفتر رهبر نطق ميكرد دم ميگرفتند اما حالا ميرحجازى بازجو و قصاب اوين هم به همين عنوان ملقب شده است.
او در حالى كه ظاهرا به تته پته افتاده بود گفته خدايا مرا ببخش شايد مجاز به افشا نباشم ولى ميگويم اميدوارم كه آقا مرا توبيخ نكنند.
با اين مقدمات رئيس امنيتى دفتر خامنه‌اى افشا كرده كه مدتى است بعد از اول ماه كه آقا به جمكران ميروند وقتى برميگردند با كسى صحبت نميكنند و بعدش از همه برنامه‌هاى روز خبر دارند و به ما ميگويند امروز قرارست اينها بيايند به ملاقات.
حالا كار به اين سادگى نيست چونكه همين امروز كه اين حرف را به من زدند من كه رفتم در اتاقم صورت ملاقاتى ها را چك كردم ديدم دو نفر جا افتاده‌اند و نامشان را آقا نبرد؛ تعجب كردم ولى چند دقيقه بعد خبرم دادند كه آن دو نفر در تصادفى كشته شده‌اند و آقا خبر داشت و متن تسليتى هم كه بايد به خانواده شان گفته ميشد را تهيه فرموده بودند و از جيب درآورده به من دادند.
در جزوه افشاى حقيقت كه به زبانى نوشته شده كه معلوم نيست مسخره ميكند يا نه شرحى داده شده درباره كرامات آقا كه ميرحجازى افشا ميكند و بعدش ميگويد كه مدتى است كفش جلوپاى آقا جفت ميشود و آن وقت حرف اصلى را ميگويد.
به گفته او هفته گذشته عده‌اى از علماى قم به ديدن آقا آمدند ناگهانى و من در اتاق نبودم اما شنيدم كه صداى گريه ميايد؛ نظرم جلب شد ديدم كه همه شان يكصدا از ايشان ميخواهند كه به مردم بگويد سمتش چيست و ادعا ميكنند كه همگى شان در خواب ديده‌اند كه يكى از ائمه به آنها گفته چرا در انتظاريد و نمى‌فهميد كه مدتى است انتظارتان به پايان رسيده و امام زمان بين شماست و نشانى هاى آقا را داده‌اند.

به اين ترتيب ميرحجازى يكى از طرحهاى دستگاه امنيتى و اطلاعاتى دفتر را به گوش روضه خوانان رسانده كه آنها هم به گوش مردم عوام برسانند.
طرح اينست كه اگر اسرائيل و يا آمريكا به ايران حمله كردند و حتى اگر نيروگاه بوشهر را زدند در مملكت شايع كنند كه امام زمان كه در روايت آمده كه با تسلط يهوديان و كفار بر مسلمانان ظهور خواهد كرد ظاهر شده‌اند. با اين ترتيب بتوانند از فروپاشى كشور جلوگيرى كنند.

چيزى كه معلوم نيست اينست كه خامنه‌اى در اين طرح بايد ادعاى امام زمانى كند و يا مدعى شود كه امام زمان را ديده است.
به نظر ميايد كه بعد از مدتى مراسم و راه پيمائى بالاخره راه دوم انتخاب شود؛ به همين دليل چند روز است كه در لابلاى برنامه‌هاى سيما از زبان اين و آن خامنه‌اى را امام خطاب ميكنند.

على مستعلى زاده - روزنامه نيمروز


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%