: : : : علمى : : : :

Sunday, February 15, 2004

روز جمعه، نوبت مردم ايران است كه حكومت را رد صلاحيت كند

• در شهرهای بزرگ همه جا صحبت روز جمعه است؛ مردم بسيج شده‌اند كه با افزايش هرچه بيشتر شمار تحريم كنندگان عدم شركت در انتخابات جمعه را به يك رفراندوم واقعی در نفی حكومت فعلی تبديل كنند.

• شايع است كه هر كس روز جمعه از خانه خارج می‌شود روسری يا پيرامن سياه (يا سفيد) می‌پوشد كه معلوم شود، نه برای رای دادن، كه برای جلوگيری از تقلب از خانه خارج شده و يا كار شخصی دارد.

• در خبرهاست كه عمله استبداد دينی در تدارك چاپ شناسنامه و جابجا كردن "رای به مزدها" هستند تا از عظمت اين اعتراض مردمی تا آنجا كه ممكن است بكاهند؛ براساس تدارك و پيش‌بينی‌های سازمان دهندگان انتخابات فرمايشی، اتوبوس‌ها وظيفه كوچانيدن نماز جمعه بروها را پای صندوق‌های مختلف برعهده خواهند داشت. تشكل‌های دانشجويان می‌گويند سرصندوق‌ها حاضر می‌شوند كه تقلب نشود؛ برخی می‌گويند از اين فرصت برای تظاهرات يا نمايش خيابانی خيابانی استفاده كنيم.

• در محافل گذری، مثل تاكسی‌ها بحث داغ است كه راست‌ها مساله جارو كردن اصلاح طلبان از حكومت را با آمريكا حل كرده‌اند و تعرض آنها بدون اطمينان خاطر گرفتن از آمريكا نبوده است؛ اين محافل می‌گويند آمريكا قبول كرده است كه در ايران قدرت اصلی در دست ولايت است؛ نه دولت و مجلس كاره‌ای هستند و نه اپوزيسيون چنان پايگاه مردمی دارد كه بتواند قدرت را جابجا كند. آنها مسافرت‌های حسن روحانی به خارج و مسافرت پرنس چالز به ايران را نشانه‌های اين بده بستان‌ها تلقی می‌كنند.

اين طور كه پيداست روز جمعه آينده برای هر دو طرف، هم حكومت و هم مردم، روز نبردی سرنوشت ساز است؛ در سراسر ايران چه حكومتی و چه مخالفان همه دارند آماده ميشوند.
روز جمعه سئوال اصلا اين نيست كه چه كسانی سر از صندوق در می‌‌آورند؛ از همين الان پيداست و همه هم می‌‌دانند مجلس هفتم را چه كسانی پرمی‌‌كنند؛ مساله حياتی برای هر دو طرف شمار رای دهندگان و شمار تحريم كنندگان است.
تمام ناراضيان می‌‌خواهند روز جمعه را به روز همبستگی ملی عليه استبداد دينی بدل كنند.
عمال شورای نگهبان و دستگاه ولايت فقيه می‌خواهند در صد هرچه بيشتری از مردم را پای صندوقهای رای بياورند؛ اگر رای دهندگان در دوم خرداد ۱۳۷۶ با ريختن ۲۰ ميليون رای به صندوق‌ها اراده خود را برای آزادی و دموكراسی به دنيا اعلام كردند، روز جمعه اين هفته، با تحريم گسترده انتخابات فرمايشی، شكوه يك همبستگی ملی عليه استبداد دينی را به نمايش جهانی خواهند گذاشت.
روز جمعه نوبت مردم ايران است كه حكومت را رد صلاحيت كند.

سايت ايران امروز

##########################################




Saturday, February 14, 2004

حکم حکومتی " رهبر" برای تقلب در شمارش آراء

سپاه پاسداران، نيروهای انتظامی، صداوسيما و دستگاه قضائی موظف شده‌اند با ناظران شورای نگهبان همکاری کنند تا مجلس هفتم نامزدهای مورد حمايت علی خامنه‌ای را رای بالای مردم از صندوقهای رای سربلند بيرون آيند!

در محافل رژيم صحبت از ۳۰ ميليون تا ۴۰ ميليون رای است؛ خامنه‌ای به گماشتگان خود دستور داده است که نبايد تعداد آرای اعلام شده کمتر از انتخابات‌های پيشين باشد و رای بالا را برای بقا و اقتدار حکومت ضروری اعلام کرده است.

قرار است در کنار برخی از صندوق‌های آرای شهرهای بزرگ هزاران بسيجی و لباس شخصی در روز رای گيری از بام تا شام به صف بايستند تا به رسانه‌های خارجی چنين وانمود شود که مردم در انتخابات شرکت کرده‌اند؛ و اين همه در حالی است که مقامات رژيم به شدت از تحريم وسيع ملت به وحشت افتاده‌اند!

برخی از نمايندگان معترض می‌گويند دستکاری و تقلب در تعداد آراء که قرار است توسط ناظران شورای نگهبان صورت گيرد بر اساس حکم حکومتی علی خامنه‌ای توجيه می‌شود.
سايت امروز در اين باره چنين نوشته است: صداو سيما ظرف روزهای آينده تمام برنامه‌های خود را متوجه برپايی انتخابات مجلس هفتم خواهد کرد تا آرای مردم را به ۴۰ ميليون که رهبری دستور داده است، برساند.

يک فرد مطلع با بيان مطلب فوق به سايت امروز گفت: آقای علی لاريجانی در ۱۰ سال مديريت خود در صداوسيما با چنين شرايط سختی مواجه نبوده است زيرا از يک طرف اکثريت مردم تصميم به تحريم انتخابات گرفته‌اند و از سوی ديگر اگر وی نتواند آرا را به ۴۰ ميليون برساند، ممکن است رياست خود را بر صداوسيما در آينده نزديک از دست بدهد.

برگرفته از سايت ميهن

????????????????????????????????????????????????????????




Friday, February 13, 2004

حافظه تاريخى!

دو جوان ايرانى ٢۵ ساله در مقبره امام راحل ايستاده‌اند و محو تماشايند:

اولى:- راستى تو دوست داشتى چه كسى جاى امام راحل بود؟
دومى پس از مكث كوتاه:- راستش را بخواهى، همه شان!

اولى:- اما واقعاً كه چه مقبره باشكوهى!
دومى:- بله، واقعاً كه چه ريخت وپاشى، چه هزينه‌اى، چه اسرافى!

اولى پس از مكثى كوتاه:- بالاخره هرچه باشد، اينجا يك امام خوابيده است، هرچند امام دوازده بعلاوه يك!
دومى:- بعله، سيزده واقعاً نحوست دارد!

اولى خيره به دومى:- حالا تو چه مخالفتى با ساختن اين مقبره دارى؟
دومى، خطاب به اولى:- آخر بىانصاف، اين همه خرج براى دفن فقط يك نفر؟ با اين هزينه سنگين مى‌شد همه‌شان را يكجا دفن كرد!

****

اولى و دومى بترتيب از مقبره امام خارج شدند.
اولى پرسيد:- راستى استخدامت در وزارت ارشاد چه شد؟
دومى گفت:- ممتحن فقط يك سئوال كرد و من هم جوابش را دادم!

اولى:- چى پرسيد؟
دومى:- پرسيد، بسمه تعالى، كجا بودى تا حالا؟ بگو ببينم چرا بايد بعضى قسمتهاى نشريات خارجى را بريد، يا سياه كرد؟

اولى:- خوب تو چه جوابى دادى؟
دومى:- بسمه تعالى، درس ميخواندم تا حالا، چون اين نشريات خارجى مسلمان نيستند، براى همين ختنه‌شان مى‌كنيم!

اولى:- عجب، عجب، ممتحن چى گفت؟
دومى:- گفت، احسن‌الله‌ تبارك الخالقين! و احسن بر آن مادر مسلمانى كه تو را شير داده!

اولى:- پس به خير گذشت، تو چى گفتى؟
دومى:- گفتم، شير خشك بوده است حاج آقا! شايد هم شير پاكتى!

اولى:- واى، عكس العمل حاج آقا چى بود؟
دومى:- گفت، اى گوساله! گاو هم مخلوق خداست!

اولى:- تو كه جوابى ندادى!؟
دومى:- چرا، گفتم حق با شماست حاج آقا! مصداقش هم روبرويم نشسته است!

اولى:- عكس العمل حاج آقا چى بود؟
دومى:- هيچى، گفت برو خدا را شكر كن كه جزو سفارشى‌ها هستى، و گرنه ميدامت دست تواب سازها!

****

در اين لحظه چشم اولى به دختر محجبه زيبايى مى‌افتد:ـ گلى به گوشه چادر نمازت، اى خواهر!
دخترك لبخندى مى‌زند و وارد مقبره امام راحل ميشود.

دومى به اولى نگاه مى‌كند.
اولى، به سرعت مى‌پرسد:- به نظر تو اگر روزى نظام عوض شود، با اين مقبره بايد چيكار كرد؟
دومى، با نگاهى به مقبره، مى‌گويد:- بايد آن را درهم كوبيد و به جاى آن توالت عمومى ساخت!

اولى:- آخر اين كه نميشود! مقبره رضا شاه را يك ديوانه دستور داد درهم بكوبند و به جاى آن توالت عمومى بسازند؛ حالا تو هم ميخواهى با مقبره امام راحل همين كار را بكنى! پس حافظه تاريخى ملت چه ميشود؟
دومى، با خونسردى:- حافظه تاريحى ملت ميشود:- توالت عمومى!

اولى، به زمزمه:- براى همين، بوى گند سراسر تاريخ اين مملكت را گرفته است!

عسگر آهنين - روزنامه نيمروز

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>




Thursday, February 12, 2004

جوک، کاريکاتور است!


 


آينده رئيس جمهور


خبرنگار از رئيس دفتر رياست جمهوری می‌پرسد: " آقای رئيس جمهور، پس‌از پايان دوره رياست جمهوری، چکار می‌کنند؟


رئيس دفتر: " به خاطر لياقت‌شان در پيشبرد اصلاحات، از سوی سازمان ملل به افغانستان اعزام می‌شوند!"


 


راهزنان


کار سانسورچيان چيست؟


- راهزنی انديشه!


سلاح‌شان؟


- قيچی!


 


کبريت سوخته


نماينده متحصن: " عجيب است، هرچه کبريت می‌کشم، نمی‌گيرد؛ در حالی که ديروز همين کبريت را کشيدم و گرفت!"


دانشجو: " کبريت سوخته، نمی‌گيرد!"


 


آرايشگران


- شنيدی که با دخالت رهبری، صلاحيت عده‌ای از اصلاح‌گران برای شرکت در انتخابات تائيد شد؟


- بله، بالاخره يک چنين چهره کريهی، به تعداد زيادی آرايشگر هم نياز دارد!


 


کتاب مناسب


مشتری به کتابفروش: " می‌خواستم يک کتاب مناسب برای يک بيمار بخرم!"


کتابفروش: " کتاب مذهبی؟"


مشتری: " نه بابا، اينقدر هم حالش بد نيست!"


 


روزنامه‌نگاری


روزنامه‌خوان: " عجيب است!  نه تنها حوادث تاريخی، بلکه حوادث رندانه جهان هم، منطبق با سليقه مسئول روزنامه اتفاق می‌افتد!"


 


تابلوی آدم و حوا


خريدار تابلو: " يک تابلوی آدم و حوا در بهشت، می‌خواستم!"


فروشنده: " پيش‌، يا پس‌از عمل گناه؟"


خريدار: " در حين عمل، لطفا!"


 


عسگر آهنين – روزنامه نيمروز


 



```````````````````````````````````````````````````````````
```````````````````````````````````````````````````````````




Wednesday, February 11, 2004



انقلاب شكست خورده

امروز بيست و دوم بهمن ماه، مصادف است با بيست و پنجمين سالروز انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷.
در همين رابطه روزنامه معتبر آلمانى " فرانكفورتر آلگماينه تسايتونگ" در شماره امروز خود تفسيرى دارد به قلم "ولفگانگ گونتر لرش" تحليلگر روزنامه مزبور در امور خاورميانه و بويژه ايران با عنوان " انقلاب شكست خورده" كه نكات اصلى آن در اينجا آورده شده است.

" ولفگانگ گونتر لرش" در مقاله خود با اشاره به سرخوردگى آن بخش از ايرانيان كه خواستهاى خود را پس از ۲۵ سال انقلاب هنوز هم برآورده شده نمى‌بينند، از جمله مى‌نويسد: “البته حاكميت شاه عادلانه نبود، اما او و پدرش ايران را مدرنيزه كردند، سيستمى آموزشى ايجاد نمودند كه شايسته‌ى چنين نامى بود، و تغييراتى در جهت آزادى به شكلى غربى را به راه انداختند؛ هر چه پولهاى نفتى بيشتر به كشور سرازير گشت، به همان نسبت نيز روند تحولات نامتعادل تر شد”.

در ادامه اين مقاله آمده است كه چگونه كسانى كه سپس " مستضعفين" نام نهاده شدند، هر چه بيشترخود را در تقابل با اين طبقاتِ متمول شده يافتند؛ در اين ميان نيز روح اله خمينى رهبر مذهبى ايران، به تبليغات در بين همين گروه پرداخت كه ريشه‌اى عميقا اسلامى داشتند.
" لرش" در ادامه مقاله خود، به اين مسئله اشاره مى‌كند كه پس از سرنگونى شاه، برقرارى حكومت اسلامى، و تشكيل دولتهاى گوناگون در ايران، بالاخره با آغاز رياست جمهورى محمد خاتمى دوره‌اى تازه آغاز شد؛ در اين دوران روزنامه‌ها مى‌توانستند آنچه را كه مى‌خواستند بنويسند، و روزنامه نگاران و نويسندگان از تبعيد درونى خود بيرون آمدند؛ در اين دوره بود كه سخن گفتن از " جامعه مدنى اسلامى" آغاز شد.

تحليلگر روزنامه " فرانكفورتر آلگماينه تسايتونگ" بر اين عقيده است كه خاتمى در دوران رياست جمهورى خود به غرب و حتا به آمريكا امتيازاتى داده است؛ وى مى‌افزايد: “اما اقدامات خشونت آميزى كه با پشتيبانى پنهانى حكومتى، چه در خارج و چه در داخل كشور انجام مى‌گرفت نشان مى‌دادند كه جنگ بيرحمانه‌ى قدرت بين نيروهاى محافظه كار و اصلاح طلب بوجود آمده است”.

" لرش" بر اين عقيده است كه امروز چنين به نظر مى‌رسد كه انگار محمد خاتمى از ابتدا مقامى از دست رفته را احراز كرده بوده است؛ زيرا بسيارى چيزها در كشور تغيير كردند، اما تغييرى در ولايت فقيه، قوه قضاييه، سانسور شديد، شوراى نگهبان و مجلس خبرگان داده نشد و اين نهادها كماكان از قدرت بيشترى برخوردارند تا رييس جمهور و يا مجلس.

وى در نهايت نتيجه مى‌گيرد كه “عدالت به كشور باز نگشته است؛ در كشور عينا مانند زمان شاه جنگ اعصاب حكمرانى مى‌كند؛ بسيارى از جوانان از اسلام فاصله گرفته‌اند؛ آنها ديگر باورى به اصلاحات در چارچوب اسلام ندارند، بلكه دمكراسى مى‌خواهند؛ آنها بيش از هر چيز ديگرى به فيلم و موسيقى مد روز غربى علاقه دارند. مناقشه پايان ناپذير بر سر نامزدهاى انتخاباتى، در آينده نشان خواهد داد كه ايران در حال حاضر چه جايگاهى دارد”.

صدای آلمان

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^


Monday, February 09, 2004

شاهزاده چارلز در ایران اسلامی

امروز سرانجام پرنس چارلز مقام ولایت عهد بریتانیای کبیر وارد میهن اسلامی ایران شد و مورد استقبال سید محمد خاتمی قرار گرفت.
بهانه‌ی پذیرایی از این مقام شامخ دولت فخیمه‌ی انگلیس نشان دادن ویرانه‌های بم بود؛ اما همین مقام‌های دولتی جمهوری اسلامی که به مقام ولایت عهد انگلستان خوش آمد و welcome گفتند چندی پیش از سفر خانم الیزابت دل به ایران ممانعت به عمل آوردند؛ که مثلا ما خیلی ضد آمریکایی هستیم! در صورتی که در همان ایام پزشکان و پرستاران آمریکایی در بم مشغول معالجه و مداوای قربانیان زلزله بودند و بیمارستان صحرایی بزرگی هم برپا کرده بودند.

پرنس چارلز زمانی وارد ایران می‌شود که اقتدارگرایان اصلاح طلبان را از صحنه بیرون کرده و سید محمد خاتمی نیز رهبر کبیر ایران اسلامی بیعت کرده است.
اقتدارگرایان بدین وسیله به ملت دایی جان ناپلئون زده‌ی ایران می‌خواهند وانمود کنند که پشت سرشان دولت فخیمه‌ی انگلستان قرار دارد و این آش خاله است نخوری و بخوری پاته.
تعارف را کنار گذاشته و شمیشیر را از رو بسته‌اند که ما اینیم! پشت و پناه مان دولت انگلیس است و حضرت اجل!
دلم به حال آن بدبخت بسیجی‌هایی می‌سوزد که روزگاری جلو سفارت انگلیس مرگ بر سلمان رشدی می‌گفتند و حالا باید با شرم Welcome Charles ! بگویند؛ نه آن را می‌فهمیدند و نه این را.
روزگار غریبی ست، نازنین!

برگرفته از سايت مرتضی نگاهی

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~