: : : : علمى : : : :

Sunday, February 29, 2004

چند سايت قابل تأمل


 


1 – چند نرم‌افزار رايگان، برای ويندوز


http://www.hoverdesk.net/freeware.htm


 


2 – امکانات رايگان اينترنتی در سايت بيتا وب


http://www.bitaweb.com/index.html


 


3 – خيام وآن دروغ دلاويز وآن پيغمبر شمشيرزن
www.geocities.com/khaiaam


 


4 – امير عباس هويدا (انگليسی)
www.hoveyda.org


 


5 – سايت آينه
www.ayneh.com


 


6 – شبکه کامپيوتری انجمن گلشن
www.golshan.com/fehrest.html


 


7 – درفش کاويانی
http://www.derafsh-kaviyani.com/parsi/


 


8 – الفبا در تبعيد
www.alefbe.com


 


9 – دوران پهلوی
www.sedona.net/pahlavi


 


10 – کلبه اينترنتی کاوه آهنگر
www.geocities.com/ahangark


 


11 – وبلاگ خُسن آقا


http://hasanagha.blogspot.com/


 


12 – وبلاگ  آرياک


http://aryak.blogspot.com/


 


13 – شمر نامه


http://shemr.blogspot.com/


 


14 – سايت علی ميرفطروس


http://www.mirfetros.com/



¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬




Saturday, February 28, 2004

ايران در آستانه تحول


 


" از آنجا که در طبيعت انسانها آزاد، مساوی و مستقل هستند، اين موقعيت را از هيچکس نمی‌توان سلب کرد و بروی حکومت راند مگر به رضايت او"  جان لاک (۱۷۰۴ - ۱۶۳۲) - مقاله دوم در مورد حکومت مدنی


 


سيصد سال از اين گفته فيلسوف سياسی و منادی حقوق شهروندی می‌گذرد و هنوز در سرزمينی که خود را مشعلدار تمدن و دانش انسانی می‌داند مشتی جاهل فاسد و متعصب با وحشيانه‌ترين نوع حکومت، ملتی را از ابتدايی‌ترين حقوق شهروندی محروم کرده‌اند.


آيا اين خود از عجايب روزگار ما نيست که اقليتی چنين منفور توانسته است بيست و پنج سال وجود نکبت‌بار خود را به ملتی تحميل کند؟


شايد زمان آن رسيده باشد که پژوهشگران و دانشمندانی که تخصصشان در رشته‌های علوم اجتماعی و سياسی است يک بار ديگر به اين مسأله به‌طور جدی بپردازند؛ در قرنی که گذشت نمونه‌های متنوع ديگری از نظامهای خودکامه و سفاک برای مدتی بربخشی از جهان حکمروايی کردند؛ فاشيسم و نازيسم، انواع کمونيسم و نظام نژادپرست آفريقای جنوبی نمونه‌های بارز اين نوع حکومتها بودند؛ هر يک آنها به نحوی با جمهوری اسلامی تشابه داشتند؛ مثلا در فاشيسم و نازيسم دشمنی با آزادی و ليبراليسم و تعصبات نژادی و مذهبی همراه با جنايت عليه بشريت بسيار بارز بود.


در نظامهای کمونيستی کمترين احترامی به حقوق بشر و آزاديهای فردی و اجتماعی وجود نداشت و در نظام آپارتيد آفريقای جنوبی برای گروه ويژه‌ای از شهروندان حقوقی در نظر گرفته شده بود که ديگران از آن محروم بودند و بدين وسيله مساوات در برابر قانون زير پا گذاشته شده بود؛ اما اگر بشود به‌طور معکوس از يک ضرب‌المثل فارسی استفاده کرد بايد گفت آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری! جمهوری اسلامی به‌تنهايی توانسته است تمام اين معايب را يکجا به‌نام مذهب بسته‌بندی کرده به ملت ايران ارمغان کند.


در يک مورد نظام جمهوری اسلامی با آنچه ديگر رژيمهای منفور در قرن بيستم دارا بودند، متفاوت است؛ تمام آن رژيمها در ساختار اقتصادی، اجتماعی و علمی خود نوعی از «مدرنيته» يا تجددگرايی را پذيرفته بودند و برای حل مسائل روز از آخرين روشهای علمی و فنی استفاده می‌کردند، در حالی که نظام واپسگرای جمهوری اسلامی دشمن دنيای مدرن و مظاهر و ابزار آنست؛ مدل اجتماعی آنها يکهزار و پانصد سال از دنيای امروز عقب‌افتاده‌تر است.


 


با اينهمه بايد برای اين سؤال مقدر پاسخ منطقی يافت که چگونه اين چنين نظامی که از حل مسائل کشور عاجز است و مردم سالهاست دست رد به سينه آن زده‌اند هنوز پابرجا مانده است؟


 


يکی از عواملی که احتمالا موجب شده است مردم شورش نکنند و به خيابانها نريزند تجارب تلخ انقلاب ۱۳۵۷ است؛ عوارض ناشی از آن انقلاب که اين نظام فرآورده آن است آنقدر برای ملت ايران گران تمام شده است که ديگر حتا کسی جرأت ذکر نام انقلاب را هم ندارد.


 


انقلاب ۵۷ تجربه‌ای آنقدر نامبارک بود که کشورهای منطقه هم از آن پند گرفتند و امروز حتا در عراق کسی حاضر به پذيرفتن حکومت اسلامی نيست؛ در ايران هم مردم حاضر نيستند يک بار ديگر منطق غلط «هر کس بيايد بهتر از اينهاست» را قبول کنند؛ نسل جوان ايرانی هوشيارتر از آنست که همانند پدران فريب‌خورده خود بدون اطمينان لازم دل به دريا بزند؛ اصولا انقلاب کردن مثل دويدن به درون يک اتاق تاريک است و چنين عملی از يک انسان عاقل بعيد به‌نظر می‌رسد.


 


عامل بازدارنده ديگر احتمالا سفاکی بی بند و بار رژيم آخوندی است؛ در کشورهای متمدن تعويض حکومت و يا مخالفت با حکومت از حقوق اوليه شهروندان است؛ تنها در ايران اسلامی است که حتا تبليغ عليه حکومت جرم شناخته می‌شود؛ اين حضرات مملکت را ارث پدر خودشان می‌دانند و صاحبان واقعی مملکت يعنی مردم ايران را صغير و محجور می‌شمارند.


 


زندان و شکنجه، قتلهای زنجيره‌ای، کشتار و آزار نويسندگان و خبرنگاران، کشتار دسته‌جمعی زندانيان، اينها همه وسايلی هستند که نظام جمهوری اسلامی از آنها در راه سرکوب بهره‌برداری می‌کند و توانسته است هرگونه امکان فعاليت تشکيلاتی را برای مخالفين خود غير ممکن سازد.


 


برخی مفسران داخلی بر اين اعتقادند که پشتيبانی ملموس و ناملموس دولتهای بيگانه از نظام اسلامی را نيز نبايد دست کم گرفت؛ در مواقع حساس ديده شده است که چگونه پاره‌ای از سياستمداران سودجوی اروپايی از هر فرصتی برای تقويت آخوندها استفاده کرده‌اند و متأسفانه بايد پذيرفت که عامل پشتيبانی خارجی، چه واقعی و چه تخيلی، در حفظ نظام موجود نقش بسزايی بازی کرده و خواهد کرد.


 


آخرين و شايد بارزترين عامل بازدارنده سرنگونی نظام را بايد در ضعف سياسی، اخلاقی و تشکيلاتی «اپوزيسيون» جستجو کرد؛ اين عامل به نظر اين نويسنده، از همه عوامل ديگر با اهميت‌تر به نظر می‌رسد؛ ولی خود اين عامل معلول شرايط سياسی و تاريخی کشور ماست؛ در مملکتی که تحزّب به‌معنای واقعی کلمه هرگز وجود نداشته است نبايد انتظار داشت که بلافاصله پس از تبعيد، مردم به فکر تشکل سياسی بيفتند و يکشبه ره صدساله بروند. از سوی ديگر پراکندگی ايرانيان در سراسر جهان موجباتی فراهم آورده که ارتباط ميان آنها بسيار مشکل است؛ اگر ما هم مثل کوباييهايی که از ديکتاتوری فيدل کاسترو فرار کردند همه در يک شهر مثل ميامی مستقر شده بوديم مسلماً خيلی زودتر از اينها می‌توانستيم متشکل شويم و مشکلات خود را به ‌نوعی حل کنيم.


 


با طولانی شدن سالهای تبعيد جمع کثيری از هموطنان ما براثر گرفتاريهای روزمره زندگی در غربت وقت و فرصت مبارزه پيگير را ندارند؛ اين برعهده متفکران مبارز است که برای حل اين مشکل راهی بيابند که هر ايرانی علاقمند به سرنوشت و آينده کشورش بتواند به هر نوعی که می‌تواند در راه نجات کشور کوشا شود؛ اما اگر بر آن سوی سکه نظری افکنيم و شرايط مثبت را برای شروع و پيگيری يک تحرک سرنوشت‌ساز سياسی در نظر بگيريم، مسلماً کفه ترازو بسيار سنگينتر است.


 


از عوامل جهانی و منطقه‌ای گرفته و شرايط داخلی و آگاهی روزافزون جوانان به ماهيت واقعی اين رژيم همه چيز مژده يک نوع تحول و دگرگونی ژرف در جامعه را می‌دهد؛ با پايان جنگ سرد و پشتيبانی علنی کشورهای اروپايی و آمريکا از بسط و توسعه دموکراسی در خاور ميانه، با سقوط نظام طالبان در افغانستان و رژيم صدام در عراق اميدهای تازه نه تنها در ايران بلکه در ساير کشورهای اسلامی همانند سوريه و ليبی، مصر و عربستان سعودی ايجاد شده است.


 


جامعه ايران جامعه‌ای است جوان و ناخشنود؛ دلائل ناخشنودی نسل جوان بسيار روشن است؛ عدم اميد به آينده، واماندگی آموزشی، اقتصادی و سياسی، مشاهده حق‌کشی‌های بی پايان، فساد مالی و اخلاقی و از همه مهمتر عدم اطمينان به آينده، همه اينها عواملی هستند که می‌توانند بر نيروهای بازدارنده فائق آمده راهگشای يک تحرک سياسی به سوی آينده باشند.


 


از کجا بايد شروع کرد؟


 


شناخت دشمن و شرايط جنگ از اولين نيازهای يک حرکت جدی و مؤثر است؛ زمانی می‌شود يک قيام ملی برمبنای نافرمانی مدنی را عملی ساخت که دورنمايی از آينده را به‌عنوان هدف مشترک همگان قبول کنيم؛ اين آينده نمی‌تواند تنها دورنمايی از يک جامعه دموکراتيک ايده‌آل باشد؛ در عين حال که برای همه ما آزادی و استقرار دموکراسی از اهداف اصلی و غير قابل انکارند، ‌نسل جوان نيازمند آينده‌ای بهتر با امکانات بيشتر است؛ ما بايد بتوانيم طراحی چنين آينده‌ای را از مرحله حرف به‌عمل درآوريم.


 


تا زمانی که مردم کوچه و خيابان اطمينان نيابند که مخالفان اين نظام قادر به درک مسائل واقعی ايران هستند و لياقت و کفايت رويارويی با اين مسائل و حل اين مشکلات را دارند، دل به دريا نخواهند زد و متحد و يکپارچه پا به صحنه نخواهند گذارد؛ حال اين گوی و اين ميدان.



 


شاهين فاطمی -  کيهان لندن



||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||




Friday, February 27, 2004

هفته نامه آلمانی اشپيگل: پيروزی خاموش اصلاح طلبان در انتخابات ايران

مضحک ترين انتخابات تاريخ حيات جمهوری اسلامی، سرانجام روز جمعه اين هفته، برگزار شد؛ هيات اجرائی انتخابات، يک روز بعد، اعلام کرد که در تهران بزرگ، تنها بيست و هشت درصد صاحبان رای در انتخابات شرکت کرده‌اند؛ نظر سنجی‌های وزارت کشور و حزب مشارکت، تا پيش از برگزاری انتخابات نشان داده بود که حداکثر ۲۲ درصد صاحبان رای به حوزه‌های رای گيری مراجعه خواهند کرد.

حتی اگر آماری که هيات اجرائی اعلام کرده است دقيق باشد، باز نمايندگان دوره هفتم مجلس نمی‌توانند مدعی نمايندگی اکثريت مردم ايران باشند؛ برای واقعيت يافتن اين ادعا، می‌بايست دست کم پنجاه و يک درصد صاحبان حق رای در انتخابات شرکت می‌کردند.
بررسی مقدماتی آراء نشان داد که سی نفر نخست برگزيدگان تهران همه به جناح انحصار طلب حکومت تعلق دارند؛ به اين ترتيب، مجلس هفتم، نه تنها از حضور دگرانديشان تهی می‌ماند، بلکه حتا محل گردهمائی نمايندگان جناح‌های فکری درون حاکميت نيز نيست؛ به اين ترتيب، می‌توان انتظار داشت که حکومت جمهوری اسلامی با کنار زدن بخش قابل توجهی از نيروهای خود، وارد بحران تازه‌ای شود که جلوه‌های آن، در آينده نزديک آشکار خواهد شد.

غربی‌ها: انتخاباتی که آزاد نبود
در روزهای آخر هفته گذشته، تقريبا تمام روزنامه‌ها، هفته نامه‌ها و شبکه‌های راديو تلويزيونی غرب، بخش قابل توجهی از ستون‌ها و برنامه‌های خود را به تحليل انتخاباتی اختصاص دادند که همه معتقد بودند از آن نمی‌توان به عنوان يک "انتخابات آزاد" نام برد.
به عنوان يک نمونه، ما تحليل بخش اينترنتی هفته نامه معتبر اشپيگل را برگزيده‌ايم، زيرا که مستقيما از تهران گزارش می‌دهد و بر واقعيت‌هائی متکی است که در روز برگزاری انتخابات رخ داده است. برگردان متن کامل اين گزارش تحليلی کوتاه را در اينجا می‌خوانيد:

به رغم پيروزی تقريبا قطعی محافظه کاران در ايران، انتخابات به يک وسيله سنجش نيروی اصلاح طلبان تبديل شده است؛ به دنبال کنار نهاده شدن هزاران نامزد ليبرال، اصلاح طلبان به شرکت محدود رای دهندگان، به عنوان نشانه اعتراض به تندروها اميد بسته‌اند؛ اين که آيا آنها موفق می‌شوند يا نه، روز شنبه روشن خواهد شد.

نيروهای ليبرال، روز جمعه تا آخرين دقايق از طريق اينترنت و پيام‌های کوتاه روی تلفن‌های همراه، حدود ۴۶ ميليون نفر صاحبان رای را به تحريم انتخابات فرا می‌خواندند؛ آنها اميد داشتند که مشارکت در انتخابات، در حوزه‌های نفوذ بزرگ آنها، بويژه در شهرهای بزرگ، در مقايسه با آخرين انتخابات، دست کم به نصف کاهش يابد؛ اين نشانه پشتيبانی همگانی از جنبش اصلاحات و ضربه‌ای برای تندروهای محافظه کار خواهد بود.
داوود هرميداس باوند، استاد علوم سياسی می‌گفت: "هرچه تعداد شرکت کنندگان در انتخابات کمتر باشد، پيروزی خاموش اصلاح طلبان بزرگ تر خواهد بود".
روحانيت محافظه کار می‌کوشد رای دهندگان را با استفاده از رسانه‌های دولتی تجهيز کند؛ بالاترين مقام سياسی و روحانی ايران، آيت الله علی خامنه‌ای، نيم ساعت پس از گشايش حوزه‌های انتخاباتی، رای خود را به صندوق انداخت و گفت: "من فکر می‌کنم اين انتخابات مهمتر از انتخابات پيشين است، زيرا ضد انقلاب می‌کوشد مانع شرکت مردم در رای گيری شود".
آيت الله علی مشکينی، رئيس شورای خبرگان مهمترين مجمع روحانيت شيعه گفت: "هرکس که به مسئوليت خود حتا بعضا عمل نکند، بايد در برابر خدا پاسخگو باشد؛ هم در اين دنيا و هم در آخرت!"

نخستين گزارش‌ها درباره برخورد مردم با انتخابات امکان دستيابی به چشم انداز روشنی را نمی‌دهند؛ در شرايطی که برخی از حوزه‌های انتخاباتی در تهران خالی مانده‌اند، از مناطق روستائی گزارش‌هائی پيرامون هجوم رای دهندگان به حوزه‌ها می‌رسد؛ مهلت گشايش حوزه‌های انتخاباتی بارها تمديد شد و برخی از آن ها ساعت ۱۰ شب به وقت محلی بسته شدند؛ در آغاز اعلام شده بود که حوزه‌ها تا ساعت ۶ بعد از ظهر باز خواهند بود؛ تمديد ساعات کار حوزه‌ها، به عنوان تلاش برای بالابردن تعداد رای دهندگان ارزيابی شد.

مجلس محافظه کاران
در پی رد صلاحيت بيش از ۲۴۰۰ نامزد اصلاح طلب و اعلام استعفای آنها، اکنون برای بيشترين تعداد ۲۹۰ کرسی مجلس، تنها نامزدهای محافظه کار تلاش می‌کنند؛ به اين ترتيب، روشن به نظر می‌رسد که محافظه کاران تندرو، به دنبال شکست آشکار چهار سال پيش خود در برابر اصلاح طلبان، اکنون بار ديگر اکثريت را در مجلس به دست خواهند آورد.
اصلاح طلبان، آن زمان در واقع به يک پيروزی تکان دهنده دست يافتند، اما در چهار سال پس از آن عملا نتوانستند در قدرت نامحدود محافظه کاران تغييری ايجاد کنند؛ زيرا همه تلاش‌های آنها از سوی نهادهای غيرانتخابی مورد پشتيبانی خامنه‌ای خنثی شد.
نخستين نتايج انتخابات روز شنبه اعلام خواهد شد، زيرا که آراء به صورت دستی شمارش می‌شود؛ رئيس جمهوری خاتمی، که با چهره‌ای تلخ در پای صندوق رای حاضر شد، هشدار داد: "نتيجه انتخابات هرچه که باشد ما بايد آن را بپذيريم".

جواد طالعی ــ سايت شهروند


)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))




Thursday, February 26, 2004

ابراهيم نبوی – روزنامه نيمروز


 


مزرعه حيوانات


 


ائتلاف با خرس


سئوال: اگر يک روباه با يک خرس در انتخابات ائتلاف کنند، چه اتفاقی می‌افتد؟


جواب اول: روباه تمام عقلش را به کار می‌گيرد تا خرس انتخاب شود و بعداز انتخاب شدن روباه به جای خرس قدرت را در دست می‌گيرد.


جواب دوم: روباه از همه دعوت می‌کند تا در يک انتخابات آزاد شرکت کنند، بعد که همه جمع شدند خرس با استفاده از زورش توی سر کسانی که جمع شدند می‌زند و در نتيجه اکثريت قاطع به خرس رأی می‌دهد، اما روباه قدرت را در دست می‌گيرد.


جواب سوم: چون ممکن است شير آنها را بخورد، روباه چنين مصلحت را تشخيص ميدهد که خرس و روباه بايد به نفع شير از انتخابات کنار بروند.


 


خرگوش‌ها در انتخابات


سئوال: اگر گفتيد هزار خرگوش چطور انتخابات برگزار می‌کنند؟


جواب: خرگوش‌ها چون موجودات تندرويی هستند هيچوقت در انتخابات شرکت نمی‌کنند، به همين دليل در انتخابات هميشه يا خرس‌ها پيروز می‌شوند يا لاک‌پشت‌ها و يا موجودات ديگری که عادت ندارند زياد از جايشان تکان بخورند.


 


دشمن خرگوش


سئوال: يک خرگوش چگونه دشمن خودش را تشخيص می‌دهد؟


جواب اول: راديو را روشن می‌کند و به سخنرانی رهبرانش گوش می‌کند، آنها در هرچند دقيقه يک‌بار دشمن را معرفی می‌کنند.


جواب دوم: خرگوش با روباه تماس می‌گيرد و از او می‌خواهد که دشمن را به او معرفی کند؛ روباه هم با دفتر کارگزاران تماس می‌گيرد تا آنها دشمن را به او معرفی کنند.


جواب سوم: خرگوش به کسانی که ممکن است دشمنش باشند نگاه می‌کند، هرکدام نگاهشان مهربان و دندانشان تيز بود دشمنش هستند.


 


زندگی سگی


سئوال: اگر گفتيد بهترين موقعيت سياسی که برای يک سگ پيش می‌آيد چيست؟


جواب اول: وقتی که مردم يک زندگی سگی دارند.


جواب دوم: وقتی همه دارند از ترس فرار می‌کنند و سگ‌ها می‌توانند دنبالشان بدوند.


جواب سوم: وقتی صاحب سگ از آن می‌ترسد.


جواب چهارم: وقتی قصاب‌ها سرشان شلوغ است و دائما کشتار می‌کنند.


 



&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&




Wednesday, February 25, 2004

خادم شمر كنونى گشته، وانگه نا له ها       با دو صد لعنت زدست شمر ملعون ميكند

بر يزيد زنده ميگويند هر دم صد مجيز،       بس شماتت بر يزيد مرده درون ميكنند !

حق گواه است ارمحمد زنده گردد ورعلى       هردو را تسليم نواب همايون ميكنند !

آيد از دروازه شمران اگر روزى حسين       شامش از دروازه دولاب بيرون ميكند !

حضرت عباس اگر آيد پى يك جرعه آب       مشك او را در دم دروازه وارون ميكنند

گر على اصغر بيايد بر در دكانشان       دردو پول آن طفل را يك پول مغبون ميكنند!

گر عى اكبر بخواهد يارى از اين كوفيان             روزپنهان گشته، شب بر وى شبيخون ميكنند

ور يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد             خاك پايش را به آب ديده معجون ميكنند !

خود اسيرانند در بند جفاى ظالمان       براسيران عرب اين نوحه ها چون ميكنند؟

     

ملك اشعراء بهار      





==========================================




Tuesday, February 24, 2004

اتحاديه اروپا و آمريکا از نحوه انتخابات ايران انتقاد کردند

ايالات متحده آمريکا و اتحاديه اروپا انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی ايران را مورد انتقاد قرار داده‌اند. در انتخابات روز جمعه گذشته مجلس بسياری از اصلاح طلبان به حکم شورای انتصابی نگهبان از کانديداتوری مجلس محروم شدند و در نتيجه محافظه کاران، بی رقيب و بی معارض، يکه تاز صحنه رقابتها شده و به اکثريت دست يافتند.

ريچار باوچر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا، روز دوشنبه از انتخابات جمعه گذشته در ايران با عنوان " عقب نشينی" دمکراسی در ايران ياد کرد و اعلام داشت که انتخابات ايران با معيارها و ضوابط بين‌المللی همخوانی نداشته است. با اين همه سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا گفت " روند آوردن فشار برای دمکراسی در ايران" ادامه خواهد يافت.

از سوی ديگر وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا نيز که در بروکسل گرد آمده بودند مراتب تاسف عميق، دلسردی و ياس خود را از حذف اصلاح طلبان در انتخابات اعلام داشتند.
در اعلام نظر جداگانه‌ای جک استرا، وزير امورخارجه بريتانيا، اعلام کرد که رويدادهای اخير ايران تاثيری منفی بر مذاکرات بازرگانی و داد وستد ايران واتحاديه اروپا خواهد داشت.

نتايج غيررسمی انتخابات ايران نشان می‌دهد که واپسگرايان ايران اکثريت قاطع از ۲۹۰ کرسی مجلس را بدست گرفته‌اند و اصلاح طلبان تنها حدود ۴۰ کرسی را برای خود نگاه داشته‌اند.
اصلاح طلبان ايران بدنبال سلب صلاحيت شورای نگهبان از حدود ۲۴۰۰ کانديدا که اکثريت اصلاح طلبان را شامل می‌شد انتخابات را تحريم کرده بودند.
شورای نگهبان، که ارگانی است غيرانتخابی و متشکل از فقها و حقوقدانان، می‌تواند طبق تعريف متداول از قانون اساسی جمهوری اسلامی از کانديداهايی که برای احراز سمت نمايندگی بايد به آرا و اراده مردم مراجعه کنند سلب صلاحيت کند.

وزارت کشور ايران اعلام کرده است که مشارکت رای دهندگان ايرانی در انتخابات سه روز پيش مجلس، با شرکت ۶/۵۰ درصد واجدين شرايط، به سطح بيسابقه‌ای نزول کرد، اما شورای نگهبان مدعی است نسبت مشارکت مردم حدود ۶۰ درصد بوده است.

روزنامه انگليسی تلگراف

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx





Iranian.com