: : : : علمى : : : :

Friday, May 07, 2004

من و آقا / خاطرات محرمانه علمدار آقا
اسد مذنبی – سايت شهروند

شنبه ۱۲ اردی بهشت
"شرف" يابی! عرض کردم مقتدا صدر باز هم وجه مطالبه کرده؛ آقا با عصبانيت فرمودند چندين ميليون دلار گرفته هيچ غلطی نتوانسته بکند؛ گفتم تازه نقشه‌هايش را نيز از ما مخفی نگاه ميدارد چون هفته قبل از رابط وی پرسيدم برنامه هفته آينده سينماهای بغداد چيست؟ گفت از تلويزيون خواهی ديد! و در ضمن شايعه است که ايشان بسيار ضدايرانی تشريف دارند!
آقا با تعجب فرمودند يعنی بين ما و ايرانی‌ها هيچ تفاوتی قايل نيست؟! گفتم خير! آقا با تحکم گفت از اشتباه درش بياوريد و به وی تفهيم اتهام نماييد که هيچ وجه تشابهی بين ما و ايرانی‌ها وجود ندارد! پرسيدم حرف زدنمان چی؟ آقا گفتند دستور بدهيد پيروان ولايت از فردا عربی بلغور کنند! نگفتم خود مقام شامخ عربی بلد‌ نيستند فقط به اين جمله اکتفا کردم که پيروان مقام ولايت فارسی را به زور حرف ميزنند! آقا زدند پس گردنم و گفتند روی حرف من حرف نزن. فورا موضوع را عوض کردم و گفتم دستور بدهيد مدير نمونه يعنی جناب شريح قاضی اين کار را انجام بدهند چون در تفهيم اتهام استاد تشريف دارند. آقا دستور دادند مدير نمونه مقتدا صدر را به شعبه ۱۴۱۰ احضار و به وی تفهيم اتهام نمايند!

يکشنبه ۱۳ اردی بهشت
صبح زود "شرف" ياب شدم. سفير مزارستان نيز "شرف" ياب شده بود. چون قرار بود آقا به خانه تيمی بروند و مهمانهای تازه رسيده را معاينه علانيه بنمايند. طبق دستور بيت رهبری سفير کبير مزارستان پای آقا را بوسيد. زيرا از يک سال قبل طبق حکم حکومتی مصوبه شورای امنيت ملی، در رابطه با مسئله "ديپ ملاسی" سفرای جديد هنگام تقديم استوارنامه و گروهبان نامه بايد پای آقا را ميبوسيدند (به همين دليل چند سفارتخانه خارجی عطای رابطه ديپلماتيک را به لقای ديپ ملاتيک بخشيدند). آقا از سفير مزارستان پرسيدند کشور شما کجا واقع شده. سفير جواب داد ما بر تمام قبرستانهای دنيا حکومت ميکنيم. آقا فرمودند خوش به حالتان. ای کاش ما جای شما بوديم. سفير پاسخ داد: بله حيف شماست که بر زندگان حکومت کنيد شما برازنده رهبری مردگان هستيد! آقا مجددا پرسيدند رابطه شما با "ازرائيل" چطور است؟ سفير گفت عالی است! آقا گفتند سلام گرم ما را به فرشته ملک الموت ابلاغ بفرماييد!
سفير که دست آقا را خوانده بود گفت ای به چشم! کتبا به ايشان خواهم نوشت که هوای شما را داشته باشد. وقتی تنها شديم گفتم چرا مقام ولايت مستقيما از ذات کبريايی نميخواهند که "ازرائيل" را به سراغشان نفرستند؟!
آقا جواب دادند اولا از لحاظ ديپلماتيک و ديپ ملاتيک صحيح نيست که مقام ولايت شخصا از پروردگار تقاضايی بنمايم، ثانيا در شأن ما نيست که تقاضای به اين کوچکی را شخصا به عرض مبارک برسانيم!
گفتم پس در شأن مقام شامخ ولايت نيست که به خاطر چند روز زندگی بی ارزش واسطه پيش "ازرائيل" و برادرش «اسرائيل» بفرستند! آقا داد زدند مرتيکه چرا متوجه نيستی که هر ثانيه وجود ما چقدر برای جهان اسلام و مسلمين حياتی است و محکم کوبيدند به پشتم به طوری که عمامه از سرم پرت شد!

دوشنبه ۱۴ اردی بهشت
مهمانی شام به مناسبت خداحافظی سفير مزارستان داده بودم. بعد از شام سفير مرا به گوشه‌ای کشيد و گفت امريکايی‌ها ميگويند که شما اورانيوم خيلی غنی شده داريد و زير بيت آقا مخفی کرده‌ايد تا بازرسان نتوانند سر زده به اندرونی بيت وارد شوند! پرسيدم نظر خودت در اين مورد چيست؟ خيلی به صراحت گفت فکر ميکنم حق با امريکايی‌ها باشد زيرا پاهای آقا نيز به اورانيوم خيلی غنی شده آغشته بود چون من پس از بوسيدن پای آقا از ديروز تا حالا بيهوش بودم. در حالی که به شدت خنده‌ام را کنترل ميکردم سفير را دک کردم و تلفنی از «امامبانو» خواستم با پودر تايد اورانيوم را از جوراب آقا بزدايد!

سه شنبه ۱۵ اردی بهشت
«شرف»يابی! آقا فرمودند روزنامه‌های عربی به ما تهمت ميزنند که مقتدا صدر از روی دست ما کپی ميکند و پرسيدند آيا واقعا اين مرتيکه در دستگاه ما ساز ميزنند؟ عرض کردم بفهمی نفهمی بعله اما در واقع خير چون دستگاه ما «شور» است، اما دستگاه مقتدا «بيات» ميباشد به همين دليل فعلا «مخالف» و «چهار مضراب» ميزند! آقا فرمودند يعنی مقتدا «مخالف ترک» ميزند؟ گفتم خير «مخالف کرد» ميزند! آقا پرسيدند حالا چرا رفته در نجف سنگر گرفته؟ عرض کردم شايد فکر ميکند چون حضرت امام راحله از آنجا ظهور کردند... در صورتی که اشتباه ميکند، چون حضرت امام از آسمان نازل شدند! آقا فرمودند درست مثل ما که وديعه‌ای آسمانی برای مسلمين جهان هستيم! يقين کردم که آقا مثل ملانصرالدين دروغهايی که ذوب شدگان ميگويند را باور کرده‌اند اما به روی خود نياوردم.
آقا ادامه دادند چند روز قبل جبرئيل را که بدون «اپوينت منت» appointment يعنی بدون وقت قبلی شرف ياب شده بود، راهش ندادم! با تعجب ساختگی گفتم طفلکی جبرئيل اين همه راه از آسمان هفتم آمده بود... و پرسيدم آخه چرا؟! آقا جواب دادند چون خيلی خمار بودم! گفتم ممکن است يک وقت چغلی شما را نزد باريتعالی بنمايد و سوسه بيايد!
آقا فرمودند خدای «من» هيچوقت ما را با جبرئيل عوض نخواهد کرد! توی دلم گفتم بيچاره خدای «تو»! آقا ادامه دادند ميدانی چرا؟ چون خداوند شخصا به ما سرتيفای يا تاييديه داده‌اند که ولی فقيه باشيم! گفتم نکند همان نامه کذايی را ميگويی و پرسيدم از کی تا حالا اکبرشاه خداوند شده؟! آقا چنان با سينی نقره‌ای کوبيد توی سرم که از حال رفتم!

پنجشنبه ۱۷ اردی بهشت
آقا تلفن زدند و فرمودند ناز نکن پاشو بيا که حالم خيلی گرفته است! طاقت نياورده و رفتم چون نميتوانستم مولايم را غمگين ببينم. خبرهايی از پيشرفت مقتدا صدر در خاک امريکا رسيده بود که به سمع مبارک رساندم اما فايده‌ای نداشت. مجبور شدم منتظر بمانم تا آقا خودشان به حرف بيايند. بالاخره آقا لب به سخن گشودند و پرسيدند، ببينيم ما از مقام ولايت ساقط شده‌ايم؟! گفتم اينها شايعه دشمن است و چرا اوقات مبارک خودتان را با شايعه خراب ميکنيد؟ آقا با خوشحالی فرمودند يعنی ما از مقام شامخ ولايت ساقط نشده‌ايم؟! عرض کردم مگر مقام ولايت نماينده مجلس است که با اشاره ابروی شورای نگهبان از هست و نيست ساقط شود؟ شما نماينده باريتعالی بر روی کره زمين هستيد و اين حرفها کدام است! آقا من و من کنان گفتند آخر در مجلس گفته‌اند اگر ولی فقيه از حقوق مردم دفاع نکند، از مقام ولايت ساقط ميشود!
گفتم اولا اينها در حال موت هستند و روزهای آخر عمرشان است از اين حرفها زياد ميزنند، ثانيا مجلس چکاره است که به خود اجازه دهد درباره مقام ولايت اظهار نظر بکند، ثالثا گفته‌اند اگر شما از حقوق مردم حمايت نکنيد همچين اتفاقی می‌افتد، اما شما که هميشه از حقوق مردم فلسطين و لبنان و بورکينافاسو و غيره حمايت کرده‌ايد! گل از گل آقا شکفت و فرمودند راست ميگويی؟! ادامه دادم اگر منظورشان مردم ايران است ما هيچ وقت در اين بيست و پنج ساله از حقوق ايرانی‌ها دفاع نکرده و نخواهيم کرد و اين را همه ميدانند! و قرار شد برای اين که ته دل آقا قرص شود، چند حکم حکومتی عجغ وجغ صادر بنمايند! خدا رحم کند.


=================================================



آمريکايها نجف را تصرف کردند!

Thursday, May 06, 2004

خانه يک ميليارد تومانی و املاک و دارائيهای حجت الاسلام رازينی

روزنامه خراسان در شماره دوشنبه خود نوشت که سايت بازتاب مدعی شده است يکی از مسئولان بلند پايه دستگاه قضايی، که بنابر شنيده‌ها، قرار است در تغييرات جديد، ارتقای سمت نيز پيدا کند، دارای يک منزل در مناطق مرغوب شمال تهران به ارزش بيش از يک ميليارد تومان، سه دستگاه اتومبيل مرسدس بنز، پژو و سمند و املاک گوناگون ديگر می‌باشد.
مقصود از اين مقام قضائی حجت الاسلام رازينی است.

سايت ميهن


'''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''