: : : : علمى : : : :

Sunday, August 29, 2004

معرفی چند سايت ديدنی

وزارت علوم و تحقيقات و فناوری (مرکز اطلاعات و مدارک علمی ايران)
www.irandoc.ac.ir

باشگاه انديشه
www.bashgah.net

زيبا کرباسی
www.avayeashena.com/poesi/ziba/ziba.html

دوستداران خليج فارس
www.persiangulfonline.org

مرکز ترويج و ادبيات زبان فارسی
www.apersian.org

بازگشت بزرگ، بزرگداشت زرتشت
www.bozorgbazgasht.com

مبارزه برای لغو قانون اعدام در ايران
http://www.adpi.net

چه بايد کرد
www.chebayadkard.com

هنر در مترو تهران (تصاويری از کاشيکاری و نقاشی‌ در ايستگاه‌‌های مترو)
www.geocities.com/cyberpersia/metro/art/art.html

راهنمای مشترکين شرکت مخابرات تهران، 118
http://118.tct.ir

سايت انجمن هنر در تبعيد
www.artenexil.net

عکس‌های آزيتا ضيايی، فتو ژورناليست
www.azistudio.com

سهراب سپهری
www.sohrabsepehri.com

کانون پرورش کودکان و نوجوانان
www.kanoonparvaresh.com

موزه ملی ايران (موزه آثار باستانی ايران)
www.nationalmuseumofiran.com

کافی نت‌های ايران
www.cybercafes.com/country.asp?selectcountry=Iran

اشعار و نوشته‌‌های فارسی و انگليسی آميل ايمانی
www.geocities.com/Amil_Imani/index.html

سايت چه خبر (اخبار از همه جا)
www.chekhabar.com

خطبه‌‌های نماز جمعه اروميه
http://molla-hassani.tripod.com

سايت کتابخانه کنگره آمريکا در باره ايران
http://lcweb2.loc.gov/frd/cs/irtoc.html

موزه لوور فرانسه بخش کلکسيون ايران
www.louvre.fr/anglais/collec/ao/iran.htm

متون باستانیيران از اوستا
www.avesta.org/op/op.htm

مدارک سيا درباره ايران
www.paperlessarchives.com/iran.html

عکس‌هايی از مناظر ايران
www.intercaspian.com

آموزش فيزيک به فارسی
www.physicsir.com

آموزش رياضی
www.math.com/index.aspx

سايت ديگر آموزش رياضی
www.sosmath.com

کُد رنگهای اچ تی ال
http://html-color-codes.com

خبرنگاران بدون مرز
www.rsf.org

اخبار و عکس‌های خبری ايران در ياهو
http://news.search.yahoo.com/search/news/?p=iran&n=42&c=news_photos

عکس‌ها و فيلم‌های تخت‌ جمشيد
www.3dparse.com

دانشگاههای مجازی ايران
http://vu.aictc.com/vu-iran.htm

کتابخانه ملی ايران
www.nli.ir

بانک اطلاعاتی نشريات
www.magiran.com

امروز در تاريخ ايران
www.iranianshistoryonthisday.com

طرز تهيه غذاهای ايرانی
www.iranclick.com/recipes

مشاورين، سايت دلالان مسکن ايران
www.moshaverin.com

ياهو اصفهانی
www.yahoo4esf.com/index2.htm

آموزش الفبا با شعر
www.farsinet.com/farsi/alefba

خاطرات سفر فيل پرايس آمريکايی به ايران
www.creekcats.com/pnprice/pportsplash.html

سايت هنرهای ايرانی
www.caroun.com

موزه نقاشی‌‌های پيتر پال روبنس
www.ibiblio.org/wm/paint/auth/rubens

نوانما (آهنگ‌های ايرانی با فلاش)
www.zendehrood.com/Default.asp?Body=cliplist&step=1

ليست کليپ آهنگهای ايرانی
www.iranclip.com/yourclips.html

تاريخچه و عکسهای سکه‌‌های قديمی ايران
www.art-arena.com/

نشريه فرهنگ و هنر
www.farhanghonar.com

ساعت و زمان شهرهای دنيا
www.payamrayan.com/worldtime/default.asp


$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$



ادامه مطلب در دفتر روابط عمومی حضرت آيت الله العظمی استمنا ......

Saturday, August 28, 2004

حجاب واجب!

بر سردر کاروانسرايی
تصوير زنی به گچ کشيدند

ارباب عمايم اين خبر را
از مخبر صادقی شنيدند

گفتند که واشريعتاء خلق
روی زن بی‌حجاب ديدند

آسيمه سر از درون مسجد
تا سر در آن سرا دويدند

ايمان و امان به سرعت برق
می‌رفت که مؤمنين رسيدند

آن آب آورد و اين يکی خاک
يک پيچه ز گِل بر او بريدند

ناموس به باد رفته‌ای را
با يک دوسه مشت گِل خريدند

چون شرع نبی ازين خطر جست
رفتند و به خانه آرميدند

غفلت شده بود، خلق وحشی
چون شير درنده می‌جهيدند

بی‌ پيچه زن گشاده‌رو را
مانند نبات می‌مکيدند

بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می‌تپيدند

درهای بهشت بسته می‌شد
مردم همه می‌جهنميدند

طير از وکرات و وحش از حجر
انجم ز سپهر می‌رميدند

اينست که پيش خالق و خلق
طلاب علوم روسفيدند

با اين علما هنوز مردم
از رونق مُلک نا اميدند

ايرج ميرزا

========================================




بازگشت اشباح

شاهين فاطمی - کيهان لندن

شبح بازگشت معماران و عاملان اصلی سيه‌روزی ملت ايران به صحنه انتخابات رياست جمهوری نمايانگر ورشکستگی سياسی رژيم است؛ علی اکبر رفسنجانی و ميرحسين موسوی، دو مهره سوخته و سرشناس فساد مالی و سوءمديريت، از پيشتازان نامزدی دور آينده «انتخابات» رياست جمهوری نظام هستند؛ نظامی که امروز کمترين ميزان مشروعيت را داراست و اکثريت مطلق ملت ايران بارها نشان داده که آرزومند سرنگونی آن است.

اکثر کشورهای آمريکای لاتين در اين ايام از نوعی دمکراسی پارلمانی و نظامهای جمهوری انتخابی برخوردارند؛ حال آنکه تا يکی دو نسل پيش اوضاع سياسی اين کشورها چندان آبرومند نبود و از اين رو با تمسخر به جمهوريهای صوری اين کشورها لقب Banana Republics داده بودند.
سنت جاری اين بود که چند نفر قلچماق بزن بهادر با ساخت و پاخت ميان خودشان يک هونتا (Junta) تشکيل می‌دادند و به صورت کاريکاتوری از سيستمهای اليگارشی دوران باستان، کشور را به صورت گروهی اداره می‌کردند و متناوباً مقامات عمده مملکتی از قبيل رياست جمهوری، نخست وزيری و يا فرماندهی کل قوا ميان اين جمع دست به دست می‌گشت.
هر چندگاهی نوبت به يکی می‌رسيد که نقش «پرزدينته» را بازی کند؛ اگر هم گهگاهی، يکی پيدا می‌شد که کاملاً به ساز بقيه نمی‌رقصيد بر سر وی همان می‌آوردند که بر آيت‌الله منتظری گذشت! آنچنان از گردونه خارج می‌شد که ديگر اسم او را هم به فراموشی می‌سپردند.

معمولاً اين نوع مافيای قدرت پس از يک کودتای نظامی يا مرگ يک ديکتاتور ــ رهبر کاريزماتيک ايجاد می‌شد و دوام می‌يافت تا زمانی که مانند سيستم مافيائی، يکی از پدرخوانده‌ها سر بقيه را زير آب کند و خود بشود رئيس و زعيم و رهبر و همه کاره!

هونتای آخوندی ايران زمانی شروع شد که آيت‌الله خمينی روزهای واپسين زندگيش را سپری می‌کرد و نخستين دسيسه «هونتای اسلامی» ايران خلع منتظری بود که با کمک احمدآقا پسر خمينی عملی شد؛ اندکی بعد، احمدآقا هم به موقع فوت کرد و يا حذف شد و مهره‌های اصلی هونتا کرسی‌ها و مقامات کليدی را ميان خود تقسيم کردند.

پاره‌ای از چهره‌های اصلی هونتا شناخته شده‌اند در حالی که تعداد ديگری هنوز هم ناشناخته باقی مانده‌اند و از پشت پرده سر نخها را می‌کشند.
خامنه‌ای، رفسنجانی، جنتی،‌ ناطق نوری، آيت‌الله يزدی، کروبی، مصباح يزدی، واعظ طبسی و شاهرودی از جمله چهره‌های علنی و شناخته شده اين جمعند؛ محمد خاتمی هنوز به عضويت در اين کلوب پذيرفته نشده است و با همه تمهيدات و خوش خدمتی‌های انجام شده همچنان در پشت در قرار دارد؛ با وجود آنکه اکثريت قريب به اتفاق اين جمع مرموز را آخوندهای عمامه‌بسر تشکيل می‌دهند، چندين آخوند بی عمامه هم از نوع دکتر ولايتی، مهندس ميرحسين موسوی، حبيب‌الله عسگراولادی و غلامعلی حداد عادل نيز در اين ميان برخورده‌اند.
شباهتهای اين هونتای مافيائی حاکم در ايران با هونتاهای مرحوم در کشورهای آمريکای لاتين بسيار زياد است؛ از همه مهمتر اينکه اين نوع ساختارهای سياسی تا آنجا که زورشان برسد اجازه نخواهند داد هرگز قدرت واقعی از کنترل آنها خارج شود.

بنابراين نبايد طرح مجدد اين اسامی شناخته شده برای احراز مقامات کشوری، حتی اگر به نبش قبر سياسی هم شبيه باشد، موجب تعجب شود؛ آنها ممکن است با هم خرده حسابهای شخصی داشته باشند اما درکليات امر و تبهکاريهای بزرگ آنقدر فصول مشترک وجود دارد که به قول خودشان کماکان «بيضه اسلام» را محفوظ نگاه خواهند داشت.

به ميان کشيدن نام ميرحسين موسوی بدان معنی نيست که خواهند گذاشت بهمين سادگيها رئيس جمهور شود زيرا هفت سال پيش، در انتخابات رياست جمهوری سال ۷۶ شورای نگهبان از وی رد صلاحيت کرد و از سوی ديگر روابط شخصی ميان رهبر و جناب مهندس از دوران قديم شکرآبست.
اين نوع رقابتها در همه هونتاها و گروههای مافيائی وجود دارد ولی سرانجام رسوم جاری باعث خواهد شد که حتی برای مبارزات صوری و ظاهرسازی در بازيهای سياسی هم «غيرخوديها» را اجازه دخول ندهند؛ مسلماً از ماجرای کانديدا شدن خاتمی و انتخابات سال ۷۶ عبرت گرفته‌اند و اگر بتوانند از تکرار آن به هر وسيله‌ای پيشگيری خواهند کرد.

مفسران سياسی درونمرزی مطالب خود را طبعاً نمی‌توانند به صراحت ابراز دارند؛ با وجود اين از سعی در اين زمينه خودداری نمی‌کنند؛ يکی از اين مفسران معتقد است که طرح نام ميرحسين موسوی موازنه سياسی در راس هرم حاکميت جمهوری اسلامی (بخوانيد هونتای اسلامی) را بهم زده است؛ به عقيده اين مفسر گروهی از طرفداران مطرح کردن نام ميرحسين موسوی از آن جهت خواهان ورود او به صحنه‌اند که شايد موفق شوند توسط او «جلوی رهبر اسلامی برای سلطنت مطلقه را بگيرند.» در اين زمينه اين مفسر يادآور می‌شود که خامنه‌ای از نفوذ ميرحسين موسوی در ميان اقشاری از بدنه و فرماندهان سپاه بيمناک است.
با يادآوری انتخابات رياست جمهوری سال ۷۶ و زمانی که خامنه‌ای برای بسيج حوزه علميه عليه ميرحسين موسوی، عسگراولادی و آيت‌الله يزدی را به قم فرستاد اين مفسر سابقه تاريخی اختلافات شخصی خامنه‌ای و ميرحسين موسوی را مورد تأکيد قرار می‌دهد.

در مورد ميرحسين موسوی نبايد فراموش کنيم که وی يک حزب اللهی تمام عيار‌ است؛ وی برخلاف پاره‌ای از رهبران نظام از لزوم اجرای حکم و فتوای قتل سلمان رشدی دفاع کرده و گفته است که دولت او از سوی امام مامور اجرای حکم بوده است و از بابت اين «مأموريت ناممکن» برای قتل يک نويسنده خويشتن را مفتخر می‌داند.

بزرگترين ضربات جبران ناپذير عليه اقتصاد کشور در دوران نخست‌وزيری وی وارد آمد؛ او با اعمال سياستهای اقتصاد کوپنی و چپ‌رويهای ايدئولوژيک خود، به سياست مصادره اموال مردم، بسته شدن کارخانه‌ها و مراکز توليدی، ايجاد تورم و اشاعه بيکاری کمک کرد و شخصاً مسئول ضايعات بزرگ اقتصادی ناشی از سوءمديريت محسوب می‌شود؛ وی به گفته يک مفسر ديگر «نماد خشن‌ترين دوره جمهوری اسلامی و ثابت‌قدم ترين بازمانده از جناح چپ وفادار به آيت‌الله خمينی است».

پرونده فساد و تبهکاريهای آن ديگر کانديدای مقام رياست جمهوری و رئيس شورای تشخيص مصلحت همچنان باز است و برخلاف سوابق ميرحسين موسوی نيازمند کندوکاو و تحقيق و تفحص نيست.
نويسنده و تحليلگر شجاع، اکبر گنجی شاهد زنده و زندانی جاودانی افشاگريهای تاريخی درباره هاشمی رفسنجانی است؛ پاره‌ای از مفسران معتقدند کانديدا شدن ميرحسين موسوی تنها بخاطر ايز گم کردن است؛ او را کانديدا خواهند کرد تا مدتی موجب سرگرمی بيگانگان شود چون ايرانيها ديگر از اين بازيهای سياسی خسته شده‌اند و اعتنائی به آن ندارند؛ پس از اندک زمانی شورای نگهبان صلاحيت ميرحسين موسوی را رد خواهد کرد و آنگاه سر و کله آقای هاشمی رفسنجانی پيدا می‌شود.

اين بازيها از هم اکنون شروع شده است؛ خانه کارگر و حزب‌ اسلامی کار از کانديدا شدن هاشمی رفسنجانی استقبال کرده‌اند و تشکيلات و احزاب ساختگی از نوع «حزب رفاه» و کارگزاران سازندگی و دهها حزب و سازمان خلق‌الساعه ديگر يکايک به صحنه خواهند آمد و از آقای رفسنجانی خواهش خواهند کرد قدم رنجه فرموده يکبار ديگر با بذل فداکاری اين مسئوليت خطير و حمل اين بار گران را بپذيرد و کانديدا بودن خود را اعلام کند. اما شخصی به نام «ناصر قوامی» که تا ديروز از سردمداران به اصطلاح گروه اصلاح طلب بود و در مجلس ششم رياست کميسيون قضائی را يدک می‌کشيد از قول رفسنجانی می‌گويد «ايشان زمانی در انتخابات رياست جمهوری حضور می‌يابند که همه اصلاح‌طلبان روی نامزدی و حمايت ايشان به وفاق برسند!»

اين است شرايط سياسی نظام فرسوده و وامانده جمهوری اسلامی؛ در شرايطی که بيش از هميشه منافع و آينده ميهن ما نيازمند سياستمدارانی آگاه، دلسوز و شايسته است، دقيقاً همان کسانی که عاملان سيه‌روزی ملت بوده‌اند می‌خواهند يکبار ديگر با ادامه تحميل نظام قلدری و ديکتاتوری امکان انجام يک انتخابات آزاد را از مردم بگيرند و بار ديگر با سرنوشت و سرمايه ملت بازی کنند؛ در شرايط حساس بين‌المللی و منطقه‌ای، دنيا در انتظار يک جهش سياسی بسوی آزادی و دمکراسی در ايران است.

آيا اين بار هم يک فرصت تاريخی ديگر به هدر خواهد رفت و تبهکاران فاسد خواهند توانست در نشينمگاه قدرت باقی بمانند و يا خيمه شب ‌بازی انتخابات رياست جمهوری آينده آخرين صحنه اين تراژدی غم‌انگيز خواهد بود؟


********************************************************




من و قوی ترين مرد جهان



پريشب تصادفن تلويزيون تماشا کردم! (از وقتی تلويزيون‌های ايرانی درخارج از کشورراه افتاده، من اصلن از روشن کردن تلويزيون استعفا داده‌ام.)
گفتند بيا ببين حسين رضازاده، قوی ترين مرد دنيا از ايران آمده.
قبلن شنيده بودم رهبر دستور داده وقتی ميخواهد وزنه را ببرد بالا، بگويد «جانم فدای رهبر!»
اين را که نگفت. من گفتم پس وزنه را هم نميتواند ببرد بالا!

وقتی وزنه را بالا ميبرد يک چيزی گفت. شنيده نميشد. گفتند ميگويد يا ابلفضل.
ديدم روی پيراهنش هم نوشته شده « يا اباالفضل»!
چه راحت هم بلند کرد هالتر را. تمرين داشت! چه شيرين و بامزه هم بود.
چه هيکلی، چه زوری. من محال است بتوانم يک چنان هالتری را سردست بلند کنم. آنهم با اين کمر درد!
پودر نزده که اصلن. نميدانم چه خاصيتی است در آن پودر سفيد که اينطور هالتر را مثل پنبه ميکند.

من يا ابلفضل هم بگويم فايده ندارد، چونکه من و حضرت ابولفضل بهم اعتقاد نداريم. بعد هم معتقدم ائمه در المپيک دخالت نکنند.
اين جوان رضازاده هم با آن زور و آن هيکل، بيخود ابوالفضل صدا ميکند. فردا ديدی متوليان ابلفضل گفتند پهلوان يکی از طلاها را نياز حضرت کن. او هم شريک بوده!

تازه، حضرت ابولفضل ممکن است بتواند، به من، کمک کند، ولی اين رضازاده ای که من می‌بينم، نيازی به حضرت ندارد. برعکس است. يعنی به نظر من حضرت ابلفضل اگر خواست چيزی بلند کند؛ بايد او صدا کند: « يا رضازاده، بيا سرشو بگير!»

وبلاگ هادی خرسندی

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~




Friday, August 27, 2004

المپياد در سرزمين المپ

بيست و هشتمين المپياد جهانى، در آتن، سرزمين المپ خدايان
و زادگاه المپياد، با شكوهى در خورد، آغاز شد
و المپياد، به خانه خود بازگشت
يونان و ايران، هماوردان گذشته اى دير و دور بوده اند
خشايارشاه در جنگ ترموپيل بر يونان پيروز شد
و شهر سارديس و ارگ آن شهر را به آتش كشيد
اسكندر مقدونى بر ايران پيروز شد
و تخت جمشيد را به آتش كشيد...
تاريخ را به تاريخ واگذاريم
و روزگار امروز اين هماوردان كهن را بنگريم؛
يونان، در سايه المپ خدايان
مى تواند با نمايشى اين چنين عظيم و بسيار عظيم
از نظم و ترتيب و زيبائى و ابتكار
جهانى را به تحسين وادارد
و ايران، در سايه «آيات الهى»! كه تعدادشان را خداوند هم نمى داند،
طى بيست و پنج سال، ازاين سرزمين ويرانه اى ساخته اند
كه اگر زنده ياد امير مهدى بديع در كتاب هاى با ارزش خود،
«يونانيان و بربرها»، ثابت كرد كه ايرانى ها «بربر» نيستند،
ملايان حاكم بر ايران، خلاف آن را به جهان نشان داده اند و مى دهند!
***
در بيست و هشتمين المپياد جهانى، از كشورهاى مسلمان؛
اردن، الجزيره، بحرين، مصر، مراكش، عراق، تاجيكستان، تونس، تركيه،
ورزشكاران پسر و دختر، دست در دست هم خندان و شادان رژه مى رفتند...
و در ميان ورزشكاران جمهورى اسلامى آقايان،
به حكم ياساى روضه خوانان حاكم
كه داروغه هاى قداره بند اسلام ناب! محمدى هستند،
دخترى تنها در ميان صف جوانان ايرانى
كه به دسته عزاداران ميمانستند، راه مى پيمود!
دختران ديگر ايران كجا شدند؟! ...
آنها كه قبل از انقلاب اسلامى آقايان!
در همه رشته هاى ورزشى سرآمد بودند
و مبشران جوانى و نشاطِ زندگانى
و جلوه جمال وجلال ايران؟! ...
و اسلام آن مسلمانان،
با اسلام آخوندهاى جمهورى اسلامى چه تفاوتى دارد؟! ...
كه بهره دختران ما حرمان و هجران و سنگسار است
و بهره دختران آنان شادى و شادمانى و افتخار...
***
در برنامه پر شور گشايش المپياد
و در فروغ زراندود شعله هاى المپ
آتشى در جانم نشست كه به پادافره كدامين گناه،
ايزدان نور و روشنائى، از ما روى برگردانيده اند
و تيرگى جهل را بر ما چيره ساخته اند
و شادى زيستن را از ما گرفته اند؟ ...
***
سروشى از درون جانِ آتش گرفته ام برآمد كه:
المپياد، جشن بهاران زندگى است
و اين بهار، رها از وسوسه اهريمنان خواهد رسيد
و ايران ما، نابسامانى ها را هموار خواهد كرد
و دوزخ ها كه در درون و بيرون ايران
افروخته اند، گلستان خواهد شد
و سعدى را به گوش جان شنيدم كه:
هنوز با همه دردم اميد درمان است
كه آخرى بود آخر، شبان يلدا را

***************

«آرش» همنام آن «كمانگير» معروف ايرانى، برنا كشيده تيرى از چلّه كمان، كمان و كماندارى را رها ساخت و در رنگين كمان روياهاى شيرين و جوان سال هايش، خوابى تلخ و كابوس نشان را پذيرا شد.
در آستانه پيروزى محتمل كه پندارش را از دير باز جلا مى داد، شكستى مغموم و شكننده را به جان خريد كه «بربرهاى حاكم بر ايران» در آستان المپ خدايان، بر قامت او دوختند.
و آن كه «گفتگوى تمدن ها» را آيتى از آيتى از آيات فريب و نيرنگ خود ساخت، اين «توحش» مطلق را، به ستايش برخاست كه ستايش تيرگى جهل و تعصب، ياساى روان فرساى او و حكومتى است كه بر آن نشسته است و سرزمينى را به نكبت و تباهى و سياهى نشانيده است.
دو جوان ورزشكار، يكى ايرانى و يكى اسرائيلى كه شايد هيچ كدامشان، با غوغاى آتش و خون برخاسته از تعصبات قرون، ميانه اى نداشته اند، مى بايست به هماوردى صلح آميز و دوستى جوانان تن ندهند و ابزار مقاصد شوم و پليد فقيهان دين فروش و دروغزن و شياد شوند.
اين است پيام ملايان حاكم بر ايران به المپياد صلح و دوستى، آئين بهاران بشرى! ...
***
هرودوت، استرابون، تاريخ نگاران يونانى و افلاطون، داناى دانايان، يونان. گفته اند و نوشته اند كه: «ايرانيان در پنج سالگى به تحصيل و تربيت جسم و روح مى پرداختند.»
و در اوستا آمده است كه: «سحرگاهان، خروس بانگ برداشته گويد، اى مردم برخيزيد و راستى و درستى را بستائيد- ديو كاهلى را از خود دور سازيد- آن ديوى كه مى خواهد شما را به خواب بَرَد.»
شستن و پاك كردن روان از گناه و ارزش دادن به روان، بسته به نيرومندى تن است، زيرا به واسطه تن است كه گناه روان زدوده مى شود و جمله «عقل سالم در بدن سالم» است از مثل هاى معروف زرتشتيان است.
***
يونانيان در دوران باستان، رقيب نيرومند خود را با همه دشمنى ها و روياروئى ها، چنين مى شناختند و اينك نواده ها و نبيره هاى آنان، زادگان صاحبان آن اعتقادات را مى بينند كه در اسارت گروهى پليد اعتقادان پاكيزه پوش قرار دارند.
***
بيست و هشتمين المپياد، پايانى پر شكوه، همانند آغازش داشت و جهانيان ديده اند كه يونان بر گهواره تمدن باستان خود چه ساخته است و ايرانيان به چه روز و روزگارى گرفتار آمده اند و چشم به ايرانيان دارند كه برخيزند و خود را از چنبر تودرتويِ هشتاد لاى اين شيادان برهانند.

شرنگ - روزنامه نيمروز

=====================================

شگفتى!



تعجب از مشاهده زيبائى در نگاه خواهران زينب

Tuesday, August 24, 2004

اعتراض سازمان عفو بين الملل به اعدام دختر ۱۶ ساله در نکا

روز گذشته سازمان عفو بين الملل با استناد به خبر پيک ايران با صدور بيانيه ای نهايت تاسف و خشم خود را از اعدام عاطفه رجبی ، دختری که ۱۶ سال داشت اعلام نمود.

سازمان عفو بين الملل هشدار داده است که اعدام عاطفه رجبی در حالی انجام گرفت که بر اساس گزارشها او از سلامت کامل روانی برخوردار نبوده و در هيچ مرحله ای به وکيل دسترسی نداشته است. به نوشته سازمان عفو بين الملل اعدام عاطفه رجبی نوجوان ۱۶ ساله در نکا دهمين اعدام جوانان متخلف در ايران از سال ۱۹۹۰ ميلادی تا کنون است.

عفو بين الملل معتقد است که اعدام عاطفه رجبی بار ديگر بر ضرورت فوری تغيير در قوانين مربوط به اعدام کودکان مجرم تاکيد می کند تا بدين وسيله از اين گونه اعدامها پيشگيری شود و ايران به اجرای قوانين بين المللی متعهد شود. عاطفه رجبی ۱۶ سال که در ۲۵ مردادماه در شهرستان نکا در استان مازندران، او را به جرم آنچه اعمال منافی عفت خوانده شده، به دار آويخته اند، به گفته اهالی اين شهرستان از سلامت کامل روانی برخوردار نبوده است.

متن کامل انگليسی اين بيانيه بدين شرح است :


AMNESTY INTERNATIONAL

Public Statement

AI Index: MDE 13/036/2004 (Public)
News Service No: 210
23 August 2004


IRAN: Amnesty International outraged at reported execution of a 16 year old girl
Amnesty International today expressed its outrage at the reported execution of a girl who is believed to be 16 years old, Ateqeh Rajabi, in Neka in the northern Iranian province of Mazandaran, on 15 August, for "acts incompatible with chastity" (amal-e manafe-ye 'ofat). Ateqeh Rajabi was reportedly publicly hanged on a street in the city centre of Neka.

Amnesty International is alarmed that this execution was carried out despite reports that Ateqeh Rajabi was not believed to be mentally competent, and that she reportedly did not have access to a lawyer at any stage.

The execution of Ateqeh Rajabi is the tenth execution of a child offender in Iran recorded by Amnesty International since 1990. Amnesty International has urged Iran's judicial authorities to halt further executions of child offenders - people who were under 18 years old at the time of the offence. This is to bring Iran's law and practice in line with requirements of international human rights law.

A bill to raise the minimum age for execution to 18 was reportedly under consideration by parliament in December 2003. However, the bill is not believed to have been ratified by the Guardian Council, Iran's highest legislative body.

Amnesty International believes that the execution of Ateqeh Rajabi underlines the urgent necessity that Iran pass legislation removing provision for the execution of child offenders, thereby preventing further execution of child offenders, and bringing Iran into line with its obligations under international law.

Further, the organization is urging the authorities to clarify whether Ateqel Rajabi had legal representation and whether a legally approved doctor deemed her psychologically fit to stand trial.

Background
According to report on Peyk-e Iran, Ateqeh Rajabi was sentenced to death approximately three months ago, by a lower court in Neka in the northern Iranian province of Mazandaran, for "acts inco! mpatible with chastity".

During her trial, at which she was reportedly not represented by a lawyer, the judge allegedly severely criticised her dress, harshly reprimanding her. It is alleged that Ateqeh Rajabi was mentally ill both at the time of her crime and during her trial proceedings.

It is reported that although Ateqeh Rajabi's national ID card stated that she was 16 years old, the Mazandaran Judiciary announced at her execution that her age was 22.

The case reportedly attracted the attention of the Head of the Judiciary for the Mazandaran province, who ensured that the case be heard promptly by the Supreme Court. In Iran, all death sentences have to be upheld by the Supreme Court before they can be implemented.

The death sentence was upheld by the Supreme Court, and Ateqeh Rajabi was publicly hanged in the city centre of Neka on 15 August. According to Peyk-e Iran, the lower court judge that issued the original sentence was the person that put the ! noose around her head as she went to the gallows.

On the same night that she was buried, Ateqeh Rajabi's corpse was reportedly removed from the grave by unknown individuals. The Rajabi family have lodged a complaint and have called for an investigation.

The co-defendant of Ateqeh Rajabi, an unnamed man, was reportedly sentenced to 100 lashes. He was released after this sentence was carried out.

As a party to the International Covenant on Civil and Political Rights and the UN Convention on the Rights of the Child, Iran is bound not to execute child offenders. Both treaties provide that capital punishment shall not be imposed for offences committed by persons under 18 year of age at the time of committing the offence.

======================================================