: : : : علمى : : : :

Sunday, July 11, 2004

تجاوز در نهارخوری

( برگرفته از وبلاگ عبدالقادر بلوچ)

نمایندگان مجلس هفتم سالن نهارخوری مجلس را دیوارکشی کرده و آنرا زنانه مردانه کردند؛ گرچه حتا درهیچ یک از کشورهای غیر اسلامی تجاوزی در نهارخوری صورت نگرفته اما کار از محکم کاری عیب نمی‌کند.

فکرش را بکنید؛ موقع نهار چشم حاجیه خانم که لنگ مرغ را می‌برد به دهانش گره بخورد به چشم حاج آقا که حمله کرده به سینه‌ی مرغ!
شیطان الرجیم که بی‌کار نمی‌نشیند، مرغ خیال حاج آقا و حاج خانم را از ران و سینه‌ی مرغ بریان می‌برد به ران و سینه‌ای که ارکان نظام را می‌لرزاند.
از چنان مکافاتی همان بهتر که این دو نهارشان را پشت دیوار بخورند؛ که شاعر فرموده:

سوارشان می‌کند برهم در دمی شیطان
گر نباشد دیواری بین عبدالله و سکینه

¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬




Saturday, July 10, 2004

اتم: سلاحی برای حفظ نظام


شاهين فاطمی - کيهان لندن

کوشش جمهوری اسلامی برای دستيابی به سلاح هسته‌ای به خاطر تضمين قدرت حاکم و تداوم اسارت ملت ايران است نه برای مقابله با دشمن بيگانه؛ اگر روزی و روزگاری پاره‌ای از دست‌اندر کاران نظام تصورات ديگری داشتند و سودای صدور انقلاب و يا رهبری جهان اسلام را در سر می‌پروراندند، ديرگاهی است که واقعيات دنيای امروز چنين خواب و خيالهای آشفته‌ای را از سر آنها پرانده است؛ امروز آنان چنان از خوان بی‌دريغ و بی‌حساب نعمت برخوردارند که جز تداوم حکومت و حفظ قدرت به خاطر چپاول هرچه بيشتر ثروت ملت ايران انديشه و انگيزه ديگری ندارند.

اضمحلال نظام پوشالی طالبان در افغانستان، سرنگونی فضاحتبار صدام در عراق و سروسامان گرفتن تدريجی اوضاع آن کشور، تسليم بلاقيد و شرط معمر قذافی چموش و شکستهای پياپی درونمرزی، نظام را بيش از هميشه نگران آينده گزيرناپذير خود کرده است؛ توسل به دستيابی به سلاحهای کشتار جمعی نشانه ترس و ضعف نظام در حال زوالست.

آنها تصور می‌کنند که با تشبث به قوای سرکوبگر و به کار بستن روشهای فاشيستی استفاده نامشروع از دستگاه قضائی کشور به عنوان گشتاپوی نظام و سپردن تيغ در دست مستان وزارت اطلاعات بر اوضاع مسلط خواهند ماند؛ همان تصور باطلی که صدام حسين و ديگر ديکتاتورهای ضدمردمی را به گورستان بدنامی ابدی روانه کرد. با آنکه هر چند گاه تاريخ تکرار می‌شود و همانگونه که «رايش هزارساله» هيتلر بيش از يک دهه دوام نياورد و بهشت ابدی کمونيسم با چنان فضاحتی فروپاشيد و ديگر ديکتاتوريهای چپ و راست يکی پس از ديگری راهی سرای عدم شدند، هنوز هستند ديکتاتورهای کند ذهنی که از سرنوشت همپالکيهای خود درس عبرتی نياموخته‌اند.

نظام جمهوری اسلامی پس از بيست و پنج سال قتل، جنايت، شکنجه و ظلم بی‌سابقه ظاهراً خود را در درونمرز مسلط بر اوضاع احساس می‌کند؛ ولی نيک می‌داند که دنيای امروز دنيائی‌ است مرتبط؛ آنچه بيش از همه چيز نظام را به وحشت انداخته است موج فزاينده آگاهی مردم‌ است.
امروز ديگر دنيای انور خوجه ديکتاتور آلبانی استالينيستی که کشوری را در انزوای کامل نگه می‌داشت، مرده است و جای خود را به جهانی باز، مرتبط و ليبرال سپرده است؛ هر رويدادی در هر نقطه از جهان طی چند ثانيه در سراسر دنيا منعکس می‌شود.
امروز ديگر نمی‌شود با خريدن خبرنگاران خارجی و يا تهديد آنها به اخراج از کشور از انتشار و اشاعه اخبار پيشگيری کرد؛ طبق آخرين آمار موثق بيش از ۷ ميليون، يعنی بيش از ده درصد مردم ايران، به شبکه جهانی اينترنت دسترسی دارند؛ تلاشهای مذبوحانه نظام آخوندی برای «فيلتر» کردن سايتها و يا بستن دکه‌های اينترنتی همانقدر احمقانه و بی حاصل خواهد بود که مبارزه آنها با آنتنهای ماهواره‌ای.
نظام نيک می‌داند که خورشيد را نمی‌توان با اندکی گل پوشاند؛ جوانان ايرانی درونمرز با دوستان ايرانی و خارجی خود در سراسر جهان در ارتباط دائم و گسترده هستند؛ از اين روست که امروز ترس نظام بيشتر از هميشه از حوادث خارج از کشور است.
آنها فهميده‌اند که مبارزات گسترده ايرانيان برونمرزی اندک اندک به ثمر می‌رسد و ميليونها اروپائی و آمريکائی با دقت پرونده حقوق بشر و ساير مظالم و مفاسد نظام آخوندی را دنبال می‌کنند؛ از آنجا که دولتمردان اروپائی به عنوان زمامداران کشورهای دمکراتيک نمی‌توانند به آراء و عقايد هموطنان خود بی‌اعتنا باشند، ناگزير سياستگذاران اروپا هم همانند سياستمداران آمريکائی بيش از پيش بر فشار خود بر جمهوری اسلامی برای استقرار دمکراسی و رعايت حقوق بشر خواهند افزود.

سردمداران نظام به آخر خط انديشيده‌اند و با آگاهی از سرنوشت محتوم خود به خوبی دريافته‌اند که امروز خطر بزرگتر از انفجار داخلی که به گمان خودشان آن را موقتاً مهار کرده‌اند، فشار روزافزون از خارج است.

توسل به سلاح هسته‌ای و ساير سلاحهای کشتار دسته جمعی در ارتباط با شبکه وسيع تروريستهای بين‌المللی حربه دفاعی جمهوری اسلامی در برابر اين خطر است.

آنها بر اين گمانند که بتوانند همانند کره شمالی، جهانيان را غافلگير کنند و با اعلام دست يافتن به سلاح اتمی خواستار عضويت در «کلوب کشورهای هسته‌ای» شوند.

چند هفته پيش آقای خرازی وزير خارجه نظام به صورت بسيار زودرسی چنين مطلبی را بر زبان آورد؛ معمولاً بعد از آن که کشوری از مرحله اعلام پيروزی در آزمايش سلاح هسته‌ای گذشت، چنين درخواستی را مطرح می‌سازد؛ شايد ايشان آماده زمينه‌سازی شده است.

امروز کسی به درستی نمی‌داند که چه زمانی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست می‌يابد؛ آنچه مسلم است اين سلاح برای دشمن بيگانه آماده نمی‌شود؛ نیّت نظام از اين بازی بسيار خطرناک، يافتن تضمين کافی برای پيشگيری از فشار خارجی برای بهبود رعايت حقوق بشر و انجام تعهدات بين‌المللی حکومت در مورد احترام به حقوق اساسی شهروندان ايرانی‌ است.

ادعای فريبکارانه نظام راجع به استفاده صلحجويانه از انرژی هسته‌ای برای ملت ايران و جهانيان قابل پذيرش نيست؛ اگر نیّت نظام اسلامی استفاده صلحجويانه از انرژی هسته‌ای بود چرا اين همه پنهانکاری؟ چرا ترس از بازديدهای بين‌المللی بر طبق موازين و تعهدات؟

در کشوری که دومين ذخيره گاز طبيعی جهان را در اختيار دارد، چه ضرورتی ايجاب کرده است که به سراغ توليد برق از طريق نيروگاه اتمی برود؟ توليد هر کيلووات برق با استفاده از گاز طبيعی براساس محاسبات کارشناسان مورد اعتماد، برای براه انداختن توربينها و توليد برق، چهار تا هفت برابر ارزانتر تمام می‌شود؛ در ايالات متحده آمريکا طی ۲۵ سال گذشته حتی يک نيروگاه جديد هسته‌ای احداث نشده است؛ دو سال پيش دولت و پارلمان آلمان رسماً اعلام کردند که نيروگاههای هسته‌ای خود را به تدريج تعطيل خواهند کرد و در آينده نيروگاههای هسته‌ای نخواهند ساخت؛ چرا هرگز نظام جمهوری اسلامی اتخاذ چنين تصميم مهمی را به قضاوت افکار عمومی و آرای ملت ايران واگذار نکرده است؟ از چه چيز بيمناکند جز رسوائی، جز افشاء شدن؟

اگر نیّت آنها توليد انرژی بود آيا در عوض اتلاف دهها و شايد صدها ميليارد دلار بنام ايجاد نيروگاه هسته‌ای نمی‌توانستند مبلغ ناچيزی صرف تحقيق در روشهای ديگر توليد انرژی کنند؟ در کشوری که در اکثر نقاط آن بيش از سيصد روز در سال آفتاب می‌تابد، آيا نظام در مورد انرژی «سولار» (خورشيدی) تحقيقی کرده است؟ در حالی که در سراسر ساحل شرقی آمريکا با برقراری هزاران بادبان توانسته‌اند انرژی باد را به برق تبديل کنند، آيا نظام جمهوری اسلامی اصولاً در راستای توليد انرژی از منابع غيرمتداول کوچکترين قدمی برداشته است؟ از همه واضحتر، به صنعت نفت اين قديمی‌ترين منبع درآمد ملی ايران نظری بيفکنيم؛ سالهاست مقامات جمهوری اسلامی در انتظار يکصد ميليارد دلار سرمايه‌گذاری خارجی برای توسعه و نوسازی صنعت نفت ايران خميازه می‌کشند؛ به علت عدم سرمايه‌گذاری‌های لازم، توليد نفت ايران که زمانی به بيش از شش ميليون بشکه در روز رسيده بود، امروز به سختی به مرز نيمی از آن می‌رسد.

بايد از زمامداران جمهوری اسلامی پرسيد آيا عاقلانه‌تر نمی‌بود اگر بجای به هدر دادن صدها ميليارد دلار در پی خيال خام مسلح شدن به سلاحهای هسته‌ای، لااقل بخشی از درآمد سرشار اين سالها را صرف ترميم و توسعه چاهها و صنايع نفت کشور می‌کردند؟

اين ارقام نجومی نما افسانه نيست؛ با يک حساب بسيار ساده می‌توان نشان داد که جمهوری اسلامی طی ۲۵ سال گذشته درآمدی بيش از پانصد ميليارد دلار (پانصد هزار ميليون دلار) در اختيار داشته است؛ اين مبلغ به درستی بيش از سه برابر تمام درآمد حکومتهای پيشين ايرانست (از زمان عقد قرارداد دارسی در سال ۱۹۰۰ تا ۷۹ سال بعد يعنی سال ۱۹۷۹).
خود مقايسه کنيد که با يک سوم اين مبلغ در دوران رضاشاه و محمدرضا شاه چه کردند و چه ساختند و چه سطح زندگی و رفاه برای ملت فراهم آوردند و ثمره حکومت حضرات چه بوده است.

بنابراين دلائل و شواهد، نگرانی درباره آينده ايران و يا برنامه‌ريزی برای تأمين انرژی برای نسلهای آتی کشور به سختی می‌تواند آخرين دغدغه خاطر سردمداران نظام جمهوری اسلامی باشد.

من به تکرار شواهد و دلائل علمی ارائه شده برای رد ادعای صلحجويانه بودن هدف برنامه‌های اتمی جمهوری اسلامی نمی‌پردازم و تنها به يک مورد بسنده می‌کنم.
ساختن رآکتور ۴۰ مگاواتی اراک برای توليد پلوتونيم به هيچ نحوی قابل توجيه نيست؛ زيرا رآکتوری با اين ظرفيت برای ايجاد نيرو، بسيار کوچکست و برای تحقيقات علمی بسيار بزرگ؛ در حالی که چنين رآکتوری در هندوستان، اسرائيل و پاکستان دقيقاً برای توليد سلاحهای هسته‌‌ای به کار می‌رود.
اگر توسعه موشکهای دوربرد نظام را هم به اين معادله بيفزائيم، آن وقت بسی مشکلتر خواهد بود که بتوان کسی را نسبت به حسن نيت نظام تهران متقاعد کرد.

از سوئی ديگر بايد بخاطر سپرد که نظام اسلامی پس از شکست نقشه‌هايش در جنگ با عراق و عدم موفقيت به دستيابی به اورشليم از طريق کربلا! ديگر به سختی می‌تواند تصورات جهانگشائی در سر بپروراند.

امروز ديگر نظام حاکم نه از مشروعيت سياسی برخوردار است و نه آن توان اقتصادی را که در سال ۱۹۸۰ از رژيم پيشين به ارث برده بود، در اختيار دارد؛ هرگونه ماجراجوئی نظامی در خارج از مرزهای کشور سرنگونی رژيم را تسريع خواهد کرد.

از سوی ديگر کاملاً واضح است که پس از سقوط صدام شکل گرفتن تدريجی يک نظام دمکراتيک در عراق، آن کشور ديگر تهديدی عليه تماميت ارضی کشور ما محسوب نمی‌شود؛ ساير کشورهای همسايه ايران و يا کشورهای منطقه نيز دليلی برای تجاوز به ايران ندارند؛ خرس شمالی هم که ديگر نه تنها همسايه ما نيست بلکه خود آنقدر گرفتاری دارد که فکر تجاوز به ايران را برای هميشه فراموش کند.

هرگاه توسعه برنامه هسته‌ای به دلائلی که ذکر شد برای مقاصد صلحجويانه نيست و جمهوری اسلامی نمی‌خواهد از چنين سلاحهائی استفاده تهاجمی و يا تدافعی بکند، آنچه باقی می‌ماند همان تکرار سناريو کره شماليست.

همانگونه که کره شمالی ملت گرسنه و نگونبخت خود را با تهديد به استفاده از سلاحهای کشتار دسته جمعی در اسارت محض نگاه داشته است و نمی‌خواهد وضعی نظير اتحاد دو آلمان در مورد دو کره تکرار شود؛ نظام جمهوری اسلامی هم، پيرو همان سياست است.

سوای سوءاستفاده‌های بسيار کلان مالی به علت پنهانکاريهای سران رژيم در ارتباط با دلالهای بين‌المللی اسلحه، نیّت اصلی نظام تهران تهديد دنيای آزادست با سلاحهای کشتار دسته جمعی و تروريستهای مجهز به چنين سلاحها. تاريخ نشان خواهد که ديکتاتور کره شمالی و زمامداران جمهوری اسلامی هر دو سرنگون خواهند شد و اين بازی خطرناک سقوط محتوم آنها را نزديکتر خواهد ساخت.


????????????????????????????????????????
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




Friday, July 09, 2004

الو سلام تهرانتو

اسد مذنبی ـ‌ـ سايت شهروند

الو ميخواستم بگويم هنوز آئين نامه‌ای برای حجاب وضع نشده اين گونه مردم را تحت فشار گذاشته‌اند؛ دختر بنده را چند روز قبل نيروی ويژه يگان انتظامی بازداشت کردند و وقتی برای آزاديش مراجعه کردم هم جريمه شدم و هم خودم و دخترم مورد توهين و تحقير واقع شديم و يک ملايی در آنجا با اشاره به روسری کوتاه دخترم به من گفت: خجالت بکش اين روسری است که دخترت پوشيده؟ و من که هم تحقير شده بودم و هم جريمه داده بودم زدم به سيم آخر و گفتم جناب حرف شما درست است، اين روسری نيست اما فقط برای بستن دهان شما پوشيده و اگر اجباری نبود همين را هم بر سر نميگذاشت!
ــ والله ميگويند ميرزا بقا نامی در بيرجند در مردم نفوذی به هم زده بود و از آن خشکه مقدس ها و سخت گيرها بود و دستور داده بود که بايد زنان در حمام زنانه لنگ ببندند و به زنان حمامی دستور داده بود که اگر زن يا بچه‌ای را بدون لنگ در حمام ديدند لنگی را به هم بپيچند و سخت به بدنش بزنند تا تنبيه شود؛ يکی از زنان دلاک که خودش لنگ حسابی به پا نداشت ناچار شده بود از جل و لته (پارچه) پاره‌ای که برای دفع آلودگی به کار ميرفت لنگی برای خود درست کند و اين امر موجب تعجب زنان شده بود؛ بالاخره يکی گفت: خجالت هم خوب چيزی است اين که کار لنگ را نميکند و اگر هم نميبستی فرقی نميکرد! زن دلاک جواب داد راست ميگويی خواهر کار لنگ را نميکند ولی لااقل لته دم دهن ميرزابقا که هست!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رهبر جمهوری اسلامی که از سياست به اندازه ارزنی بهره ندارد و نميداند چه ميگويد با شجاعت تمام در همدان گفته که ما استقلال داريم! اين چه استقلالی است که شب تا صبح مثل سگ پارس ميکنيد اما با يک نعره اروپا و آمريکا ماست‌ها را کيسه ميکنيد و به غلط کردن ميافتيد!؟‌
به قول شاعر:
ميگويم و حيرانم، ميپويم و گريانم
حرفی که نميفهمم راهی که نميدانم
روستاييان ميگويند کلاغ (مثل رهبر جمهوری) خيلی باهوش است چون تا کسی دست به سنگ ميشود ماتحت کلاغ ميسوزد و ميفهمد و پرواز ميکند!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گويا قرار بود تعداد زيادی از جوانان دوچرخه سوار و پويندگان راه حضرت امام راحل در سالگرد رحلت جانسوز ايشان از حرم مطهر حضرت تا محل سابق اقامت گاه ايشان در نوفل لوشاتو را رکاب بزنند؛ اما اين برنامه عملی نشد، ميشود بفرماييد چرا؟‌
ــ به چند دليل: اول اينکه دولت فرانسه ميگويد با عرض پوزش از روحيه ورزشکاری اين جوانان، اقامتگاه آن حضرت در نوفل لوشاتو و آن درخت معروف سيب را به آقای رجوی اجاره داده‌ايم؛ دوم اعلام کرده که پناهنده زمينی نميپذيرد و سوم اينکه دولت فرانسه پيشنهاد کرده که بهتر است پيروان راستين آن بزرگوار به جای نوفل لوشاتو تا محل اقامتگاه دائم ايشان در نجف رکاب بزنند!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

الو ميخواستم خدمتتان عرض کنم که تقريبا تمامی همسايگان ايران از دخالتهای جمهوری اسلامی در مملکت شان به ستوه آمده‌اند اما حکومت اسلامی مرتب اخطار ميکند که مبادا همسايگان در امور ايران دخالت کنند؛ حالا اگر از سران جمهوری اسلامی بپرسيد ديپلماسی يعنی چه و رابطه با کشورهای همسايه چگونه بايد‌ باشد لابد خواهند گفت عدم مداخله در امور يکديگر! و معلوم ميشود يا جمهوری اسلامی معنای ديپلماسی را نميداند يا حقوق همسايه را متوجه نيست و يا اصلا معنای کلمه مداخله حاليشان نيست!
ــ‌ ميگويند روزی دخو نزد پزشک رفت و گفت پهلويم درد‌ ميکند؛ پزشک پرسيد کدام پهلويت؛ دخو جواب داد نميدانم ولی فکر ميکنم آن پهلو که شب وقت خوابيدن به طرف ديوار واقع ميشود!
اما وقتی حکومتی با مردم خود از آن کارها ميکند تکليف همسايه معلوم است.
به قول حافظ:
درويش، مکن ناله ز شمشير احِبا
کاين طايفه از کشته ستانند غرامت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در جمهوری اسلامی همه از چپ و راست غارت ميکنند اما تا منافع يک گروه به خطر ميافتد بحث استيضاح و افتيضاح پيش ميآيد و سعی ميکنند با سر و صدا بخور بخورها را به جناح مقابل نسبت دهند اما همين که منافع نظام به خطر افتاد سر و صدا را ميخوابانند، مثل قضيه شهرام جزايری!
ــ بله، به قول شاعر:
کفر و دين را ببر از ياد که اين فتنه گران
در بدآموزی ما مصلحت انديش هم اند!
رسم است که همه موش ها دزدی ميکنند اما وقتی يکی از آنها در تله ميافتد سايرين ميآيند اطراف تله و پوزه را باريک کرده سر را توی تله ميگذارند و از کنار دستی خود ميپرسند فلانی چکار کرده که توی تله افتاده!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ميخواستم بپرسم طرح خنده درمانی که در مجلس تصويب شد به کجا رسيد و از کی قابل اجرا خواهد بود؟
ــ محض خاطر مبارک شما اعلام ميکنيم که طرح توسط شورای نگهبان رد شد چون هنوز نه به بار است نه به دار، عده‌ای برای خنده به نماز جمعه‌ها ميروند و هفته قبل تعدادی از اين کوردلان در نماز جمعه شهر خين و شهادت يعنی قم دستگير و به سزای عمل ننگين شان رسيدند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پنج جوان دم بخت دارم که قدرت ازدواج ندارند يعنی شغلی ندارند تا بتوانند ازدواج کنند شما نام اين جوانان دم بخت را چه ميگذاريد؟
ــ بدبخت!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دستگيری دو بمب گذار وابسته به نهادهای امنيتی جمهوری اسلامی در بغداد نشانه چيست؟
ــ نشانه آن است که جمهوری اسلامی واقعا به همسايگان خويش احترام ميگذارد!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رئيس پيشين مجلس در جواب آقای مشکينی که گفته بود نمايندگان مجلس هفتم را امام زمان انتخاب کرده، گفته است که نمايندگان را مردم انتخاب کرده‌اند نه امام زمان؛ از ايشان بپرسيد آيا نمايندگان را واقعا مردم انتخاب ميکنند؟ کدام مردم!؟
ــ‌ همان مردمی که با امام زمان در ارتباط هستند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با توجه به سفر بشار اسد به ايران، ميخواستم از مسئولان مملکتی بپرسيد که آيا از آقای اسد راجع به هزينه پولها و کمکهای دريافتی از ايران توضيحی بخواهند چون ايشان سالانه مبلغ هنگفتی پول از ايران دريافت ميکند اما سالهاست که يک تير نيز عليه اسرائيل در نکرده تا ملايان حاکم در ايران را خوشحال کند!
ــ تير در نکرده اما هر روز هزاران تيز به ريش ملايان در ميکند و همين برای دوستی با جمهوری اسلامی کافی است؛ و در مورد کمکهای مالی، قرار است هیأتی از مجلس هفتم در اين مورد تحقيق و تفحص کند و از آقای اسد (از رئيس جمهوری سوريه نه از بنده) بپرسد که اين پولها را به چه مصرفی رسانده! البته اگر ايشان نگويد تحقيق و تفحص مجلس کشک است! اما وقتی گرگ به لباس چوپان در می‌آيد بهتر از اين نميشود؛ به قول شاعر:
دشمن دوست نما هرچه کند تزوير است
خصم خاموش نشين، چون سگِ غافلگير است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به آقای وزير نفت بگوييد اين خبرهای کشف ميادين نفت چه سودی برای ملت ايران دارد که هی دم به دم با افتخار آن را اعلام ميکنيد؟
ــ والله ميگويند وصف العيش نصف العيش، درثانی خواسته‌اند دهان برخی آقازاده‌ها را آب بيندازند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به آقای خاتمی بگوييد اگر رهبری اصلاحات را هم چنان بر عهده داشتيد و به ملت پشت نميکرديد اقلا به چهار تا کشور خارجی دعوت ميشديد و دلی از عزا در می‌آورديد!
ــ آقای خاتمی عاقل تر از آن هستند که منافع نظام را به خاطر چهار تا سفر خارجی و چند تا زندانی سياسی که خار چشم جمهوری اسلامی هستند، به خطر بيندازند؛ درضمن خاتمی تشريف آورده‌اند که عيب‌های نظام را در برابر جهانيان بپوشانند نه همچون برده فروش تمام اعضاء بدن برده را به مشتری نشان بدهد و به قول مولانا:
وقت عرضه کردن آن برده فروش
برکند از بنده جامه عيب پوش
و ربود عيبی، برهنه اش کی کند
بل به جامه خدعه‌ای با وی کند
گويد اين شرمنده است از نيک و بد
از برهنه کردن او از تو رمد
خواجه در عيب است غرقه تا به گوش
خواجه را مال است و مالش عيب پوش
آن يکی را نعمت و کالا دهند
وين دگر را بر سر آتش نهند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ميشود بفرماييد جنون شهادت طلبی چيست؟
ــ چيزی توی مايه جنون گاوی است!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا آقايان مصباح و جنتی و خزعلی و کنی و همپالکی‌هايشان هروقت فيلشان ياد هندوستان می‌افتد برای تفريح و خوشگذرانی به سرزمين کفر و الحاد يعنی آمريکا و انگليس ميروند مگر خودشان نميگويند همه رقم تفريح و سرگرمی و نعمات مادی و معنوی در داخل مملکت وجود دارد؟!
ــ ولله ميگويند شخصی افسار الاغ خود را گرفته و کشان کشان به خانه ميبرد اما خر اطاعت نميکرد و مرتب عقب عقب ميرفت؛ مردم گفتند خيلی عجيب است چون چارپايان وقتی به سوی طويله ميروند آن چنان با شتاب ميروند که نميشود آنها را مهار کرد اما اين خر ميل رفتن به طويله ندارد؛ صاحب خر جواب داد: برای اين که ميداند در طويله خبری نيست و چيزی برای خوردن پيدا نميشود!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عده‌ای ميگويند که ما، روشنفکران يا زعمايی را که در اوايل جمهوری اسلامی بر سر کار بودند و بعضا مصدر خدماتی نيز در داخل و خارج شدند، (منجمله قضيه ميکونوس) را به دليل همان برخی خدمات ميبخشيم، اما به واسطه يک کار آنها را هرگز نميبخشيم چون آنها کتابهای حضرت امام راحل را خوانده بودند و ميدانستند که او چه ميگويد و افکارش چيست و در پاريس نيز خدعه ميکرد پس چرا مردم را از اين مهم آگاه نکردند و باعث شدند کلاه گشادی سر مردم برود!
ــ والله ميگويند وقتی مالداری پير شد و هنگام مرگش فرا رسيد از همه چيز و همه کس حتی پرندگان و چرندگان و چارپايان نيز حلاليت طلبيد و از شتر نيز خواست که او را به واسطه حمل بار و کار بيش از حد ببخشد؛ شتر گفت برای همه چيز تو را ميبخشم الا يک کار و آن اين که با همه درايتی که من داشتم مهار مرا بر دم خر ميبستی (رسم است که در کاروان خری را جلو می‌اندازند و مهار شتر را بر دم خر ميبندند و مهار بقيه شترها را بر دم شترهای جلويی و چون خر تندتر ميرود، شترها را تهييج به تندتر رفتن ميکند) صاحب گفت اين که جای نگرانی ندارد چون همه ميدانند خر شتر نميشود و تو هميشه از خر محترم تر بوده‌ای؛ شتر گفت گله من از اينست که مرا وادار کردی که اولا جا پای جای خر بگذارم و بدتر از همه اين که اين خر بد مصب هر قدم که بر ميداشت تيزی می‌انداخت که مستقيما ميخورد به بيخ ريش بنده، حالا باز هم توقع بخشش داری!؟

JJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJ