: : : : علمى : : : :

Friday, February 20, 2004

من و آقا خاطرات محرمانه علمدار آقا
اسد مذنبی – سايت شهروند

شنبه ۱۲ بهمن ماه
با عجله " شرف" ياب شدم. کارهای مهمی بود که بايد به عرض مبارک ملاکانه ميرساندم. اما بنازم به قدرت خارق العاده و فولادين آقا! مملکت را دارد آب ميبرد اما آقا بی خيال به مخده تکيه داده و مشغول مکيفات بودند. عرض کردم قرار است با وليعهد انگليس ملاقات بنمايم. فرمودند فقط يادتان نرود به ايشان اطمينان بدهيد که آب از آب تکان نخواهد خورد و با اشاره به خودشان ادامه دادند، بگوييد اگر علی ساربان است ميداند شتر را کجا بخواباند! بی اختيار گفتم: بغل منقل! از حرف زدن خودم سخت پشيمان شدم ولی خيلی دير شده بود چون آقا چايی داغ را حواله صورتم کرد. از شدت درد جيغ زدم و فرار را بر قرار ترجيح دادم!

يکشنبه ۱۳ بهمن ماه
پرنس چارلز را به حضور پذيرفتم! يعنی ايشان مرا به حضور پذيرفتند. چايی قندپهلو سفارش دادم و پرسيدم با دود و دم ميانه‌ای داريد يا خير؟ گفت هر چيزی که تقويت کننده قوه باه باشد مثمرالثمر است و به طعنه ادامه داد که در مملکت امام زمان وفور نعمت است پس چرا مردم مينالند!
اين شعر را برايش خواندم:
نعمت دهر اگر چه بسيار است        نعمتی بهتر از رفيق کجاست
گفت اين سفر برای خانواده ما بسيار گران تمام شد و مطبوعات انگليس پدر ما را درآوردند. گفتم پس خيلی بر ما منت گذاشته‌ايد؟‌ گفت بايد از بم سپاسگزار باشيم. گفتم ما هميشه مديون مردگان هستيم و هر چه داريم از آنهاست! و اضافه کردم اگر اجازه بدهيد جناب شاهرودی را بفرستم تا ادبشان کند! گفت شاهرودی فقط فحش خور است چون احکام از جای ديگری ميآيد. فهميدم از همه چيز خبر دارند و بی سبب نيست که همه اهل ولايت در همسايگی کاخ باکينگهام دفتر و دستک دارند و حتی وقتی زير فشار مجلس آقا تصميم به چوب و فلک مصاحب نيک براون گرفت، از امدادهای غيبی ندا آمد که بشين سر جات! چارلز گفت به آقا سفارش کنيد که جمهوری نيم بند را به ظاهر هم که شده حفظ بکنيد حالا ميخواهد کودتای پارلمانی بکند يا جام زهر را بالا برود خود داند چون اين جورج باقر بوش عقلش پارسنگ بر ميدارد و ممکن است بهانه اورانيوم را با انتخابات مجلس اشتباه بگيرد و دردسر درست کند. گفتم با اين تفاصيل فردا در مجلس "عوام" هوار نزنند که اين "جمهوری اسلامی قلابی"‌است. گفت مطمئن باشيد کسی به "عوام" اهميت نميدهد! هنگام رفتن گفت والده پيغام داده به آقا بگوييد اينقدر پرت و پلا نگويد! ديدم به اين يکی نميشود حرفی زد. عرض کردم اين هم عوارض جانبی يا به قول شماها side effect همان داروی قوه باه است! جناب پرنس قاه قاه خنديد و گفت آقا قوه جاه را با باه عوضی گرفته و دو مرتبه غش غش خنديد. تا به حال نديده بودم که يک انگليسی با دست و دلبازی تمام بخندد!

دوشنبه ۱۴ بهمن
مشروح مذاکرات خود با پرنس چارلز را به سمع مبارک ملاکانه رساندم. آقا مثل خر کيف کردند و فرمودند معلوم ميشود بسيار با درايت عمل ميکنيم که اعمالمان مورد ‌تاييد ملکه شوکت پناه سرکار علی زابت ثانی قرار گرفته است! به بساط اشاره‌ای کردم و گفتم واقعا که از اين با درايت تر نميشود! آقا از کوره در رفتند و پرسيدند مثل اينکه دوباره تنت ميخاره!؟
از ترس موضوع را عوض کردم و گفتم پرنس چارلز ميگفت باکينگهام مايل است آقا سلطنت بکند نه حکومت! آقا به روی خودشان نياوردند و فرمودند نگفتند با خاتمی درباره چه موضوعاتی مذاکره کرده‌اند؟ عرض کردم چرا. گفتند به خاتمی به صراحت گفته‌ايم اصلاح طلب هستی باش فقط آقا را تنها نگذاريد و هوای نظام را داشته باشيد چون نظام يعنی آقا و آقا يعنی نظام! آقا کيف کردند و گفتند ميدانستم از جای ديگری به ايشان فشار آمده ولی نميدانستم با يکذره فشار اينقدر جا ميزند. عرض کردم معلوم ميشود به تجربه دريافته که انتخابی مثل بچه نماندنی است اما انتصابی مادام العمر است.
نميدانستم چطور پيغام ملکه شوکت پناه را به آقا بگويم. بالاخره دل به دريا زدم، آيت الکرسی خواندم و آهسته آهسته به سمت در خروجی بيت رفتم و عرض کردم، ضمنا پرنس چارلز گفتند والده پيغام داده‌اند که به آقا بگوييد پرت و پلا کمتر بگويد و بلافاصله زدم به چاک. فقط شنيدم آقا داد ميزند نمک به حرام مگر به چنگم نيفتی، حالا ديگه واسه من سوسه ميايی.
اين شعر ظهير فارابی يادم آمد:
به زاد و راحله ماندن طريق رهرو نيست         هميشه سختی ره بر خر گرانبار است

سه شنبه ۱۵ بهمن ماه
«شرف» يابی امروز موقوف شد. در منزل مراجعين را پذيرفتم. از دست فک و فاميل دور و نزديک خسته شده‌ام. يکی پسر جوان و خوش قيافه‌اش را آورده که او را نماينده مجلس بکن! با خنده گفتم ميفرستاديش هنرپيشه بشود و پرسيدم چند کلاس سواد دارد. گفت چهار کلاس اکابر رفته! گفتم اخوی در مجلس بايد بتواند حرف بزند و تصميم گيری بکند! گفت حرف زدن بلد نيست ولی بعد از دستور خوب نطق ميکند. گفتم عموجان نميشود ولی کار ديگری برايش دست و پا ميکنم. يکی ديگر جوان درشت اندامش را آورده که او را دالون دار مجلس بکنيد! گفتم اخوی اصلا ميدانی مجلس يعنی چه؟! گفت مگه «مجلس عزاداری» تشکيل نميدهيد؟! اصغر لبويی خلبان هليکوپتر آقا يک دوجين اعوان و انصارش را آورده بود که اينها را ملاتور(سناتور) انتصابی مجلس بکنيد. همه را به زور پس گردنی بيرون کردم چون آقا تلفن کردند و پرسيدند پس اين مهمانهای صيغه‌ای چه شدند؟ عرض کردم امروز صبح از سوريه آمده‌اند، منتظر اوامر ملاکانه بودم! گفتند فوری«شرف» ياب شوند. دو تا بودند يکی سهم خودم شد دومی را فرستادم «شرف» ياب شود!
اين هم کار ما آخر عمری! به ياد اين شعر خواجه شيراز افتادم
گر شوند اگه از انديشه ما مغ بسيجيان(۱)        بعد از اين خرقه صوفی به گرو نستانند
۱ــ در اصل مغ بچگان بوده که علمدار آن را تغيير داده است!

چهارشنبه ۱۶ بهمن ماه
ليست تکميل شده مجلس هفتم را تقديم آقا کردم. توشيح فرمودند. فرمودند آرا کجاست؟ گفتم برادران جان بر کف مشغول حمل آنها به ستادهای انتصاباتی هستند. گفت مواظب باش اين حرف را جای ديگری تکرار نکنی. پرسيدند چند ميليون رای آورده‌ايد؟ گفتم چهل و اندی ميليون! آقا داد زدند مگر نگفتم فقط چهل ميليون باشد نه يک رای کمتر نه يک رای بيشتر. گفتم اطاعت ميشود اضافی‌ها را ميسوزانيم. فرمودند به ستاد کودتا تلفن کن و به برادران «رشيد جانی» بگو با ساز و دهل در صدا و سيما اعلام بکنند که چهل ميليون نفر در انتخابات شرکت کرده‌اند! گفتم قربان انتخابات چهار روز ديگر است چطور امکان دارد چنين کاری بکنيم آقا داد زدند مرتيکه روی حرف من حرف نزن. به ياد حرف پرنس چارلز افتادم که گفته بود وقتی قوه جاه با قوه باه مخلوط شود معجونی از اين بهتر به دست نمی‌آيد.
هر کس به قدر همت خود خانه ساخته         بلبل به باغ و جغد به ويرانه تاخته

پنجشنبه ۱۷ بهمن ماه
صبح زود سربينه حمام«شرف»ياب شدم! عرض کردم سفير جديد تربکستان و دالون دار دومای روسيه و آبدارچی کاخ اليزه اجازه«شرف» يابی دارند. فرمودند سفير تربکستان بگوييد بيايد همين جا استوارنامه تقديم کند. آبدارچی کاخ اليزه را بفرستيد پيش حسن آقا(روحانی) چون ميزبان ايشان در پاريس بوده آن يکی را دست به سر کنيد وقت نداريم! سفير جديد تربکستان استوارنامه خود را به حمامی تقديم کردند.
تيمسار اسمال پلنگ، حمامی آقا لنگی به کمرش بسته و جناب سفير در خزينه حمام «شرف»ياب شد و به دستور آقا سردار اکبر کيسه کش شروع کرد به مشت و مال سفير! سفير از من پرسيد اين اعمال شاقه جزو رسم و رسوم«شرف» يابی شماست؟! جواب دادم به اين ميگويند اسلاميک ماساژ! بحمدالله از برکت وجود آقا لنگی و حمامی و کيسه کش همگی تيمسار و سرلشکر شده‌اند، بنازم به اين جندالله!

جمعه ۱۸ بهمن ماه
نماينده جورج باقر بوش را مخفيانه به حضور پذيرفتم. گفت قولتان يادتان نرود چون ما در انتخابات همه رقم از شما حمايت کرده‌ايم و انتظار داريم شما نيز از جورج باقر بوش در مقابل جان کری حمايت بکنيد و اضافه کرد يادتان نرود که اگر ما به صراحت از تونی بلر در مقابل بی بی سی حمايت نميکرديم تونی بلر راضی نميشد پرنس چارلز را با پس گردنی به ايران بفرستد! گفتم ولی پرنس چارلز گفت که از طرف واله مکرمه ماموريت دارد! نماينده گفت انگليسی ها به خودشان هم دروغ ميگويند! و اضافه کرد که از يک ماه قبل از انتخابات عمليات انتحاری و بمب گذاری در عراق بايد متوقف شود. گفتم خواسته کوچکی نيست! با پررويی گفت فکر نميکنم از بحران انتصابات هفتم بزرگتر باشد. هنگام رفتن پرسيدم ميشود بفرماييد دليل محبوبيت جورج باقر بوش نزد ايرانيان چيست گفت هيچی فقط راديو ياران هوای ما را دارد، همين و حتا در بيشتر مواقع نيز طوری مسائل را ماستمالی ميکنند که ما طلبکار هم ميشويم. اما شما با کمک به يکی دو تا ماهواره لس آنجلسی آنها را هم منفور کرده‌ايد. زيرا بی جهت هی ميگويند ما سياسی نيستيم در صورتی که بايد فحش‌های رکيک تری به شما بدهند و گفت پيش خودت بماند چون ما ساليانه ميليونها دلار خرج آتش زدن پرچم آمريکا در دنيا ميکنيم. گفتم چطور چنين چيزی به عقل ما نرسيده گفت چون اين کاره نيستيد زيرا بعد از بيست و پنج سال ريده‌ايد به مملکت. مجبور شدم خودم را کنترل کنم!

¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬



برگرفته از روزنامه کيهان چاپ لندن

Thursday, February 19, 2004

جوکهای انتخاباتی !


 


تکليف روز انتخابات


دبير حزب‌الهی: خُب، صحبت‌های مرا شنيديد، پيام رهبری راهم که برايتان خواندم، حالا تکليف‌تان در روز انتخابات را فهميديد؟


دانش‌آموزان: بله آقا، بايد برويم پيک نيک!


 


سالگرد انقلاب


سخنران: ما عليرغم تبليغات دشمنان در اينجا جمع شده‌ايم...


کارگر: ما هم عليرغم ميل‌مان...


 


درس فقه


معلم فقه: بچه‌ها، بايد چکارکنيم تا خدا گناهان مارا ببخشد؟


يکی از بچه‌ها: بايد گناه بکنيم، آقا!


 


نسخه لاغری


آدم چاق: آقای دکتر، چکار کنم که لاغر بشم؟


دکتر: به جمهوری‌اسلامی وفادار باش؛ دوندگی برای کار و گرفتن حقوق معوقه، لاغرت می‌کنه!


 


تعبير خواب


خاتمی: ديشب خواب خيلی بدی ديدم!


مشاور خاتمی: چه خوابی؟


خاتمی: خواب ديدم که به سرعت رانندگی می‌کنم و ازچراغ قرمز رد ميشوم!


مشاور خاتمی: نگران نباشيد، عوضش در عالم بيداری از چراغ سبز هم حداکثر با سرعت يک حلزون عبور می‌کنيد!


 


حجاب


مُنکراتی: خواهر، روسری‌ات سُرخورده رفته پايين!


خواهر: والدين ما، آدم وحوا که کاملا لخت بودن!


مُنکراتی: عوضش از بهشت رانده شدن!


خواهر: پس به ما هم ويزا بدين تا از بهشت‌تان رانده بشيم!


 


عسگر آهنين – روزنامه نيمروز



<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>




Tuesday, February 17, 2004

بيست و پنج سال دروغ

اکنون خیمه شب بازیهای رژیم در مورد انتخابات رو به پایان است؛ رژیم بازهم توانست برای مدتی عده‌ای را به خود مشغول کند و برای خود عمر بخرد؛ این اولین بار نیست که خاتمی و دوم خردادیها به مردم دروغ می‌گویند، مردم را امیدوار می‌کنند و بعد هم می‌زنند زیرش؛ این کار ٢۵ ساله آنهاست.
اول میگویند انتخابات غیره آزاد و غیره رقابتی را برگزار نمی‌کنیم و سپس با کاسه گدایی دنبال گرفتن آرای مردم می‌دوند؛ جدی‌ترین روش در قبال انتخابات، جدی نگرفتن آن است؛ آنهایی که تا کنون این رژیم و قول‌هایش را جدی گرفته بودند، اکنون پیش وجدان خود شرمنده‌اند.

اکنون پروژه دوم خرداد که قرار بود رژیم را در مقابل حوادث متعرقه بیمه کند، خود سوخت، دود شد و به هوا رفت؛ اینها می‌خواستند قوانین اسلام را با دموکراسی آشتی بدهند، از جامعه مدنی مدینه النبی درست کنند و جمهوریت را با اسلامیت یکی کنند؛ نشد ! اینها هم خدا را می‌خواستند و هم خرما؛ اینها که بیش از دو دهه است که نان این نظام را می‌خورند نمی‌توانستند نمکدان را بشکنند؛ همه اینها موقعیت شغلی و اجتماعیشان مدیون همین رژیم‌اند؛ از پاسداری در کمیته‌های محل شروع کرده‌اند، اینقدر پسر و دخترهای بی چاره را کتک زده‌اند، در بازجویی‌ها و شکنجه‌های رژیم شرکت داشته‌اند تا اینکه اکنون نماینده مجلس، ژورنالیست، استاد دانشگاه، تاجر و سفیر شده‌اند؛ بند ناف همه اینها به همین نظام بسته شده است؛ اینها اکنون هم به میل خود نمی‌روند، دارند بیرون‌اشان می‌کنند؛ عمر مفید اینها همین قدر بود.

دوم خردایها می‌گویند انتخابات اول اسفند آزاد نیست بنابراین ما در آن شرکت نمی‌کنیم؛ گویا زمانی که خود انتخاب شدند، انتخابات آزاد بود؛ اینها اگر ذره‌ای شرافت انسانی میداشتند، می‌بایست خیلی زود تر استعفا می‌دادند؛ در این چند سال دلیل برای استعفا زیاد وجود داشت. اینها اگرچه امروز از قدرت رانده می‌شوند، اما از فردا در سایه همین رژیم به کارهای اقتصادی و سیاسی خود ادامه می‌دهند و باز هم دعا گوی همین رژیم و بنیانگذارش هستند؛ وقتی هم گفتند "ایران برای همه ایرانیان" منظور خودشان بودند.

پنج سال است که رژیم در یک بحران سیاسی اجتماعی مزمن به سر می‌برد؛ این پنج سال، رژیم را تا لبه سر‌نگونی پیش برد و نیمه جان کرد؛ بنابراین رژیم به فکر آینده‌اش افتاده؛ راز بقا! این را خاتمی و کروبی بهتر تشخیص دادند؛ رژیم می‌خواهد در قدم اول صفوف از هم پاشیده خود را از نو سازمان بدهد، اما سازماندهی جدید لشکری شکست خورده بسیار دشواراست.
این تجدید قوا نیز موقتی خواهد بود؛ از همین الان صدای الرحمان رژیم بلند شده است، مردم دارند دکه‌های انتخاباتی‌اش را روی سرش خراب می‌کنند و روز انتخابات، "علی" را تنها می‌گزارند؛ خود رژیم هم این را خوب می‌داند، اما چاره‌ای جر تن دادن به این ننگ ندارد.

رژیم روی پله آخر ایستاده است و از این بالا تر نمی‌رود، نه راه پیش دارد و نه راه پس؛ همه پل‌ها پشت سر خود خراب کرده است، همه کارت‌هایش رو شده؛ فقط یک راه در پس پای خود می‌بیند، سرکوب در داخل و بند و بست در خارج؛ این آخرین ریسمانی است که همه نظام‌های دیکتاتوری به آن دخیل می‌بندند؛ این هم محکوم به شکست است.

سهراب ستوده – سايت گويا

================================




Monday, February 16, 2004

تحريم بزرگ يعنی رد صلاحيت رژيم و سرآغاز جنبش ملی برای رفراندوم

تحريم يعنی آن که ما جهانيان را به حمايت از حقوق لگدمال شده خود فرامی خوانيم. تحريم يعنی آن که ملت به آسانی زير بار استراتژی سرکوب در داخل، آشتی با غرب که مقدمه راه چين است نمی‌رود. تحريم يعنی سرآغاز جنبش ملی برای رفراندوم.

انتخابات مجلس هفتم درهرحال اين بار از جانب ملت تحريم می‌شد، چه اصلاح طلبان که مردم دگر نسبت به آنها قطع اميد و اعتماد کرده بودند تائيد صلاحيت می‌شدند و چه آن گونه که رخ داد رد صلاحيت می‌شدند. چرا که مردم دراين مدت آموختند که در جمهوری اسلامی نهادهای انتخابی، بی اختيار، نمايشی و تابع حکم حکومتی هستند. حذف اصلاح طلبان پيگير از صحنه انتخابات و عدم شرکت بخشی از نمايندگان و احزاب قانونی در انتخابات ، اما به تحريم دامنه هرچه وسيع تر و هيجان انگيزتری بخشيده است. چنان که بی گزافه می‌توان گفت که رسواترين انتخابات فرمايشی تاريخ ايران، همانی است که فاشيستهای مذهبی در روز اول اسفند ماه به صحنه می‌آورند.

حالا ديگر همه جهانيان از ماهيت ضد مردمی و ضددموکراتيک اين نمايش وقيحانه آگاهی دارند و می‌خواهند بدانند ملت ايران با اين نمايش که اهانت آشکار به هوش، اراده و هويت او است چه می‌کند؟ و اين جا است که اهميت تحريم دوچندان می‌شود. چنان که می‌شود گفت که چگونگی برگزاری اين نمايش و دامنه و ابعاد تحريم و انعکاس ملی و جهانی آن هم بر جنبش آزاديخواهانه مردم و هم بر پروژه استبدادی سرکوب در داخل و آشتی با غرب مستقيما تاثير می‌گذارد.

تحريم اين مضحکه از جانب ملت يعنی رد صلاحيت مجدد رژيمی که ديری است صلاحيت ملت ايران را در انتخاب راه خود رد کرده و همه آزادی‌ها و اختيارات ملت را به نفع خود مصادره کرده است.
برعکس، شرکت در اين بازی خائنانه چه به صورت نامزد نمايندگی و چه حضور در پای صندوق‌ها به عنوان سياهی لشکر فاشيسم همدستی با دشمنان ملت و خيانت به آرزوهای ملی است.

کسانی که شناسنامه خود را به مهر اين انتخابات ننگين سياه می‌کنند لکه ننگی را بر دامن خود می‌گذارند که به اين آسانی‌ها پاک نخواهد شد. و آنان که به عنوان نامزدهای نمايندگی مجلس هفتم به صحنه آمده‌اند، خائن به خواسته‌ها و آرزوهای ملت‌اند و بايد بدانند که خيانت آنها در تاريخ ثبت می‌شود. تحريم اين نمايش يعنی نه به استبداد و نه به خائنانی که همچون بازيچه دست استبداد به صحنه آمده‌اند.

تحريم يعنی آن که ما ايرانيان آزادی می‌خواهيم. يعنی آن که جهانيان بدانند که ما آن ملت احمقی که ارتجاع حاکم او را سياهی لشکر خود معرفی می‌کند و به حساب عقب ماندگی آن با قدرت‌های خارجی معامله می‌کند، نيستيم. يعنی آن که ما می‌دانيم اين نمايش توهين به هوش و اراده ما است. يعنی آن که اين رژيم و عروسک‌های خيمه شب بازی مسخره‌ای که به صحنه نمايش مجلس هفتم آمده‌اند با آرزوهای ما بيگانه‌اند.

تحريم يعنی آن که ما عليه استبداد همدل و هماهنگ شده‌ايم. يعنی آن که دنيا بداند که همراهی با اين رژيم دشمنی با ملت ايران است. تحريم يعنی آن که ما جهانيان را به حمايت از حقوق لگدمال شده خود فرامی‌خوانيم. تحريم يعنی آن که ملت به آسانی زير بار استراتژی سرکوب در داخل، آشتی با غرب که مقدمه راه چين است نمی‌رود. تحريم يعنی سرآغاز جنبش ملی برای رفراندوم.

چگونگی برگزاری اين انتخابات فرمايشی برای هر دو طرف دعوا يعنی چه ملت و چه استبداد حاکم، اهميت فوق العاده‌ای پيدا کرده است. باند حاکم البته به کمک دستگاههای اطلاعاتی خود از همگانی بودن تحريم آگاه است و از آنچه بيش از خود تحريم می‌ترسد، انعکاس آن در ايران و جهان است. برای مخالفان استبداد نيز طبعا هم تحريم به مثابه واکنشی همدلانه و هماهنگ ملت درخور اهميت است و هم بازتاب آن در ايران و جهان.
دست کاری در تعداد آراء و ارائه آمارهای تقلبی از شرکت مردم نيز گوشه‌ای از خيانت بزرگی است که صحنه گردانان اين نمايش قصد ارتکاب آن را دارند. علی خامنه‌ای در موعظه روز جمعه ۲۴ بهمن ماه شرکت وسيع مردم در انتخابات را برای جمهوری اسلامی از هر زمان مهم تر دانسته است. اطرافيان وی اين اشاره خامنه‌ای را حکم حکومتی برای بالا بردن آمار شرکت کنندگان تلقی می‌کنند.
با شناختی که از شخص خامنه‌ای و گماشتگان او داريم تلاش آنها برای تقلب در تعداد آراء و پنهان کردن تحريم انتخابات امری حتمی است. پيشينه سران فاشيسم مذهبی حاکی از آن است که آنها هر جنايتی را برای حفظ حاکميت خود مشروع و مجاز می‌دانند، چه آدم کشی باشد، چه نشاندن جنايتکاران در جايگاه قضاوت باشد و چه دروغ های بزرگ برای قلب واقعيت‌ها و فريب اذهان.

آن چنان که از هشدارهای نمايندگان معترض، اطلاعيه‌های متعدد دانشجويان و بيانيه‌های شخصيت‌های ملی و دانشگاهی از جمله بيانيه شماره ۲۰ نمايندگان معترض مجلس، بيانيه شماره ۱ دانشجويان دانشگاه صنعتی اميرکبير، بيانيه‌های دفتر تحکيم وحدت و گزارشات سايت‌های امروز و رويداد مستفاد می‌شود، برگزارکنندگان انتخابات فرمايشی که از تحريم همگانی به وحشت افتاده‌اند، درصدد تقلب در تعداد آراء و ارائه آمار تقلبی برآمده‌اند.

گفته می‌شود که مافيای سياسی حاکم برای پوشاندن ابعاد تحريم همگانی که موقعيت آن را چه در ايران و چه در عرصه بين المللی بيش از پيش متزلزل می‌کند قرار است از دو راه زير اقدام کند:
1- گروهی از اعضای بسيج و سپاه با لباس شخصی در برخی از حوزه‌های شهرهای بزرگ بويژه در تهران در تمام مدت روز رای گيری در صف رای گيری نگهدارد و روزنامه نگاران و خبرنگاران را به اين حوزه‌های ويژه هدايت نمايد.
گفته می‌شود که رژيم علاوه بر روزنامه نگاران "خودی"، از مدتها پيش در صدد بوده است عده‌ای از خبرنگاران " غيرخودی" را نيز برای تبليغات کاذب خود بخرد.
2- ناظران شورای نگهبان با دست کاری در تعداد آراء، نظر علی خامنه‌ای را که گفته است برای خنثی کردن توطئه دشمن به ۴۰ ميليون رای نيازمنديم تامين نمايند.

تحريم همگانی و هوشيارانه انتخابات فرمايشی اما می‌تواند اين توطئه اهريمنی خامنه‌ای و نوکران او را خنثی کند. چرا که رژيم قادر نيست به هزاران حوزه رای گيری در شهرهای بزرگ سياهی لشکراعزام کند. عدم حضور اکثريت عظيم ملت در رای گيری را نمی‌توان به اين آسانی‌ها از ديد ناظران پنهان کرد. در ميان انبوه روزنامه نگاران و فيلمبرداران خارجی وايرانی مستقل و دارای وجدان روزنامه نگاری کم نيستند کسانی که حقايق را آن چنان که هست دريابند و برای جهانيان گزارش کنند.
خامنه‌ای برای معامله کردن با قدرت‌های خارجی به دهها ميليون رای کاذب احتياج دارد. اما همه شواهد حاکی از آن است که دامنه و ابعاد تحريم همگانی انتخابات مجلس هفتم چنان بزرگ و چشم گير است که همه نقشه‌های دشمنان آزادی را نقش برآب خواهد کرد.
از فردای انتخابات مجلس هفتم بايد به جنبش نوين برای رهايی ايران با شعار رفراندوم انديشيد. جنبشی که درورای همه گرايشهای فکری و سياسی و حزبی برای رهايی کشوراز چنگال جمهوری اسلامی همه مخالفان استبداد را در يک جبهه بزرگ برای يک اقدام بزرگ گرد آورد.

علی کشتگر – سايت ميهن

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX



مجله اکونوميست: حکومت الله و دموکراسی ؟

کروبی: برای حفظ تمدن كهن و پاسداری از انقلاب و خون شهدا، در انتخابات شركت كنيد

ادامه گريه زاری کروبی ....


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%



سايت شبنامه

----------------------------------------------------------------------