: : : : علمى : : : :

Sunday, March 14, 2004

عَمَّت به قربانت

می‌گفت: اين جماعت آخوند را هنوز نمی‌شناسيد که چه تحفه‌ای هستند و مارخورده و افعی شده‌اند.
با اين‌ها به صورت مبارزات منفی و مسالمت‌آميز نمی‌توانيد به جوال برويد؛ اينها از کيسه‌های مارگيری‌شان صدها شعبده و نيرنگ بيرون می‌آورند، مگر نشنيده‌ی که آخوندی گفته بود:
- يک تابوت خالی بمن بدهيد، من شهر را بهم ميزنم.
و همين کار را هم کردند و در همين زمينه‌ها، شرحی را که از يک آخوند شنيده بود تعريف کرد که اگر هم شنيده باشيد به دوباره شنيدنش می‌ارزد؛ می‌گفت:

- با صادق خلخالی، حجت‌الاسلام والمسلمين! قاضی القضات خمينی و حاکم شرع انقلاب او که چپ و راست، به سرعت برق و باد از کشته پشته می‌ساخت و خون می‌ريخت و لذت می‌برد.... در آن سال‌های پيسی و بدبختی که خواب روزهای اقتدار بعدی را هم نمی‌ديد؛ هم زندان بوديم؛ در زندان کميته؛ نزديکی‌های عيد، آمدند و گفتند آزاديد و برويد.... " زندان کميته" در عمارت شهربانی کُل، پشت گذرنامه قرار داشت.
بيرون آمديم، هوای بارانی و سرد، کيسه‌ی لباس‌ها و خرت و پرت‌هامان را به دوش گرفتيم و آمديم به طرف توپخانه و ناصرخسرو که برويم گاراژ و با اتوبوس سراغ خانواده‌مان ..... هنوز به توپخانه نرسيده، خلخالی گفت: صبر کن ببينم، شب عيد که برسيم خانه‌مان، اهل خانه پول و پله و لباس و کفش و کلاه می‌خواهند و بعد هم پذيرايی شب عيد و ميوه و شيرينی ...... ما که چيزی در بساط نداريم، اين بيرون آمدن از زندان، گرفتاری برای ما درست کرد، بايد دوباره برگرديم زندان ..... گفتم، برگرديم زندان؟ چه جوری؟ ........ گفت، من بلدم، به توپخانه که رسيديم، خلخالی گفت کفش‌هايمان را در بياوريم و پاچه‌های شلوار را بالا بزنيم .... اين کار را کرديم و بقچه رخت‌ها را روی سرمان و کفش‌ها را زير بغل گذاشتيم و رفتيم وسط خيابان و شروع کرديم به سينه زدن و پا منبری خواندن، آن هم با صدای بلند ....
گفتی که نان ارزان شود – کو نان ارزانت؟ عمت به قربانت!
ايران گلستان می‌شود – کو آن گلستانت؟ عمت به قربانت!

مردم که ديدند ما دوتا آخوند داريم سينه می‌زنيم و نوحه می‌خوانيم، دور ما جمع شدند و با ما هم صدا شدند و همه با هم خواندند:
گفتی که نان ارزان شود ..... پاسبانی که مأمور گشت آنجا بود آمد و با توپ و تشر که ..... اين مسخره بازی‌ها چيست؟ ..... بساطتان را جمع کنيد .... خلخالی گفت، اگر نکنيم چه می‌کنی؟ ..... گفت، معلومه، جريمه، حبس .... گفت، خوب ما هم همين را می‌خواهيم ...... پاسبان، خبره‌ی روزگار بود، به ما نگاهی کرد و به جمعيت هی زد که متفرق شويد، بعد آمد و با تغيير مخصوصی که به لحن صدايش داد، خيلی مهربان گفت:
- آخوند، شب عيد است و من عيالوارم، گرفتاری برام درست نکنيد، بالاغيرتاً برويد يک خيابان ديگر و کلکتان را آنجا سوار کنيد.....

می‌گفت: اينها چنين معجونی هستند، تازه آن وقت‌ها که دستشان به جائی بند نبود، اين حقه‌ها را سوار می‌کردند و حالا که ديگر توپ و تفنگ هم دارند و بر سرمايه‌های مملکت سوارند؛ آيا به اين سادگی می‌شود از شرشان خلاص شد؟ .... ما مردم ايران خودرا گرفتار دوالپائی کرده‌ايم سمج و بی‌چشم‌رو و وقيح ....
می‌دانيد که بر اساس اساطير، دوالپا، دارای پاهای دراز و باريک است و در بيابان‌ها و جنگل‌ها، خودرا ناتوان و ضعيف نشان می‌دهد و مردم را واميدارد که از سر ترحم اورا بردوش بگيرند و وقتی که سوار شد، پاهای خودرا دور گردن آن بيچاره می‌پيچد و اگر موافق ميلش حرکت نکند اورا خفه می‌سازد ....
بله، ما، دچار چنين دوالپائی هستيم، آنهم نه يکی و نه دو تا ..... گله گله و رمه رمه!....
برای خلاص از اين دوالپايان، بايد راه ديگری بيابيم و خواهيم يافت.

شرنگ – روزنامه نيمروز





Saturday, March 13, 2004

روزنامه بوستون گلوب چاپ امريکا نوشت زمان تغيير رزيم تهران فرارسيده است.

اين روزنامه نوشت واشنگتن بايد در هر فرصتی اعلام کند که مستبدين حاکم بر ايران نامشروع هستند و سرنگونی آنها برای بهبود اوضاع خاورميانه ضروری است.
سرنگونی ملاها نيازمند حمله نظامی امريکا نيست، اکثر 67 ميليون ايرانی از اين حکومت متنفرند، اگر ايالات متحده صراحتا برای تغيير رژيم در تهران فراخوان بدهد و اين فراخوان را با حمايت ديپلماتيک و مادی از طرفداران دموکراسی پشتيبانی کند ايرانيان با قاطعيت و شجاعت پاسخ خواهند داد.

اين روزنامه می‌افزايد بيش از 2 سال که جرج بوش رژيم ايران را به عنوان عضو محور شر معرفی کرده است، او در سخنرانی سال 2002 خود در کنگره امريکا گفت رژيم مذهبی ايران بطور فعال در پی دستيابی به سلاحهای اتمی است؛ اين رژيم به صدور تروريسم دست ميزند و مردم ايران را بطور سيستماتيک سرکوب می‌کند.
رئيس جمهور امريکا در سخنرانی خود در بنياد ملی برای دموکراسی گفت، خواست ايرانيان برای دموکراسی گسترده و قوی است؛ وی هشدار داد که رژيم تهران بايد به خواستهای دموکراتيک مردم ايران توجه کند يا ادعای خود در مورد داشتن مشروعيت را کنار بگذارد.
بوستون گلوب افزود ايالات متحده بايد خيلی پيش تر از اينها هدف روشن و قاطع تغيير رژيم در تهران را به عنوان سياست خارجی خود انتخاب می‌کرد. ملاهای ايران مصمم هستند که عراق را بی ثبات نگهدارند و فعالانه تلاش می‌کنند که حضور امريکا در اين کشور را زير سئوال ببرند.
اين روزنامه چاپ امريکا در پايان نوشت رژيم اسلامی ايران اصلی ترين حامی تروريسم در جهان است که به قاتلان و اوباشان پناه می‌دهد، زمان تغيير چنين حکومتی فرا رسيده است.

سايت پيک ايران

¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬``